تحلیل بنیادی بانک ملت

 

  مقدمه :

بالاخره پس از کش و قوس های فراوان و شایعات  مختلف تاریخ  ۳۰ بهمن برای عرضه  سهام  بانک ملت در نظر گرفته  شد تا طلسم  ورود بانک های دولتی به  بورس شکسته  شود  . این  اولین تجربه  خصوصی سازی بانک ها خواهد بود که  با  بانک ملت  آغاز می شود . هر چند نسبت  به خصوصی شدن اين  بانک ابهامات بسیاری وجود دارد و عدم تغیير مدیریت این  بانک را همچنان دولتی گذاشته ، اما می توان اميدوار بود که  با  ورود این  بانک  به  بورس جبهه  صنعت  بانکداری در بورس قوی تر شده  و این  صنعت با  حضور ۵ بانک نسبتاً معتبر دولتی و خصوصی کار خودرا در سال ۸۸  با قدرت  هر چه تمام  اغاز کند .

در مورد عرضه این  سهم  باید این  نکات را  خاطر نشان سازیم  که مسئولان  خصوصی سازی بر خلاف  قرار های گذاشته شده وهمچنین خلاف نظر اکثر کارشناسان  اقدام  به عرضه  بانک ملت  می کنند . اما با این  تفاوت که دیگر از عدم  فروش و قیمت  گذراي سهم نگران نیستند . در صورتی که هیچ استقبالی نیز از این  بانک به عمل نیاید کل سهام  این  شركت  توسط شرکت تامین  سرمایه امین  خريداری خواهد شد که تا حدوی مفهوم  خصصوی ساز ی و به خصوص کشف قیمت ر ا زیر سوال  برده است .

به هر حال  با اصرار سازمان خصوصی سازی و برای بالا بردن  آمار عرضه  در سال ۸۷ این عرضه  صورت می گیرد  و توجهی به  شرایط عمومی بازار نیز نشده است . عرضه  بانک ملت  حدقل ۶۵ تا ۷۵ میلیارد تومان نقدینگی نیاز دارد که این  حجم نقدینگی کل داد ستد بروس در در حدود  ۱ ماه  گذشته  است  .

 به نظر می ايد تمامی این موارد بدون توجه  به  مسائل عمومی بازار و برخلاف گفته و نظر کارشناسان صورت می گیرد که می تواند عواقب سختی را  برای این  سهم رقم بزند  هر چندکه گفته می شود از این  سهم نیز مانند سایر شرکت های دیگر خصوصی شده حمایت خوبی به عمل خواهد آمد .

تجربه  خصوصی سازی شرکت ها و عرضه سهام های اصل ۴۴ نشان داده که سرمایه مردم و سهامداران در حداقل قیمت  و قیمت عرضه حفظ می شود این خود مهم ترین عامل برای تشویق سهامداران  برای خرید این  سهم است  . 

صنعت  بانکداری در یک  نگاه :

صنعت  بانکداری درایرن دچار فرازو نشیب های فراوانی بوده است . هموراه دولت  به بانک ها  به عنوان حیاط خلوت خود نگاه می کرده که  باید در راستای سیاست های اقتصادی او حرکت کرده و هیچ استقلال خاصی را نمی توانند درپیش بگیرند  . بحث استقلال بانک مرکزی در دوره های  گذشته از همین  رو مطرح شد  که می تواند زمینه ها برای پیشرفت  صنعت  بانکداری را  فراهم آورد   . در دوره  اصلاحات  با  دید مثبت  به بانکداری خصوصی نگریسته  شد و بانک های خصوصی به  سرعت  رونق یافتند و توانستند تحولی شگرف را در این  صنعت به وجود اورند  اما  نقش آنها در نظام بانکی کشور تنها یک الگو بوده و سهم چندانی را از مبادلات بانکی ندارند .

در اینجا قصد نداریم  صنعت بانکداری را به چالش گرفته و به تاریخ و  تاریخچه آن بپردازیم  . قصد مان  براین  است  که کلیاتی از این  صنعت را متصور شده  و همچنین مزایا و مخاطرات و شرايط ویژه  ان را  بیشتر بررسی نمائیم  .

نگاهی به محصولات  بانکی :

هر بنگاه اقتصاد یک محصول و یا خروجی دارد . خروجی بانک ها عمدتاً خدمات ودر امد حاصل از تسهیلات است . آنها  با  جمع آوری منابع  مردم  و سایر بنگاه های های خصوصی و دولتی اقدام  به تجهیز منابع  برای سایر بنگاه های اقتصادی  و اشخاص درخواست ککنده تسهیلات نموده  و شرایط را  برای پیشبرد اهداف اقتصادي و پولی سایر بنگاه ها فراهم می آورند . مسلماً بانک ها دراین  بین  با  یک نرخ  مشخص هزینه  بابت  سرمایه های مردم پرداخت کرده و با نرخ مشخص دیگر نيز تسهیلات ارائه می دهد که اختلاف این  هزینه و درآمد سود بانکی را  برای این مجموعه به وجودمی اورد  . طی سال های گذشته نگاه دولت  به  بانک ها  به این  شکل بوده که باید نرخ  سود تسهیلات برای حمایت از تولید کننده و افزایش رونق اقتصادی کاهش یابد که این امر با  بی انظباطی پولی و مالی همراه  شده و به دلیل فراهم نبودن  شرایط و بستر آن موجب افزایش نقدینگی و به تبع  آن تورم  شد  که نتیجه معکوس را  برای جامعه به وجود آورد .

اما در شکل کلی می توان گفت که مردم و سیستم اقتصادي ما همواره برای دریافت وام تقاضا ی شدیدی داشته وهیچ گاه نشده که مردم ازدریافت وام خوداری کنند  . این به این دلیل است  که درکشور با تورم  بالا  همواره بدهکاران  سودبرده و طلبکاران متضررمی شود پس می توان  نتیجه گرفت  که تسهیلات اعطایی بانک ها  محصولی کم کشش است  که با  نغییر نرخ  سپرده  تقاضا برای آن اندکی تغییر می کند به طور ی که با افزایش نرخ سود ، تقاضا برای وام کمی کاهش یافته (و یا حتی تغییر نمی کند )و با  کاهش نرخ  سود  تقاضا به  شدت  افزایش می یابد  . البته نرخ  تورم نیز دراین امر بسیار تاثیر گذار است  . این  یکی از مهم ترين مزیت های گروه بانک است  که تقاضا برای محصولات آن همواره  بالا و کم کشش بوده  .

اما صنعت بانکداری در سراسر دنیا  به نوعی خدمات محور است و اکثر بانک ها با ارائه خدمات درامد خود را تامین می کنند اما در کشور ما خدمات  به حاشیه رانده شده و مردم با نگاه دولت محور ، ارائه خدمات از سوی بانک ها را وظیفه انها دانسته که ملزم به ارائه  رایگان  خدمات هستند . حال انكه در تمام دنیا این موااد برای مشتریان هزینه بر خواهد بود  . به نظر میرسد طی سال های آینده این  بخش از منابع درامدی بانک ها کمی پررنگ تر شود اما هنوزدر مقابل ارائه تسهیلات و درآمد حاصل از ان  وزن  بسیار کوچکی دارد  .دریافت کارمزد ها از انجام عملیات  مختلف بانکی  ، و همچین عدم انعطاف پذیری مردم ما از سیستم های نوین و الکترونیکی بانکی( عدم استقبال از خدمات اینترنتی ،مراجعه حضوری را رقم می زند که می تواند منجر به کسب کارمزد گردد )  می تواند بازار خوبی را برای دریافت کارمزد ها و تعرفه ها از انواع خدمات  بانکی فراهم آورد  .

دو بحران  پیش رو :

اما به نظر میرسد که صنعت بانکداری چندان بی خطر هم نباشد .شرایط نشان میدهد که دو عامل بسیار مهم این صنعت را تحت تاثیر خود قرار داده که به  اختصار در مورد ان صحبت خواهیم  کرد  .

۱- سیاست انقباض پولی :

از قدیم گفته اند که رهرو ان است  که آهسته و پیوسته رود  . اما  شاهد ان بودیم که طی ۲ سال  گذشته  رهروی بانکی ها  بر خلاف این موضع  بسیار تند پیش رفت  و با  در پیش گرفتن  سیاست های انبساطی و پرداخت آسان وام به بدنه جامعه در استانه یک  فروپاشی قرار گرفته  بود که به سرعت  جلوی پیشروی این  قضیه گرفت شد و با در پیش گرفتن  چند قلفه  شدن  خزانه و سیاست های عدم پرداخت و یا پرداخت  سخت گیرانه شرایط بانک ها تغییر کرد .

پیش از این گفتیم  که  بانکها  باید برای سوداوری سپرده های مردم را جذب کرده و سپس اقدام  به پرداخت تسهیلات می نمایند .اما وقتی شرایط به  شکل انقباضی ادامه داشته  باشد و بسیاری از وام های داده  شده  برگشتی نداشته ، سیاست انقباضی تنها راه چاره  است  که می تواند کاهش درآمد بانکی را  موجب شود  . البته  برخی از کارشناسان امور بانکی بر این عقیده اند که به دلیل رشدنقدینگی و پایه پولی و همچنین وجود تورم  ، بانک ها هیچ گاه  باکاهش سود مواجه نخواهند شد اما این  سیاست و ادامه آن بر وضعیت  آنها بسیار موثر است  .

۲- بحران جهانی :

بسیاری از اقتصاد دان های بدبین داخلی براین عقیده اند که پازل بحران جهانی در سال اينده  برای بانک های ایرانی مرتب خواهد شد و ما  شاهد شبیه  سازی مسائل ورشکستگی   ،برای بانک های داخلی خواهیم  بود   . ذکر دو نکته در این مورد ضروری است  . اول اینکه اقتصاد ما اقتصادی دولتی است و دولت  با تمام قدرت و  به هر نحوی که شده مانع از ایجاد بدگمانی و سوظن  مردم  به  سیاست اقتصادي می شود از همین رو دخالت دولت در سال آینده در صورت بروز چنین بحرانی ضروری و حتمی خواهد بود . و نکته بعد این  است  که در آمريکا بانکها با عرضه  بیش از اندازه  وثیقه های خود که عمدتاً املاک  بود  موجب این  رکود شد که نشان از ماهیت  مصرفی و نه سرمایه ای این  کالا دارد اما در کشور ما  ملک و زمین  به عنوان  یک کالای سرمايه ای اساسی شمرده می شود که بانک ها  بيشتر تمایل به حفظ ان را خواهند داشت  تا عرضه ان.  از طرفی عرضه ان نیز آن قدر کشش دارد که بانک ها و سیستم  اقتصادي کشرو را دچار سکته و برحان  نکند .

می توان این  طور نتیجه گرفت که معوقه بانک ها  و طلبکاری از مردم  می تواند بحرانی شبیه  بحران امريکا را رقم  بزند  اما  نه با ان قدرت و شدت . البته لازم است که ما نیز جانب احتیاط را در سرمایه  گذاری خود رعايت کنیم  .

نرخ  سود در سال آينده  :

نرخ  سود پاشنه اشیل گروه  بانک محسوب شده و  نقش بسیار حیاتی در درآمدهای این شرکت ها داشته  . همواره توجه سهامداران  به این موضوع بیش از سایر موارد است.

وضعیت  فعلی نشان میدهد که کاهش نرخ  سود کاملاًمنتفی است ودر بدترین حالت نرخ  سود ثابت می ماند . البته منطق حکم می کند که نرخ سود تسهیلات افزایش یابد و به تبع آن نیز نرخ  سود سپرده  ها افزايش یابد . بانک ها هم اکنون با نرخ  سود ۱۹ درصد  ، سپرده ها را جذب می کنند که این امرمی تواندزمینه سازی برای رشد سود تسهیلات  باشد  .

گفته می شود روز چهارشنبه  نرخ سود مشخص خواهد شد و همزمانی این اتفاق با عرضه  بانک ملت اوضاع را پیچیده تر خواهد کرد . کاهش نرخ سود تسهیلات حتی اگر یک  سناریو ضعیف باشد می تواند تمام نقشه هاي سهامداران  را برای خرید این  سهم و عرضه ای موفق نقش بر آب کند  .

جمع بندی :

به طور کلی صنعت بانک در بورس می تواند به عنوان  یکی از صنایعی که از برحان اقتصادی دنیا تاثیر کمتری را پذیرفته شرایط خوبی را تجربه کند . اما در این  بین  تفاوت عمده ای بین  بانک های دولتی و خصوصی  وجود داردو آن هم مطالبات بالای این  بانک است  که کمی کار را پیچیده کرده  . اما  به  طور کلی چشم انداز این  صنعت در سال بعد و سال های پس از آن روشن است  .

 

در تحلیل زیر قصد داریم تا  به  بررسی کامل بانک ملت  بپردازیم و از تمامی زوایا این  سهم  را که قصد ورود به  بورس دارد بررس نمایيم  . مطمئناً پیچیدگی های خاصی دراین امر وجود دارد که سعی شده با  زبانی ساده و قابل فهم بیان  شود  و با نتیجه گیری منطقی تصمیم درستی را در مورد خرید و یا عدم خرید ان اتخاذ نمایيم  .

معرفی شرکت  :

با  وقوع انقلاب اسلامی بانک ها نیز از حالت قبلی به حالت بانکداری بدون ربا  تغییر فرم داد  وبر اساس راى صادره ازسوى مجمع عمومى بانک درجلسه بیست و هشتم آذر ماه هزار و سیصد و پنجاه و هشت و با مجوز حاصل از ماده ١٧ لایحه قانونى اداره امور بانک ها، بانک ملت با سـرمایه اولـیه ۵/۳۳ میلیارد ریال و از ادغام ١٠ بانک خصوصى(داریوش، تهران ،تجارت خارجی ،پارس،ایران و عرب، بین المللی ایران ،تعاونی توسعه و توزیع ،بیمه ایران ،فرهنگیان  و عمران )  ایجاد گردید. در حال حاضر تعداد شعب این بانک ۱۸۷۲و تعداد کل پرسنل آن در سطح شبکه بانک ۲۴۸۰۳ نفر می باشد
 بانک ملت در حال حاضر با سرمایه  ۱۳/۱۰۰میلیارد ریال بعنوان یکی از بزرگترین بانکهاى کشور است که در چارچوب دولت جمهورى اسلامى ایران فعالیت می نماید.

نگاهی به تعداد شعب و نیروی انسانی :

 

سال مالی

۸۲

۸۳

۸۴

۸۵

۸۶

۸۷

تعداد کارمند

۲۴۷۷۵

۲۵۱۷۹

۲۵۵۵۶

۲۵۱۳۳

۲۴۹۸۷

۲۴۷۳۵

شعب

۱۹۶۲

۱۹۵۱

۱۹۶۰

۱۹۶۴

۱۸۷۵

۱۸۹۲

سرانه کارمند در هر شعبه

۱۳

۱۳

۱۳

۱۳

۱۳

۱۳

 همانطورکه ملاحظه می کنید این  بانک  توانسته  روند نسبتا معقول و منطقی را در رشد و ثبات در نیروي انسانی به کار گیرد .

تعداد شعب این  بانک نیز کمی کاهش یافته که البته  برخی به دلیل جابجایی ها  بوده و به نظرمیرسد  مجدداً به  رقم ۱۹۵۰ نزدیک می شود  . بهره وری در استفاده از نیروز کار از همان ابتدای دولت اصلاحات و دولت فعلی در دستور کار مدیران این  بانک قرار گرفته است  .

اما نکته  بسیار مهم  سرانه کارمند در هر شعبه است که عدد ۱۳ برای آن مشخص شده عدد ۱۳ برای هر شعبه کمی بالاست و به نظر می آيد باید در سطح ۱۰ یا  ۹  متمرکز شود چرا  که تعداد شعب بالای این  بانک   رقم  ۱۳ را برنمی تابد . البته میانیگن تعداد کارمند در شعب بانک خصوصی بالای ۱۵ است  که  با توجه به تعداد کم  شعبه در سطح  کشور رقم  قابل قبولی  است  . اما  این  میانگین برای بانک ملت با  چنین حجم شعبه بالاست .

 

روند افزایش سرمایه در بانک :

در جدول زیر روند افزایش سرمایه  این  بانک را  مشاهده می کنيد که  تا حدودي ثابت  بودن  سرمایه این  بانک  را نشان می دهد .

 

سال مالی

۸۲

۸۳

۸۴

۸۵

۸۶

۸۷

سرمایه

۱۲۳۹۰۰۰

۱۳۱۰۰۰۰

۱۳۱۰۰۰۰۰

۱۳۱۰۰۰۰۰

۱۳۱۰۰۰۰۰

۱۳۱۰۰۰۰۰

 

 

برنامه افزایش سرمایه  برای این  بانک بسیار بعید است  . بانک ملت  بر خلاف بسیاری از بانک های خصوصی افزایش سرمایه  چندانی ندارد و مدت هاست  در سرمایه  فعلی درجا زده است .

پایان  قسمت اول

 

گروه تحلیل گری بتا سهم

بهمن ۸۷

گزارش بازار سه شنبه ۲۹ بهمن۸۷ از بتا سهم

فضای سرد ملت !

امروز، سه  شنبه ، ۲۹ بهمن  بازار کار خود رادر حالی آغاز کرد  که  شرایط برای عرضه  بانک ملت  فراهم  شده و مخابرات  خود را  به  طور کلی از بازار کنار کشیده است  . در روز های گذشته در مورد عرضه  همزمان این سهم صحبت کرده  بودیم که به نظر میرسد مدیران مخابراتی  صورت های مالی ۹ ماهه تلفیقی را بهانه کرده تا  عرضه این  سهم فعلاً  تا  اواسط هفته  اینده  به تعویق بیافتد . بازار امروزنیز تحت تاثیر این خبر ها  واکنش های متفاوتی را نشان می داد اما همچنان در پیچ و خم عبوراز گذر بحران اقتصادی ورکود عمیق بورسی است  .

البته آن طور که به نظر میرسد بازار امروز با عرضه  بسیاری از شرکت  ها  دنبال  شد که می تواند زمینه  سازی برای هجوم  برخی کوتاه مدت ها و نوسان گیر ها  به  سمت بانک ملت  باشد  که  با سودی ۱۰ تا۱۲% قانع  شده و مجدداً به  سمت  بازار بازگردند  . امروز منفی بودن  بازار و عرضه ها  دامن برخی نمادها را  گرفت  که تا دیروز در صف های خریدخودنمایی می کردند  . ۳ شرکت کنتور سازی، پارسیان و مپنا بزرگترین  بازنده های بازار امروز بودند که قربانی بانک ملت  شدند  . البته در بین  سایر شرکت ها فولاد ،امید  ، کچاد  و چند شرکت دیگر هم حجم معاملات خوبی داشتند اما منفی نه مثبت !.  بازار امروز  با تمامی و فراز و نشیب هایش با  چهره ای نه چندان قابل تحمل به  استقبال بانک ملت  می رود .

اما  یکی از مهم ترین رخداد های بازار امروز در شاخص روی داد  . پس از مدت ها  شاهد بودیم که شاخص از مرز ۸۴۰۰ فاصله گرفت و وارد فاز حرکتی ۸۳۰۰  شده است و امروز با ۲۲ واحد کاهش در محدوده  ۸۳۹۰ واحد قرار گرفت تا  کاهش ۳۵% شاخص تکمیل شود . این  کاهش شدید را وقتی در کنار اظهارات وزیر اقتصادمبنی بر  عدم تاثیر پذیری بورس ما از بحران جهانی می گذاریم  به نتایج جالب و ناامید کننده تری می رسیم  . این نشان می دهد که از نظر دولت و برخلاف بسیار ی از کارشناسان وضع  بازار بورس بسیار خوب بوده و علاوه براین که به کمکی احتیاج ندارد  باید عرضه ای به سنگینی ۶۵ تا ۷۰ میلیارد را هم تحمل کند .

اما در حاشیه های خبری بازار  چه خبر است  !  

در این  مقاطع  حساس که  بازارنیاز به آرمش و خبر های مثبت  دارد  وضعیت بازر های جهانی نیز رو به افول نهاده تا نشان داده  شود  که بسته  پیشنهادی اقتصادی اوباما تنها یک  محرک چندروزه  برای بازار ها بوده است . دوباره  شاهد کاهش شدید شاخص ها در اروپا ، اسیا و امریکا  هستیم  . قیمت نفت  نیز به واسطه نگرانی از کاهش تقاضای کشور های صنعتی و سرمایه داری با کمی کاهش به  ۳۷ دلار رسیده و احتمال  سقوط تا ۳۵ دلار کاملاً ملموس است  . مسلماً وقتی این دو بازار به این  شکل باشند بازار فلزات نیز محکوم به کاهش بوده و همانطور که می بینیم  قیمت مس و سایر فلزات با  کاهش مجدد مواجه  شده اند . مدت هاست  قیمت مس در یک  بازی چند  هفته ای مدام  بین ۳۰۰۰ تا ۳۵۰۰ در نوسان است .

 دردنیای سیاست هم  اتفاق خاصی رخ نداده و همه چیز سر جای خود قرار دارد  . البته  گفته می شود هفته های دوم وسوم  اسفند روز های پر خبر ی برای دنیای سیاست خارجی ایران خواهد بود چرا  که برخی سفر های  منطقه ای  مقامات آمریکایی مورد توجه بازار واقع می شود . تحولات عربستان نیز می توانددرمنطقه  موثر باشد  .

اما در بازار امروز چه خبر بود  !

بازار امروز را  با  مثبت  شدن نسبی  گروه برق  و به خصوص شرکت ایران ترانسفو آغازکردیم که از مدت ها  قبل همه منتظر رشد او بودند  . کاهش قیمت  مس و همچنین کاهش فشار فروشندگان از مهم ترین دلایل این رشد قیمت  بوده است .  اما  بازار امروزدر کنار رشد قیمت  برخی شرکت های کوچک با  ریزش بزرگان و زمین گیر شدن  آنها  همراه  بود  . منفی شدن  مپنا ، کنتور سازی و پارسیان  سه  رکن  مهم  مثبت ها، نفس بازار را گرفت. وباعث شد او  خود را در بین چند شرکت کوچک تنها ببیند . البته هنوز حکشتی مقاومت می کند اما  مقاومت او هم در قیمت های نزدیک  به  ۳۰۰ متزلزل است  . در گروه  سنگ آهن نیز به غیر از چادرملو که امروز گزارش سود سال ۸۸ خود را  اعلام کرد باقی در صف های فروش قرار دارند که کار را  برای این  گروه  سخت کرده است .البته  گزارش خوب کچاد می توان امیدواری را  به  اردوگاه انهابازاگرداند . در گروه  فولاد هم تعدیل منفی فخاس قطعی شده و امروز شاهد مقاومت جدی فولاد مبارکه بودیم  . از دارو  و پتروشیمی هم بخاری بلند نمی شود تا همه چیز بر علیه  صنایع  بزرگ بورسی باشد . بازار امروز با  حدود ۴۸ میلیارد ریال  معامله و افت  ۲۲ واحدی شاخص روز خوبی را  قبل از عرضه  بانک ملت  پیش رو نداشت  تا  با  قیافه ای عبوس و زشت  به  استقبال بانک ملت  برود .

فردا  که می آیی به  سراغم !

این  برای اولین  بار است  که  مدیران  خصوصی سازی به دور از دغدغه  قیمت  گذاری و مشتری یابی ، سهم خود را در بورس عرضه می کنند و ان چنان از موضع قدرت  حرف می زنند که کسی جلو دار آنها نیست . انصافاً بانک ملت هم  برخلاف مخابرات  همه چیز خود را شفاف کرده تا سهامدارن  با  اطلاعات کامل از این  سهم  استقبال نمایند .فردا در حالی این عرضه انجام می شود که  اخابر عرصه  را  برای ملت  خالی کرد تا  فعلاً یکه تازی کند . این  شرکت موفق شده در گزارش ۹ ماه خود  حدود ۶۹% از سود ۱۸۵ ریال را پوشش دهد  . همچنین سود سال ۸۸  این  شرکت نیز با  رشد قابل توجه به  ۲۳۹ ریال  رسیده است . اما مدیران  خصوصی سازی  قبل از عرضه  بانک ملت  بازار گرمی را  به راه انداخته و از سیاست  تب و مرگ  استفاده می کنند  . امروزمعاون  سازمان خصصوی سازی اعلام کرد که ارزش دفتري هر سهم بانک ملت  ۱۳۵ تومان است . به نظر میرسد این  قیمت  را  اعلام می کنند تا  سهامدارن  به  ۱۲۰۰  ریال  راضی شوند  . درواقع  مرگ  ۱۳۵ را  گرفته تا به تب ۱۲۰  برسند ! اما نکته ای که  بیش از همه مورد توجه است و لازم است  تا  سازمان  بورس بیشتر ان را واکاوی کند مشخص بودن  قیمت عرضه  از قبل است  . کشف قیمت دربورس بدین معنی است  که باید سهم  در بورس توسط سرمایه  گذاران  مشخص شود اما این که عده ای در پشت درهای بسته  سهم  را  قیمت  گذاری کرده وفردا خریدار آن  هستند نقش بورس را  کاملاً به حاشیه  برده و درواقع  بورس را به یک  دفتر خانه اسنادرسمی   !! تبدیل کرده که فقط کار ثبت در آن  انجام خواهد شد . انها  فردا  برای سهامداران نمایش باز ی می کنند و قیمت از قبل مشخص است  . این  با اصل خصوصی سازی و کشف قیمت در تضاداست  که می تواند بعد ها  بازار  را دچار مشکل کند . به هر حال  به نظر میردس فردا  بانک ملت کار خود را  با  قیمت  ۱۲۰۰  ریال  آغاز کرده و می تواند با اندک حمایت  اطرافیان  این  بانک و برخی نوسان گیرها  تا  ۱۳۵۰  ریال  رشد کند . نکته  بسیار مهم این است  که مهر اقتصاد و بسیاری از کله گنده های بازار فعلاً  در این  سهم فعالیتی نخواهند داشت .

عسل به خربزه  باخت !

مخابرات نتوانست  حریف بانک ملت  شود و به نفع خود دید که فعلاً برای ملت  مزاحمت ایجاد نکند. روز یکشنبه در گزارش بازار ، به  طور تلویحی از اجماع نسبی بر بازگشایی اخابر در روز های ابتدایی اسفند  صحبت کردیم و به نظر میرسد مدیران    سازمان و مدیران مخابرات به نتیجه  رسیده اند که  بازگشایی اخابر قبل از عرضه  بانک ملت  می تواند به  ضرر انها تمام  شود .

گفته می شود که  اخابر در روز های ابتدایی اسفند(احتمالاً  شنبه  یا  یکشنبه ) بازگشایی خواهد شد که این بازگشایی شدیداً وابسته  به ارائه  گزارش تلفیقی  ۹ ماهه این  شرکت است . هر چند برخی شایعات از فشار سازمان  بورس به این  شرکت  برای ارائه  گزارش سود سال ۸۸ آن خبر می دهند و این احتمال وجود دارد که  مخابرات  با  اعلام سود سال ۸۸ ، مجدداً پا به  دنیای بورس بگذارد  .  به هر حال  نگرانی ها و انتقاد از عرضه  هم زمان  این  دو سهم  جواب داده و فعلاً مخابرات بازگشایی نخواهد شد  .

اما نکته ای توسط مدیر عامل مخابرات مطرح  شده است که قراراست  جلسه شفاف سازی این  سهم  برای بازگشایی عصر فردا  برگزارشود و سهامداران و صاحبان رسانه  به خوبی از وضعیت این  سهم  مطلع شوند  . بااین تفاسیر احتمال  بازگشایی اخابر در روز شنبه نیز وجود دارد . فردا  سعی خواهیم کرد در مورد اظهارات  جالب توجه ایشان در خصوص سود خالص و هزینه های متفرقه  شرکت   صحبت کنیم .

خبر عجیب کچاد!

امروز و در میانه وقت  معاملات شاهد اطلاعیه ای از سوی چادرملو بودیم  که شوکه کننده  بود . کچاد سودسال ۸۸ خود را اعلام کرد که موفق شده این  سود را  با  رشدی ۹/۸% همراه سازد . سود سال ۸۸  این  شرکت مبلغ ۱۷۴۱ ریال اعلام شده که  اختلافی ۱۵۷ ریالی با  سود سال ۸۷ داشته و  تنها۲ ریال  با مرز۱۰% فاصله دارد  . دو نکته در مورد این  سود قابل توجه است  اول اینکه این  شرکت  به شدت از بسته  شدن نمادمی ترسد و تنها با ۲صدم  درصد اختلاف از توقف نماد دور شد  . و نکته دوم و بسیار مهم  این  است  که شرکت  رشدی ۱۰% را در قیمت  سنگ آهن در نظر گرفته که  بسیار مهم و حیاتی است  . این رشد۱۰% در قیمت سنگ آهن  بسیار جالب توجه است و امیدواریم با هماهنگی با  فولادی ها  صورت  پذیرفته  باشد !! از طرفی خبر نیمه مثبت دیگر در مورد کچاد حضور رئیس جمهور در این  شرکت است  . افتتاح خط چهارم معدن چادرملو فردا توسط رئيس جمهور انجام می شود که می تواند خوراک خبری خوبی برای این  شرکت  باشد. البته  خط ۴ پیش از این  کار خود را برای این  شرکت  انجام داده و افتتاح اندر مقطع  فعلی کمی عجیب به نظر میرسد  . این  طرح موجب  افزايش ظرفيت معدن چادرملو به ميزان ساليانه ۷/۱ ميليون تن كنسانتره سنگ آهن با عيار بالا براي مصرف در كارخانه هاي گندله سازي و فولادسازي كشور می شود که خبری خوب برای این  شرکت است  . اما باز هم  همه ی آنها به پاسخ نرخ  رشد ۱۰% سنگ آهن نمی رسد که باید منتظر واکنش فولادی هاماند . امیدواریم  داستان  رشدقیمت  سنگ آهن مانند ماه های گذشته  برای این  گروه تکرار نشود . امروز به غیر از کچاد ، معادن ،گل گهر و امید در صف های فروش بودند هر چند که امیدباز هم  با حجم معاملات بالایی همراه  شده است .

سقوط معنادار بانکی ها !

در غیاب بانکی های مانند کارافرین و اقتصادنوین همه ی نگاه ها به پارسیان است  که این  سهم نیز امروز با  بیش از ۳ میلیون معامله در قیمت های ۱۷۰ به کار خود پایان داد .این در حالی بود که این  سهم  با حدود   ۹ تومان اختلاف   بین ۱۶۶و ۱۷۵ جابجا شد . عرضه  سهامداران  این  سهم قبل از رسیدن  به  مرز ۱۸۰۰ به خوبی ترس از این قیمت روانی را نشان میدهد . ازطرفی سهامداران  بانکی بدشان نمی اید شانس خود ر ا  با  چند روز بانک ملت  آغاز کنند که می تواند پشت پارسیان را خالی کند  .

فردا قرار است  نرخ  سود تسهیلات اعلام شود که  بر وضعیت  این  گروه تاثیر بسیار بالایی دارد  . اعلام خبر کاهش نرخ  سود بیشتر شوخی بااین  گوره است  اما تیر خلاص به یکی از پرپتانسیل ترین صنایع  بورسی است  .

اسطوره ای که زود تمام  شد !

به  راستی که جای شرکت های اصل ۴۴ در بازار بسیار تنگ است .در حالی که مپنا و کشتی رانی دو شرکت  مثبت این  وادی بودند با امدن  بانک ملت جا برای هر ۳ کمی تنگ بود . عرضه مپنا  بر حکشتی ارجحیت داشت  تا این  سهم امروز با  بیش از ۲ میلیون  سهم معامله در قیمت های ۱۲۷تومان آرام گیرد  . به نظرمیرسد مپنا می تواند پس از یک  برگشت دیگر به  سمت ۱۱۵  مجدداً راه  رشد را در پیش بگیرد . او این  بار قربانی نوسان گیر هایی شده که پس از چندروز بی صبر ی و کندی حرکت این  شرکت حوصله  شان  سر رفته و قصددارند  شانس خود را  با  سایر شرکت ها از جمله ملت  امتحان کنند  .

این  سهم  با  گزارش ۱۲ ماهه و سودسال ۸۸ می تواندبازهم  توجه  بازار را  به  سمت خود جلب کند  .

امادر حاشیه  بازار چه خبر بود !

در بازار امروزنیز حجم معاملات  بالای فولاد قابل توجه  بود که قصد داشت در قیمت های ۱۹۰ همچنان  باقی بماند . تعدیل منفی فخاس و  همچنین رشدقیمت  سنگ آهن دو خبر بسیار نگران کننده  برای این  گروه است که می تواند انهارا در استانه توقف نماد برای اعلام  سود سال ۸۸ و کاهش شدید سود قرار  دهد  .

بازار امروز با حجم معاملات گروه خودرو به خصوص  زامیادهمراه  بود که پی به ای پائین آنها می تواند توجه سهامداران را در رکود فعلی به  سمت خود جلب نماید . منفی شدن لیزینگ ایران و لیزینگ غدیرنیز ازدیگر رخداد های مهم  بازار امروز بود  . غدیر هم امروزنتوانست در مرز ۱۵۰ خود را حفظ کند و با بیش از ۴۱۲ هزار سهم معامله در قیمت های ۱۴۷ تومان هم معامله شد . امروزهمچنین با توقف برخی نمادها برای تعدیل  سود و اعلام  سود سال ۸۸ مواجه بودیم  که مس باهنر، شسم ، دارویی امین ، کیمیدارو، رازی ،ابوریحان و اسوه  از مهم ترین  آنها  بودند .

درپایان معاملات امروز حدود ۲۶میلیون  سهم و حق تقدم به ارزش بیش از۴۸میلیارد ریال مورد داد وستد قرار گرفت شاخص کل ویاهمان شاخص قیمت بورس هم با ۲۲ واحد کاهش به ۸۳۹۰  واحد رسید .

تحلیل سايپا آذين و كنتور سازي ايران

 

به گزارش بورس نیوز، سهام شرکت های مورد توجه بازار به ترتیب ذیل انتخاب شدند و مورد تحلیل قرار گرفته اند و به طور خلاصه هدف قیمتی هر یک تعیین گردیده است.

سايپا آذين : امروز نماد خاذين با افزايش قيمت و ميانگين قيمت 1151 ريال مورد معامله واقع شد. همانطور كه در نمودار قيمت ذیل مشاهده مي نماييد ، قيمت، بالاي ميانگين متحرك 17 روزه خود در حال حركت مي باشد و نشان از روند افزايشي سهم را تاييد مي نمايد. نماگر هاي تحليل تكنيكي نيز روند سهم را افزايشي پيش بيني مي نمايند. قيمت پتانسيل صعود تا هدف قيمتي 1200 ريال را تاييد مي نمايد. قدرت نسبي اين سهم 85 درصد مي باشد كه قدرت خوبي براي صعود محسوب مي شود.
 
نمودار قيمت بين روزي (90 دقيقه اي) سايپا به همراه نماگر هاي تكنيكي (MACD و RSI و Stochastic )
 


كنتور سازي ايران : اگر از تحليل قبل به خاطر داشته باشيد ، حد مقاومتي 4400 ريال را هدف قيمتي اين سهم معرفي نموديم ، با توجه به اين كه قيمت اين حد مقاومتي را با موفقيت گذرانده ، حد مقاومتي 4600 و 5200 به ترتيب در مسير حركت افزايشي قرار دارد. قيمت، بالاي ميانگين متحرك كوتاه مدت قرار گرفته كه نشان از روند افزايشي سهم دارد. نماگر هاي تحليل تكنيكي ، استاكستيك و قدرت نسبي در محدوده خريد افراطي داراي نوسان مي باشند (همانطور كه مي دانيد ، معمولاً سقفها و كفهاي اصلي در اين محدوه شكل مي گيرد) قدرت نسبي اين سهم نسبت به شاخص كل 90 درصد مي باشد كه مثبت ارزيابي مي شود.
 
نمودار قيمت بين روزي (90 دقيقه اي) كنتور سازي ايران به همراه نماگر هاي تكنيكي (MACD و RSI و Stochastic )



منبع : شركت كارگزاري راهبرد

بازدهي 55 درصدي سهام شركت گلتاش

 
پيش بيني عملكرد دوره مالي منتهي به 87.9.30 در مقايسه با عمكرد واقعي سال مالي ماقبل اين شركت به ترتيب فروش 25 درصد افزايش ، سود عملياتي 97 درصد افزايش و سود خالص 105 درصد افزايش يافته است .

شركت گلتاش در سال 1361 در اصفهان به ثبت رسيده و با تصويب مجمع در سال 1378 از شركت سهام خاص به عام تبديل و سهام آن در سال 1383 در بورس اوراق بهادار عرضه شد .

به گزارش بورس نيوز ؛ در حال حاضر شركت گلتاش در ميان شركت هاي توليد كننده محصولات شوينده و پاك كننده از جايگاه ممتازي برخوردار است و يكي از بزرگترين شركتهاي توليد كننده محصولات شوينده بهداشتي در كشور بشمار مي آيد . محصولات اين شركت در حال حاضر به كشور هاي اروپاي شرقي ، آفريقا ، آسياي ميانه و حوزه خليج فارس صادر مي شود ميزان صادرات گلتاش بالغ بر 723 هزار دلار برآورد شده است كه در اين خصوص شركت قصد افزايش اين رقم را دارد .

پيش بيني عملكرد دوره مالي منتهي به 87.9.30 در مقايسه با عمكرد واقعي سال مالي ماقبل اين شركت به ترتيب فروش 25 درصد افزايش ، سود عملياتي 97 درصد افزايش و سود خالص 105 درصد افزايش يافته است .

به گزارش بورس نيوز ؛ سود سال مالي منتهي به 87.9.30 اين شركت 1058 ريال اعلام شده است كه در گزارش 12 ماهه اين شركت 1083 ريال محقق شده است كه نسبت به رقم اعلام شده افزايش نشان مي دهد.

طرح توسعه و افزايش توليد انواع محصولات بهداشتي از قبيل صابون ، شامپو و خمير دندان از جمله طرح هاي مهم در دست اجراي اين شركت مي باشد كه اثرات سود آوري آن هنوز اعلام نشده است .

شايان ذكر است اين شركت براي سال مالي آينده خود (88.9.30 ) 835 ريال EPS اعلام كرده است كه نسبت به سال مالي منتهي به 87.9.30 ، 16درصد كاهش نشان مي دهد . بنظر مي رسد دليل اصلي آن افزايش 17 درصدي بهاي تمام شده كالا باشد .

همچنين بازدهي سهام اين شركت از ابتداي سال جاري تاكنون در بازار سرمايه بيش از 55 درصد گزارش شده است كه از اين حيث در رتبه نخست شركتهاي توليد كننده محصولات بهداشتي قرار گرفته است.

در پايان با توجه به نزديكي به زمان برگزاري مجمع اين شركت شايان ذكر است هيأت مديره گلتاش در نظر دارد تقسيم 50 درصد از سود سال مالي منتهي به 87.9.30خود را به مجمع عادي ساليانه خود پيشنهاد دهد .

تحلیل تکنیکال شاخص کل

 
اگر می خواهید در بورس سرمایه گذاری کنید یا قصد تغییر پرتفوی سهام خود را دارید حتما باید از روند شاخص کل مطلع باشید در این تحلیل با آینده روند شاخص آشنا خواهید شد .
در شکل 1 مشاهده می کنید که شاخص کماکان در موج سوم نزولی خود قرار دارد و تحت یک کانال نزولی در حرکت می باشد.
 
اسیلاتور الیوت این موج سوم نزولی را تاًیید می کند. شاخص macd زیر صفر قرار دارد ولی بالاتر از میانگین خود قرار دارد که نمایش می دهد روند نزولی شاخص کند شده است.

در شکل 2 نمودار روزانه شاخص به تصویر کشیده شده است،شاخص زیر کلیه میانگین های متحرک خود قرار دارد و شاخص rsi در محدوده فروش هیجانی خود قرار دارد و این موضوع نمایانگر وضعیت نزولی شاخص می باشد.شاخص adx نزولی می باشد که بیانگر عدم وجود روند غالب در بزار می باشد.

در شکل 3 نمودار هفتگی شاخص به تصویر کشیده شده است. شاخص زیر کلیه میانگین های متحرک خود قرار دارد و شاخص rsi در منطقه فروش هیجانی خود قرار دارد و شاخص adx نیز صعودی با روند منفی می باشد که نمایانگر احتمال ادامه روند نزولی در اینده می باشد.

در شکل 4 نمودار ماهانه شاخص به تصویر کشیده شده است. در منطقه 8100 حمایت جدی برای شاخص وجود دارد در حقیقت احتمال حمایت شاخص توسط میانگین 100 دوره ای در این محدوده وجود دارد.

 
منبع:شرکت پارسینا تجارت

شرایط مثبت سرمایه گذاری البرز …

تحلیل خبر

نماد سرمایه گذاری البرز که دیروزبرای تعدیل  سود متوقف شده  بود  با اعلام  سود سال ۸۸  احتمالاً امروز بازگشایی خواهد شد .

این شرکت     سود سال ۸۷  خود را  مبلغ ۳۸۱ ریال  اعلام نموده  است  که در سال ۸۸ این  رقم  با  بیش از ۱۰% رشد به ۴۲۱ ریال  افزایش یافته  .رشد سود شرکت های زیر مجموعه نظیر تولی پر س و دارویی سبحان عمده دلیل افزایش سوداین  شرکت  بوده است .

اما در کنار این  بحث نکته های دیگری نیز قابل توجه است و آن این  بوده که  البرز سومین  شرکتی است  که  برای تعدیل  سود  متوقف شده و سود سال ۸۸  خود را  با  رشد اعلام می کند . پیش از این  البرز دارو و جابر نیز با  رشد سود مواجه  بودند. این خود میتواند عامل مهمی در اعتماد و افزایش توجه ها به  گروه دارو باشد  .

پیش بینی می شودقیمت  سهم تغییر چندانی را  شاهد نبوده و در محدوده ۱۶۵ تا ۱۷۰ بازگشایی شود  .

 

 

 

گروه تحلیل گری بتا سهم

بهمن ماه ۸۷

حکشتی با  روند فعلی …

امروز خبر رسیده که  کشتی رانی در گره معاملاتی قرار دارد و  با  محدودیت  حجم مبنا  مواجه نخواهد شد . این  سهم  هم اکنو ن با بیش از ۲ میلیون    صف خرید مواجه است که عدم عرضه  آن زمینه  ساز گره خوردن و رشد قیمت  سهم  شده است  . اما  دلیل این شرایط مثبت  چیست .پیش از این و در همین  ستون در مورد کشتی رانی صحبت  کرده  بودیم که  با  افزایش ناوگان حمل نقل خود مواجه  بوده  و در گزارش دهی نیز پوشش سود مناسبی داشته است  ، برنامه افزایش سرمایه و تعدیل احتمالی مثبت نیز در راه است  که موجب اطمینان  سهامداران نسبت  به این  سهم  شده اما  یکی از  مهم ترین عوامل این  حرکت مثبت در حکشتی رشد شدید شاخص بالتیک بوده  که  در روز های گذشته  به  مرز ۱۹۰۸ واحد رسیده است . نمودار زیر که  با  رنگ  آبی تیره  مشخص است  روند شاخص بالتیک  را نشان می دهد .

 

 

به نظر میرسد روند صعودی این  شاخص ادامه داشته (البته از این  پس با  سرعت  کمتر) و می توان  به  رشد قیمت  کشتی رانی نیز امیدوار بود  . دراین  بین حمایت های تامین اجتماعی از این  سهم  و جلوگیری از بازی نوسان گیر هامی تواند نقش بسزایی داشته  باشد .

 

 گروه تحلیل گری بتا سهم

بهمن ماه ۸۷

بازار امروز از دید ایران تحلیل

در گروه فولادی در روزهای گذشته با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال و اعلام گزارشات سال آینده شرکت ها شاهد افزایش عرضه ها بر روی نماد های این گروه بودیم . برای نماد فولاد مبارکه محدوده قیمتی 1900 ریال اولین محدوده حمایتی قمی سهم محسوب می شود و با توجه به حمایت های مناسب از سهم احتمال متعادل شدن نماد طی معاملات روزهای آینده وجود دارد . عبور از این محدوده در این مقطع بعید به نظر می رسد اما احتمال رشد قیمتی قابل توجه سهم نیز در این مقطع بسیار دور از ذهن می باشد . در همین گروه برای نماد فولاد خوزستان با توجه به وضعیت نه چندان مناسب شرکت پیش بینی می شود شرکت در پوشش عایدی سال جاری خود با مشکل نسبی مواجه شود . کارشناسان پیش بینی می کنند شرکت عایدی سال آینده خود را در محدوده 800 ریال به بازار اعلام نماید . محدوده های قیمتی 4000 ریال و 3800 ریال نیز دو محدوده حمایتی پیش روی سهم محسوب می شوند .   

 

 

در گروه دارویی و برای نماد البرز دارو با توجه به اینکه نماد که احتمالا به دلیل اعلام عایدی سال آینده شرکت می باشد ، پیش بینی می شود شرکت عایدی سال آینده خود را در محدوده 1450 ریال تا 1500 ریال به بازار اعلام نماید . در صورت به وقوع پیوستن این امر پیش بینی می شود نماد در محدوده های قیمتی 7500 ریال بازگشایی شود . کارشناسان معتقدند با توجه به وضعیت شرکت سهم در میان مدت در محدوده های قیمتی 7300 ریال تا 7800 ریال در نوسان باشد و انتظار خاصی از سهم در میان مدت نمی توان داشت .

 

 

برای نماد پالایشگاه اصفهان خبرهای دریافتی از این شرکت حاکی از آن است که شرکت در گزارش شش ماهه عایدی خود را در محدوده 1900 ریال اعلام نموده که در این مدت موفق به پوشش 1030 ریال از این عایدی گردیده است . اما شایعات بازار از عدم بازگشایی نماد حکایت دارد . شنیده شده بورس به دلیل عدم انتشار گزارش نه ماهه شرکت مانع از بازگشایی نماد شده است و تا زمان اعلام گزارش نه ماهه و همچنین پیش بینی سال اینده ، اجازه بازگشایی نماد را صادر نخواهد کرد . با توجه به این مطلب تعدیل عایدی شرکت نیز در هاله ای از ابهام قرار گرفت .  

 

 

برای نماد مخابرات حجم شایعات در خصوص بازگشایی نماد به قدری بود که شنیده می شد نماد در روز یکشنبه و یا دوشنبه هفته جاری بازگشایی خواهد شد . اما با پیگیری های صورت گرفته مشخص گردید که سازمان بورس بازگشایی این نماد را نیز منوط به اعلام گزارش نه ماهه شرکت کرده است . اما در خصوص گزارش شش ماهه شرکت ، طبق این گزارش شرکت مادر در نیمه نخست سال با زیانی در حدود 7 ریال مواجه شده است البته این زیان به این دلیل می باشد که سود زیر مجموعه های شرکت معمولا در نیمه دوم سال به شرکت مادر انتقال می یابد . اما سود تلفیقی شرکت در این گزارش در حدود 119 ریال پوشش را نشان می دهد که نسبت به دوره مشابه سال گذشته با 5/33 درصد کاهش مواجه شده است . کارشناسان ایران تحلیل با توجه به گزارش شش ماهه شرکت پوشش تا پایان سال تا محدوده های 250 ریال را محتمل می دانند و برای عایدی سال اینده نیز پیش بینی می شود در همین محدوده های 250 ریال به بازار اعلام شود .

 

 

برای نماد مپنا با توجه به قرار گرفتن سهم در محدوده های مقاومتی 1250 تا 1300 ریال شاهد افزایش عرضه ها بر روی نماد در طی معاملات روز یکشنبه بودیم ، پیش بینی می شود این روند طی معاملات روز دوشنبه نیز ادامه داشته باشد و شاهد عرضه صف خرید سهم باشیم . کارشناسان ایران تحلیل خروج از سهم طی معاملات روزهای آتی را مناسب تر از نگهداری سهم می دانند .

 

 

برای نماد فروسیلیس کارشناسان با توجه به وضعیت نسبتا مناسب شرکت رشد قیمتی سهم در میان مدت تا محدوده قیمتی 3700 ریال را به مرور دور از ذهن نمی دانند . کارشناسان دلیل این امر را نیز p/e پایین سهم عنوان می کنند ، اما با توجه به شناوری پایین و ریسک نسبتا بالای سهم نیز توصیه ی خاصی برای ورود به سهم ندارند .

 

 

برای نماد لعابیران با توجه به حجم معاملات قابل توجه سهم در روز یکشنبه احتمال افزایش اقبال بر روی نماد و انجام معاملات در درصدهای مثبت در روز دوشنبه مجتمل به نظر می رسد . همچنین تشکیل صف خرید بر روی نماد نیز امری ممکن تلقی می شود . کارشناسان ایران تحلیل ورود به سهم در محدوده های قیمتی کنونی را نیز با دیدگاه میان مدت مناسب ارزیابی می نمایند . محدوده قیمتی 3370 ریال اولین محدوده حمایتی قوی سهم محسوب می شود .

 

تحلیل سرمایه گذاری معادن و فلزات(بخش پایانی)

یکی از معیار های مهم برای اکثر کارشناسان مالی برای بررسی شرکت های سرمایه گذاری ارزش ذاتی شرکت است . یک نکته بسیار جالب این است که همواره قیمت سهم معادن و فلزات علاقه شدیدی دارد تا به سمت ارزش ذاتی خود نزدیک شود . لازم به ذکر است که هر چه اختلاف قیمت سهم با ارزش ذاتی بیشتر باشد احتمال رشد آن نیز بیشتر است (در کوتاه مدت). که این خود اهمیت ارزش ذاتی را می رساند .

پایه بسیاری از ارزش گذاری ها در معاملات عمده نیز ارزش ذاتی شرکت هاست .

نام شركت

بهاي تمام شده (م – ر )

تعداد سهام

Eps

ارزش فعلي ( م – ر )

تغيرات

تجارت صبا

۱۱۳۱۹

۱۰۹۵۸۰۰۰

۶۲۳

۲۷۳۹۵

۱۶۰۷۶

فولاد صبا نور

۸۰۰۰۰

۷۴۰۸۰۰۰۰

۳۶۰

۱۰۶۶۷۵

۲۶۶۷۵

سی ولکس کالا

۹۹۶

۱۰۰۰

۱۱۱۲۰۰۰۰

۴۴۴۰۰

۴۳۴۰۴

كارگزاري حافظ

۱۷۵۰

۱۷۵۰۰۰۰

۱۱۰۰

۷۷۰۰

۵۹۵۰

جمع

۹۴۰۶۵

 

 

۱۸۶۱۷۰

۹۲۱۰۵

*مسلماً ارزش برخی شرکت ها بسیار بالاست و اهمیت ویژه ای در پرتفوی معادن و فلزات دارند اما به دلیل نداشتن  پیش بینی سود مبنای درستی برای قیمت گذاری آنها وجود نداشت  که  قیمت آنهادر نظر گرفته  نشده است .

** پی به ای ها را  برای قیمت  گذاری ۴ در نظر گرفته ایم  .

 

محاسبه NAV

اختلاف ارزش پرتفوی بورسی

۱۹۳۸۸۳۱

اختلاف ارزش پرتفوی غیر بورسی*

۹۲۱۰۵

اختلاف ارزش کل

۲۰۳۰۹۳۶

جمع حقوق صاحبان سهام**

۴۴۱۶۰۴۳

جمع کل

۶۴۴۶۹۷۹

تعداد سهام شرکت

۱۸۹۳۳۷۵۰۰۰

NAV

3400 ريال

** جمع حقوق صاحبان سهام بر مبنای آخرین ترازنامه شرکت محاسبه شده است .

شرکت های گل گهر و چادرملو در این ارزش ذاتی اهمیت بسیار مهمی دارند .

قابل ذکر است  که تا قبل از اغاز بحران جهانی ان ای وی معادن وفلزات  بیش از ۹۰۰۰ ریال بود که با  مقایسه  با  رقم  فعلی به عمق تاثیر این  بحران بر این  شرکت  پی می بریم  . معادن  با  خرید ملی مس و ریزش شدید قیمت این  سهم  بسیار متضرر شده است که  یکی از مهم ترین  دلایل برکناری ملا حسین  آقا ، هیمن  امر بوده است   .

اما پس از بررسی ارزش ذاتی هر سهم این  شرکت به  سود هر سهم معادن می رسیم که  بسیار جالب توجه است و زنگ  خطری جدی را  برای سهامداران به  صدا در می آورد  .

پیش بینی سود شرکت در سال ۸۸:

پیش بینی سود شرکت برای سال مالی ۸۸ می تواند استراتژی سرمایه گذاران را برای بهترین زمان ممکن برای فروش و یا خرید سهم مشخص کند .

درصد از کل

مبلغ کل

پیش بینی سود نقدی

درصد تقسیم سود

پیش بینی سود هر سهم

نام شرکت

%۳۳

۳۷۶۸۱۵

۱۵۷۶

۸۰%

۱۹۷۰

گل گهر

%۳۱

۳۵۰۶۸۳

۱۱۷۶

۸۰%

۱۴۷۰

چادرملو

%۲۲

۲۵۷۳۲۰

۶۰۸

%۵۰

۱۲۱۵

ملی مس ایران

%۱۱

۱۲۵۵۵۰

۳۰۰

%۶۰

۵۰۰

فولاد خراسان

۲%

۱۹۱۷۷

-

-

-

صبا نور

۱%

۱۰۰۰۰

-

-

-

سایر

۱۰۰%

۱۱۳۹۵۴۵

-

-

-

جمع

* سود چادرملو با توجه  به آخرین  تحلیل سایت  ۱۴۷۰  و گل گهر نیز ۱۹۷۰ ریال در نظر گرفته  شده است  .

* مسلماً سود ملی مس در مجمع  بیشتر خواهد بود  اما  با توجه به این  که ما قصد داریم  سود اعلامی از سوی معادن  را پیش بینی کنیم  این  رقم  را  ۵۰% در نظر گرفته ایم  .

* سود هر سهم فخاس را نیز با اندکی کاهش نسبت  به  سال ۸۷ مبلغ ۵۰۰ ریال در نظر گرفته ایم  .

با توجه به درآمد  ناشی از سود حاصل از سرمایه گذاری ها ، مجموع درآمد های شرکت به ۱۱۳۹۵۴۵میلیون ریال خواهدرسید با  توجه  به  رویه شرکت در سال های مالی گذشته  سودی از محل فروش سرمایه گذرای ها  پیش بینی نشده است که البته  با وضعیت  بازار نیز چنین چیزی منطقی است  .

 با در نظر گرفتن هزینه های مالی و سایر هزینه های  شرکت در حدود ۲۸۷۱۱۶ میلیون ریال  ، سود خالص شرکت برابر ۸۵۲۹۲۹ میلیون ریال خواهدرسید که با تقسیم بر تعداد سهام شرکت سود هر سهم شرکت در سال ۸۸ برابر ۴۵۰ریال خواهد شد .

در جدول زیر جزئیات پیش بینی درآمد هر سهم شرکت را ملاحظه می کنید .

پیش بینی سال مالی ۲۹/۱۲/۸۸

شرح

۱۱۳۹۵۴۵

سود حاصل از سرمایه گذاری ها

۰

فروش سرمایه گذاری ها

۰

سایر فعالیت ها

۱۱۳۹۵۴۵

جمع درآمد ها

(۲۱۴۹)

هزینه های عملیاتی

۱۱۳۷۳۹۶

سود عملیاتی

(۲۸۴۸۷۵)

هزینه های مالی

۵۰۰

درآمد های متفرقه

۸۵۳۰۲۱

سود قبل از کسر مالیات

(۹۲)

مالیات

۸۵۲۹۲۹

سود پس از کسر مالیات

۱۸۹۳۳۷۵۰۰۰

تعداد سهام شرکت

۴۵۰

سود هر سهم

 

نتيجه گیری :

با توجه به افت %۴۲ EPS  شركت در سال ۸۸  قيمت سهم در صورت عدم حمايت به زير ۲۰۰۰ ريال افت خواهد كرد

شركت معادن و فلزات به دليل تمركز در صنعت سنگ آهن و فلزات با ركود اقتصادي و افت قيمت مواد اوليه و فلزات اساسي دچار كاهش P/E و EPS شده است اما در صورت بهبود وضعيت این صنایع ،  معادن و فلزات جزو شركتهايي بورسي است كه داراي پتانسيل بالايي جهت اصلاح قيمت وEPS    است  .
به  سهامداران توصیه می شود  تا  قبل از اعلام سود سال ۸۸ از خرید این  سهم خودداری کنند .

 

نادر لری

گروه تحلیل گری بتا سهم

بهمن ۸۷

آرامش قبل از طوفان اخابر!

 

امروز، شنبه ، ۲۶ بهمن ماه ، آخرین هفته  از ماه  پر حرف و حدیث بهمن  را در حالی سپری می کنیم که  به  نظر میرسد همه ی اتفاقاتی که  قرار بود در طول این ماه  رخ دهد به  روز های پایانی آن منتقل شده . بازار هم  از ترس این  رویداد ها نمی تواند تصمیمات منطقی اتخاذ کرده و قصد دارد  به نوعی خود را از زیر فشار های وارده  با  عدم خرید و فروش خلاص کند . درواقع  سهامداران با  عدم حضور در بازار  خود را  به امواج  دریای حوادث بورس سپرده تا  روز های اینده  را  تجربه  کنند  . اما این  دریا  امروز هم مانند روز گذشته  ارام  بود  . برخی معتقدند این  آرامش به دلیل طوفان  در پیش روی اخابر است  که  به  زودی بازار را  فرا می گیرد و همه چیز را تغییر می دهد  . این تغییر می تواند مثبت  یا  منفی باشد  اما هر چه هست  تغییری اساسی خواهد بود   که عواقب سختی دارد  .

بازار امروز مانندروز های گذشته کم حجم و بی حوصله  بود با این تفاوت  که اتفاقات  جالب توجهی در بازار امروز رخ داد که  ان را  نسبت  به  روز چهارشنبه  متمایز کرده  است  . در این چند روز که  بازار را پیش رو نداشتیم  جلسه معارفه  بانک ملت  برگزار شد  که حرف و حدیث های بسیاری در حاشیه آن رد و بدل شد که  به تفسیر در مورد آن  صحبت خواهیم  کرد . اما در حاشیه های بازار چه خبر است  . دردنیای سیاست  پینگ پنگ دیپلماتیک ایران آمریکا  همچنان  ادامه دارد و  دوطرف به هم  تعارف تیکه پاره می کنند اما هیچ  یک  از طرفین  دست  به هیچ اقدام  اساسی نمی زند  . بسیاری از کارشناسان  معتقدند که  ایران  توپ  را به زمین  آمریکا  انداخته و حالا نوبت اوست  که  بازی کند و حرکت بعدی او می تواند سرنوشت  ساز باشد . برخی هم معتقدند در طی هفته های پیش رو اقدام مهمی را از سوی اوباما  شاهد خواهیم  بود که در ادامه نزدیکی روابط با ایران  صورت می گیرد . در دنیای سیات های داخلی هم  اظهار نظر های انتخاباتی روز به  روز داغ تر می شود . شنیده می شود که طی روز های آینده میر حسین  هم  اعلام کاندیداتوری کرده  که در پایان  یکی از ۳ فرد اصلاح  طلب به نفع  نفر اصلی کناره گیری خواهد کرد . در اردوگاه اصول گرایان  هم  قالیباف و احمدی نژاد کاندیدای نهایی هستند و این جناح در پی محک  زدن  این دو گزینه است  .

اما در بازار های جهانی باید گفت  که تصویب بودجه و کمک  اقتصادی دولت  اوباما در مورد نجات اقتصادی  کشور تاثیر خوبی بر بازار ها داشت و موجب تحرک  اندک  آنها  شد  . اکثر شاخص بورس های دنیا دیروز صعودی بودند تا  باز هم  جمعه  خوبی را سپری کنند  . قیمت نفت  هم در مرز ۳۷ دلار قرار گرفت که  ۳ دلار رشد را تجربه می کرد . پیش از این  سقوط قیمت نفت  به زیر ۳۵ دلار نگرانی هایی جدی را  برای مقامات  کشور و نظام  بودجه ریزی پدید اورده  بود .اما در بازار فلزات نیز به تبع از سایر بازار ها  شاهد رشد قیمت  برخی فلزات  بودیم که  جلو دار آنها مس بود که در قیمت  ۳۴۰۰ دلار قرار گرفت  .

اما در حاشیه ای بازار چه خبر است  .

حاشیه های بازار امروز را  با  حاشیه های جلسه معارفه  بانک ملت  آغاز می کنیم  که عرضه  آن به  ۳۰ بهمن  موکول شد  . وزیر اقتصاد پس از این نشست در مورد وضعیت  بورس اظهارات جالب توجهی را  داشته که همه را شوکه کرده است  . ایشان  با اعتماد به نفس فراوان  اعلام می کند که شاخص بورس در ایران در مقایسه با دیگر کشورها به هیچ وجه وضع نگران کننده‌ای ندارد و با توسعه واگذاری‌ها بازار سرمایه رشد بیشتری پیدا خواهد کرد  و سپس کاهش شاخص را  حجت می آورد که کاهش شاخص بورس تهران در طول یک سال کمتر از  ۱۰ درصد بوده در حالی که  در کل دنیا  شاخص ها  به شدت نزول کرده اند .شاید شاخص ایشان  با  شاخص بازار بورس تفاوت دارد! اما  سهامداران به خوبی می دانند که به دلیل بحران جهانی به وجود امده ، شاخص بازار بورس ما  حدود ۳۵% افت  داشته که شاید به پای وال استریت نرسد اما  ۱۰% هم نیست  . به هرحال بهتر است  مدیران  اقتصادی در نحوه آمارد دهی به  سهامداران  دقت  کنند تا  موجب دلسردی این دوستان نشودند  . این جماعت سهامدار به اندازه کافی زخم خورده  هستند و این اظهارات نمک به  زخم  انها پاشیدن است  .

اما  از مجلس خبر می رسد که  بررسی لایحه  بودجه آغاز شده و در مهم ترین ان بنزين سهميه‌اي ۲۰۰ تومان و گازوئيل ۵۰  تومانی به تصویب کمسیون تلفیق رسیده است  که نگرانی ها از بابت  رشد بالای این  محصولات  را تا حدودی برطرف کرده است  . البته  ۳برابر شدن  نرخ گازوئیل داستانی است  که  به بحث حمل و نقل لطمه ای جدی وارد می کند . دردیگر خبر های اقتصادی موثر بر بازار بازهم دعوا بر سر نرخ  بهره بالاگرفته ودر نهایت  امروز مدیر کل بانک مرکزی اعلام کرد که نرخ تسهيلات بانكي در بسته سياستي‌ـ نظارتي تا پايان بهمن ماه به هيئت وزيران يا كميسيون اقتصادي ارائه خواهد شد و براي اجرايي شدن آن بايد مورد تأييد قرار گيرد . به نظرمیرسد نرخ  سود تسهیلات تغییرات چندانی را شاهد نباشد و برخی از احتمال افزایش ان سخن می گویند که  البته از نظر اقتصادی و عقلی  کاملاً منطقی است  .

اما در بازار امروز چه خبر بود !

بازار امروز نیز با  حدود۳ میلیارد تومان دادو ستدهمراه  بود که در چند نماد فولاد ، ایران ترانسفو، پارسیان ، امید  و چند شرکت دیگر خلاصه  می شد  . از مهم ترین تحولات  بازار امروز توقف نماد کارافرین و سرمایه گذاری البرز بود که به نظرمیرسد برای تعدیل مثبت  متوقف شده  باشند .

تشکیل صف خرید برای پارسیان ، حکشتی و مپنا و همچنین سنگین تر شدن  صف های سنگ آهنی ها از مهم ترین رخداد های بازار امروز بودند . افزایش صف فخوز نیز در بازار جلب توجه می کرد که با  خبر های منتشر شده   برای جابریان هم  آرام نمی شود .

به  طور کلی در بازار امروز شاهد کاهش ۱۰ واحدی شاخص بودیم که  توسعه معادن  روی و تعدیل  منفی آن نقش بسزایی در آن ایفا می کرد  .

دو کلمه حرف حساب مخابرات !

بالاخره اخابر دو کلمه حرف حساب زد و صورت های مالی قابل تحمل تری را روانه  بازار کرد که حداقل نظم  بهتری دارد . همزمان  با این  اتفاقات  در سایت ها  و روزنامه ها خبری پیچیده که نماداین  سهم  فردا  بازگشایی خواهد شد  . البته این  بازگشایی منوط به ارائه گزارش ۹ ماهه است که باید توسط شرکت،  تا پایان وقت  امروز ارائه  شود  . اما تعدیل این  شرکت کجا رفت  .؟  این  طور که از نهان  و آشکار پیداست  مخابرات  تعدیل  قابل توجهی نداشته و حتی سوداین  شرکت نسبت  به پیش بینی ها کاهش داشته است  .

این  سهم  گزارش تلفیقی خود را  با اعلام  ۱۶۰  ریال  سود به  بور س ارائه  کرده است و موفق شده  پوشش ۷۴% را در ۶ ماهه تحقق یابد البته این  پوشش با حرف و حدیث های بسیاری مواجه است  که  عدم پوشش و تحقق هزینه های متفرقه که ناشی از واریز سود به  حساب دولت  است  در این گزارش بیان نشده است  .

شرکت پیش از این  سود هر سهم خود را  با توجه  به  زمان  ورود به  بورس و با در نظر گرفتن  ۴ ماهه دولتی و ۸ ماه خصوصی مبلغ ۱۸۳ ریال  اعلام کرده  بود که به  ۱۶۰  ریال  کاهش یافته  .باز هم  صورت های مالی این  شرکت  شفاف نیست  و بهتر است  سازمان  بورس اقدام  به  یک  اطلاعیه  شفاف سازی نماید تا  همه چیز برای سهامداران  روشن  شود  . به نظر میرسد اطلاعیه ۹ ماهه این  شرکت  با  پوشش مناسبی همراه  باشد و فردا نیز سهم  بازگشایی خواهد شد  در مورد قیمت و روند بازگشایی در اخر گزارش به آن اشاره خواهیم  داشت .

از بزرگان  بازار چه خبر!

بزرگان  بازار را این  روز ها در گروه های فولاد ، پتروشیمی و سنگ آهن می بینیم  که نسبت  به همیشه کوچکتر شده  اند . امروز روز خوبی برای این  شرکت ها نبود و تقریباً  همه ی اعضای این  ۳ گروه در منفی ها حرکت می کردند . در گروه پتروشیمی امید ها به اراک و خارک  به یاس تبدیل شده و این  دو منفی هستند  . در گروه  فولاد تنها شاهد جمع آوری  فولا هستیم که  به  قیمت های ۱۹۰ نزدیک  شده و مهر اقتصاد را کمی غیرتی کرده است  . به نظر می آید برخی از سهامداران  تازه  متوجه  احتمال تعدیل منفی این  سهم  شده و به  سرعت  به  فروش روی آوردند  . از طرفی فخوزهم با توجه  به خبر های مثبتی که ناشی از استمهال بدهی های جابریان و انتقال انها به پایان  سال ۸۸  بود  انتظار حرکتی مثبت از آن می شد امادر قیمت های۳% منفی و صف فروش ۶۰۰ هزار سهمی خشکش زده و تکان  نمی خورد  . گروه  سنگ اهن هم هیچ گرمی ندارد  و تنها امید است  که  با  روزی ۲ میلیون  داغ دل سهامداران را  تازه کرده و با  ۳% منفی به کار خود پایان می دهد   . در بین  آنها حنای کچاد هم دیگر  رنگی ندارد و او هم  به  ۳% منفی ها  امده  . دو گروه  فولاد و سنگ اهن مانند گاو صندوق بازار هستند که از قضا این  روز ها  تارعنکبوتی بزرگ داخل آن بسته شده که نشان از خالی بودن  ان دارد  .

اماده باش بانکی ها!

امروز شاهد ان بودیم که  بانک کارآفرین هم  برای تعدیل  سود متوقف شد که  به نظر میرسد برای تعدیل مثبت و اعلام  سود سال ۸۸ باشد  . شرایط بانکی ها و عدم تاثیر پذیری انها از بحران جهانی را می توان در اعلام  سود سال ۸۸ ملاحظه کنیم که  شرایط خوبی را  برای آنها  رقم می زند  . امروز وکار حال بدی داشت  که  به  توقف رفت  اما مسلماً هنگام  برگشت  وضعیت  بهتری خواهد داشت .

 به  زودی تعداد بانکی ها از ۴ به  ۵ افزایش می یابد  و بانک ملت رهبری را از پارسیان  می دزدد . اما  از پارسیان گفتیم  که به نظرمیرسد این  روز ها خوب بار خود را  برای رشد قیمت  بسته است  البته  قیمت های ۳% مثبت  فردا  وضعیت خطرناکی برای عرضه  سهم است و احتمال عرضه  آن  وجود دارد اما  تدبیر مثل شیر پشت  سر سهم ایستاده و از ان به شدت  حمایت می کند . جای شکرش باقی است  که پارسیان  سهامدار خوبی مانند تدبیر دارد وگرنه مشخص نبود چه بلایی بر سر اومی امد.این  سهم  امروز با  بیش از ۱/۸  میلیون  سهم در قیمت ۱۶۸ تومان به کار خود پایان داد  .

بترانس دست پر آمد ، دست خالی  برگشت !

 امروز شاهد ان بودیم که ایران ترانسفو پس از تعدیل مثبت ۳۴% بازگشایی شد اما با رشد قیمت  چندانی مواجه نبود و درقیمت های ۶۶۷ تومان و با  ۶۶۰ هزار سهم معامله  به کار خود پایان داد . بترانس پیش از این  سود هر سهم خود را ۱۳۵۳ ریال  اعلام کرده  بودکه در پیش بینی سود جدیداین  رقم  به  ۱۸۲۲ ریال  رسیده است  . این  شرکت  با  رشدی ۵ میلیاردی در فروش و کاهشی ۵ میلیارد تومانی در بهای تمام  شده، موفق شده تا  سود عملیاتی خود را افزایش دهد و مقدمات چنین تعدیلی را  به وجود اورد  . از طرفی سود حاصل از سرمایه  گذاری های این  شرکت نیز با  رشدی حدود ۴ میلیارد تومانی مواجه  بوده که تعدیل این  شرکت  را پر بار تر کرده است . شرایط این  سهم این  طور نشان میدهد که  از فردا  با  صف خرید مواجه خواهد بود چرا  که اصلاح پی به ای خوبی را پشت  سر گذاشته است  .این احتمال  وجود دارد  که  سایر اعضای گروه مانند موتوژن ،جوشکاب و  نیرو ترانس نیز رشد اندکی را  شاهد باشند  .  

کاش اخابر روی بود  !

حمایت  را  باید از سهامداران  معادن روی یادگرفت که از قضا از سهامداران عمده مخابرات  هم می باشد  . مهر اقتصاد امروز باز هم مانع از ریزش قیمت معادن روی شد که  با  تعدیل منفی ۵۰% چیزی برای گفتن نداشت  .  این  شرکت که پیش از این  سود خود را ۱۱۰  ریال اعلام داشته  بود  با تعدیل حدود  ۵۰% به  سود ۶۰  ریالی رسیده است  و همین امر کاهش قیمت این  سهم  را  سبب خواهد شد  . عمده دلیل این  کاهش سود بابت  کاهش سود در کالسیمین  است  که عمده  سود شرکت  را تشکیل می دهد   . با این حال  مهر اقتصاد و به  طور کلی سهامداران  کروی با  عدم فروش در قیمت های پایئن  سهم  را در قیمت های ۱۴۰۰ ریال حفظ کردند  تا  با پی به ای ۲۳ یکی از اعجاب انگیز ترین  شرکت های بازار باشد .

و اما  حرف آخر …

گفته می شود که اخابر با  اعلام گزارش ۹ ماهه خود بازگشایی خواهد شد . تااین لحظه که گزارش ۹ ماهه مخابرات  روی سایت  قرار نگرفته است اما  به نظر می رسد بازگشایی او در معاملات  فردا قطعی باشد  . قیمت  این  سهم  را  فردا من و شما تعیین نخواهیم  کرد . یا در واقع  بهتر بگوییم  که  قیمت های ما تاثیر چندانی بر این  سهم نخواهد داشت . اگرفردا  قرار باشد که  قیمت ها را  سهامداران خرد تعیین کنند و به قولی به دست  نامرئی بازار اعتماد شود  اخابر در بهترین  حالت  ۱۵۰۰  ریال  خواهد بود  اما  در صورتی  که شبه دولتی ها مانند مهر اقتصاد ، ساتا و تامین اجتماعی به میدان نبرد قدم  بگذارند  امیدواری های سهامداران  این  شرکت  بیشتر خواهد شد  .

اخابر را  فقط یک  حمایت جانانه می تواند نجات دهد !

درپایان معاملات امروز حدود ۱۴میلیون  سهم و حق تقدم به ارزش بیش از۳۲میلیارد ریال مورد داد وستد قرار گرفت شاخص کل ویاهمان شاخص قیمت بورس هم با ۱۰ واحد کاهش به ۸۴۲۰  واحد رسید .

در پايان معاملات امروز نماد معاملاتي شركتهاي پاكسان جهت برگزاري مجامع عمومي عادي ساليانه به منظور تصويب صورتهاي مالي و انتخاب اعضاي هيأت مديره و فوق العاده به منظور اصلاح اساسنامه و سيمان هرمزگان جهت برگزاري مجمع عمومي فوق العاده به منظور تصميم گيري در خصوص افزايش سرمايه و اصلاح اساسنامه و همچنین  نماد معاملاتي شرکت های سرمایه گذاری البرز،سیمان شاهرود،بانک کارآفرین ، ماشین آلات زراعی ،پلی اکریل و فارسیت اهواز جهت تعدیل سود متوقف شدند.

تحليل نيرو ترانس

 توليد ترانسهاي اندازه گيري جريان و ولتاژ و بوشينگهاي خازني، ترانسهاي اندازه گيري جريان 6-550kv، ترانسهاي اندازه گيري ولتاژ 6-550k بوشينگ خازني 72.5-420kv ترانسهاي جريان بوشينگي، ترانسهاي جريان پنجره اي، قطعات رزيني، کليد قطع و وصل ژنراتور

 تحليل مالي شرکت نيرو ترانس

پيش بيني عملکرد شرکت نيرو ترانس براي سال مالي 87 در مقايسه با پيشبيني عملکرد سال مالي قبل نشان دهنده افزايش 26 درصدي فروش، افزايش 32 درصدي بهاي تمام شده، افزايش 10 درصدي سود عملياتي وافزايش 9 درصدي سود پس ازکسر ماليات است. اين شرکت دلايل تغيير عملکرد را تغييردرپيش ­­بيني افزايش فروش به علت بهره برداري از خط توليد محصولات جديد بوشينگ420و 245 کيلووات،ترانس اندازه گيري400IBM، کليد قطع و وصل ژنراتور GCB، بوشينگ ديواري وGIT افزايش هزينه ها ناشي افزايش نرخ مواد اوليه و تغييرات نرخ تسعيرارز و نيز افزايش هزينه هاي مالي ناشي از پيش بيني دريافت تسهيلات بيشتر در سال 87 جهت تامين مخارج عنوان کرده است

 براين اساس، اين شرکت پيش بيني کرد در سال مالي آتي مبلغ 365ميليارد و 493ميليون ريال درآمد حاصل از فروش، مبلغ 83 ميليارد و 463 ميليون ريال سودعملياتي، مبلغ 13 ميليارد ريال درآمد حاصل از سرمايه گذاري ها و مبلغ 300 ميليون ريال خالص درآمدهاي متفرقه داشته باشد که با اين حساب پس از کسرهزينه هاي مالي و ماليات سود خالص شرکت مبلغ 72ميلياردو594ميليون ريال خواهد بود. به اين ترتيب،<<بنيرو>> درآمد هر سهم سال مالي منتهي به 29 اسفند 87 را با سرمايه 135 ميليارد ريال مبلغ 538 ريال پيش بيني کرد. مطابق اطلاعات دريافتي از سازمان بورس، هيات مديره اين شرکت در نظر دارد کل سود قابل تقسيم سال 87 را جهت توزيع بين سهامداران به مجمع عمومي عادي سالانه پيشنهاد کند. قابل ذکر است، شرکت اعلام کرده که طرح توسعه سالن توليد به متراژ يک هزار و940مترمربع جهت گسترش فعاليت هاي شرکت ازمهرماه 86 آغاز شده وطرح ايجاد و تجهيز و آزمايشگاه جديد 500 کيلووات و 200 کيلووات در راستاي آزمايشات محصولات جديد شرکت است. همچنين اثرات نتايج بهره برداري از طرح هاي فوق الذکر در پيش بيني درآمد سال 87 لحاظ شده است. اين گزارش مي افزايد:<< اين شرکت پيش بيني کرده است که در سال 86 بتواند از معافيت مالياتي موضوع ماده 138 ق.م.م در رابطه با طرح هاي توسعه مربوط به پروژه هاي کليد قطع و وصل ژنراتور (GCB ) و400 IBM استفاده کند.

  (انديشمندان بازار سرمايه بورس)

 

محصولات و خدمات


     نيروترانس از جمله توليد کنندگان انواع ترانس و بوشينگ خازني و کليد قطع و وصل ژنراتور است که سهام آن در گروه ماشين آلات و دستگاه هاي برقي طبقه بندي شده است. با توجه به اطلاعات محدود از اين صنعت و بازار محصولات آن، در گام اول بايد وضعيت فروش شرکت را بررسي کنيم. بدين منظور از منظر تحليل نسبت هاي مالي اقدام مي کنيم.

    محاسبه براساس صورت هاي مالي حسابرسي شده نشان مي دهد که دوره گردش کالادر سال هاي مالي اخير از نوسان کمي برخوردار بوده است و در محدوده 300 روز قرار دارد. دوره وصول مطالبات نيز در چند دوره اخير حدود 90 روز بوده و از ثبات مناسبي بهره مند است. بدين ترتيب مي توان نتيجه گرفت که فروش محصولات شرکت با مشکل خاصي مواجه نمي باشد. حال به بررسي ساير نسبت ها مي پردازيم.

 روند کاهنده در نسبت هاي مالي قابل مشاهده است. تفسير احتمالي مي تواند اين باشد که سهم سود خالص از فروش با شيب ملايمي در حال کاهش بوده و رشد هزينه هاي عملياتي و بهاي تمام شده در مقايسه با رشد درآمدهاي شرکت فزوني يافته است. يک احتمال در اين خصوص رقابتي بودن بازار محصولات شرکت و عدم امکان رشد قيمت هاي فروش متناسب با افزايش هزينه هاي شرکت است. تداوم اين روند ضرورت ايجاد بازارهاي جديد و اتخاذ تدابير احتمالي مديريت را خاطر نشان مي سازد.

    هر چند وضعيت نقدينگي شرکت در سال هاي گذشته مناسب ميباشد ، اما روند کاهنده نسبت ها نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. با توجه به فرضيه رشد بهاي تمام شده (که پيش تر مطرح شد) ضرورت اتخاذ تدابيري جهت حفظ و بهبود وضعيت نقدينگي شرکت در آينده ضروري به نظر مي رسد. در اين رابطه تداوم سياست تقسيم سود كنوني (حدود 100درصد) احتمالادر بلند مدت منافع سهامداران را تامين نخواهد کرد. البته راهکارهايي نظير اجراي افزايش سرمايه، دريافت تسهيلات و... از جمله مواردي هستند که شرکت مي تواند از آنها به نحو مؤثري استفاده کند.نکته ديگري که در بررسي ترکيب دارايي هاي جاري جلب توجه مي کند، حجم قابل توجه موجودي مواد و کالااست. مصداق بارز اين مساله را مي توان در ترازنامه حسابرسي شده 86 يافت که در آن شرکت حدود 19ميليارد تومان موجودي مواد اوليه داشته که اين ميزان، مصرف نزديک به يک سال شرکت را تامين مي کند. نگهداري چنين حجم بزرگي از مواد اوليه، احتياط زياد مديريت شرکت را نشان مي دهد که البته با توجه به وارداتي بودن سهم بزرگي از مواد اوليه و نيز شرايط تورمي کنوني، استراتژي صحيح و مناسبي به شمار مي رود.بررسي اجمالي سهام « بنيرو» را با تخميني از سودآوري سال آتي به پايان مي بريم؛ محاسبه بر مبناي نرخ رشد هندسي سودآوري نشان مي دهد که سود خالص شرکت در 4 سال اخير با نرخي حدود 7/11 درصد در حال افزايش بوده است. بر اين مبنا، درآمد هر سهم در سال جاري نيز بر مبناي اين مدل، 552 ريال تخمين زده مي شود که اختلاف اندکي با پيش بيني خود شرکت (538 ريال) نشان مي دهد.

            انديشمندان بازار سرمايه(بورس)niro terans.JPG

 

                             niro terans.JPG2.JPG

 

شرح

سه ماهه 87

شش ماهه 87

نه ماهه 87

پيشبيني سال 87

فروش

110489

261541

334567

412000

بهاي تمام شده

78890

191600

248211

302000

سود ناخالص

31599

69941

86356

110000

درآمد عملياتي

7556

6542

10037

15000

سود عملياتي

24043

63399

76319

95000

هزينه مالي

3562

6606

8440

14000

خالص درآمد متفرقه

2144

6935

8796

11500

سود قبل از کسر ماليات

22625

63728

76675

94000

ماليات

4682

12778

15273

18225

سود خالص

17943

50950

61402

75775

سود هر سهم

133

377

455

561

 

 

عرضه 10 درصد سهام بانک ملت در بورس  

 

 

عضو هیئت مدیره شرکت بورس از عرضه 10 درصد سهام بانک ملت در بورس بر اساس تصمیم روز گذشته هیئت پذیرش بورس خبر داد و اعلام کرد: ارزش هر سهم این بانک 1000 ریال خواهد بود.
غلامرضا خلیل ارجمندی در گفتگو با مهر از برگزاری جلسه روز گذشته هیئت پذیرش بورس در مورد واگذاری سهام بانک ملت خبرداد و گفت: همچنین در جلسه روز شنبه هفته جاری هیئت پذیرش بورس 7 شرط برای واگذاری سهام بانک ملت مطرح شد.

عضو هیئت مدیره شرکت بورس با اشاره به اینکه واگذاری سهام دارای سه مرحله پذیرش، درج و عرضه است، افزود: هم اکنون مرحله پذیرش بانک ملت به اتمام رسیده و دو مرحله درج و عرضه باقی مانده است و هیئت مدیره نیز موضوع درج و عرضه را به مدیرعامل شرکت بورس تکلیف کرده است.

وی افزود: در جلسه روز گذشته مطرح شد که عرضه اولیه سهام بانک ملت از 5 درصد بیشتر باشد و به 10 درصد افزایش یابد و این موضوع به عنوان قانون مطرح است، کما اینکه سازمان خصوصی سازی به نیابت از دولت به عنوان صاحب سهم نیز با این امر موافقت کرده است.

ارجمندی با اشاره به 7 شرط عرضه سهام بانک ملت اظهارداشت: روز چهارشنبه هفته جاری 7 مورد مذکور توسط بانک ملت به بورس ارائه خواهد شد و به احتمال زیاد با این کار مدیرعامل شرکت بورس می تواند در روز شنبه یا یکشنبه هفته آتی تاریخ درج و عرضه سهام را مشخص کند.

وی با تاکید بر تکمیل شدن 7 شرط هیئت پذیرش بورس به منظور تکمیل شدن پرنده واگذاری سهام بانک ملت، گفت: روز عرضه نیز با توجه به شرایط بازار و هماهنگی معاونتهای بورس تعیین خواهد شد.

عضو هیئت مدیره شرکت بورس در مورد 7 شرط عرضه سهام بانک ملت توضیح داد: اولین شرط این است که پس از درج نسبت به حداقل 20 درصد سهام شرکت در عرضه اولیه با توجه به شرایط بازار اقدام شود، اما دیروز هئیت پذیرش مطرح کرد که اگر 10 درصد از سهام این بانک عرضه شود نیز ایرادی ندارد.

وی بیان کرد: قرار بر این است که اگر عرضه سهام کمتر از 20 درصد باشد، در تابلوی اول درج نشود و در تابلوی دوم همچون سهام مپنا عرضه شود.

ارجمندی شرط دوم را تعهد شرکت مبنی بر اخذ تائیدیه بانک مرکزی در خصوص رعایت و ضوابط استانداردسازی های بانکداری ذکر کرد و ادامه داد: زیرا هر صنعتی که واگذار می شود، لازم است که از مادر آن صنعت تائیدیه داشته باشد، بنابراین با توجه به اینکه بانک ملت زیر نظر بانک مرکزی است، باید تائیدیه بانک مرکزی را داشته باشد.

وی شرط سوم را تعهد شرکت مبنی بر اخذ اظهارنظر حسابرس در خصوص کنترلهای داخلی عنوان کرد و افزود: با توجه به اینکه سازمان حسابرسی نامه مدیریت را ارائه می دهد، عملا این موضوع نیز مرتفع می شود.

عضو هیئت مدیره شرکت بورس شرط چهارم را اطلاعات مربوط به اجرای برنامه جامع عملیاتی عنوان کرد که در امیدنامه باید افشا شود که امید نامه بانک ملت نیزقابل افشا است، همچنین اقدامات به روز رسانی امیدنامه و بحث مربوط به تسهیلات و مطالبات معوق این بانک است که به آنها اعلام کرده ایم که این مورد را نیز به نحو کاملا جداگانه و تفکیک سپرده ها و تسهیلات در امید نامه افشا نماید تا خریدار سهام نسبت به سهامی که خریداری می کند اطلاعات داشته باشد.

ارجمندی همچنین شرط چهارم را افشای اقدامات انجام شده در مورد تکالیف مجمع سال 86 در امید نامه بانک عنوان کرد و در بیان شرط چهارم گفت: هر گونه اطلاعاتی که به دستور العمل اجرای افشای اطلاعات مربوط می شود باید با سازمان بورس هماهنگ شده و جداگانه در امید نامه افشا شود.

وی ادامه داد: با توجه به اینکه 4 شرط مذکور به امیدنامه بانک باز می گردد، همچنین اظهار نظر حسابرس نیز دارای اشکال نیست، بنابراین تنها دو نکته یعنی ارائه تعهد بانک مرکزی و همچنین عرضه بیش از 5 درصد باقی می ماند که باید انجام شود.

عضو هیئت مدیره شرکت بورس با اشاره به اینکه برگزاری جلسه معارفه سهام بانک برای خریداران احتمالی نیز برعهده خود بانک ملت و سازمان خصوصی سازی است، در مورد تاریخ اعلام شده برای عرضه سهام بانک ملت در روز 23 بهمن ماه جاری نیز گفت: در یکی از جلسات قرار بر این شد که سهام در روز مذکور واگذار شود، اما به دلیل اینکه روز پنج شنبه و سه شنبه هفته جاری بورس تعطیل است، بنابراین عرضه سهام بین دو روز تعطیل غیر منطقی است.

وی ادامه داد: یکی از مسائلی که هم اکنون مطرح است، عرضه سهام به روش ( بادی بیلدینگ) است و این روش جدیدی در دنیا است تا واحدهایی همچون شرکتهای تامین سرمایه و غیره بتوانند این سهام را پوشش دهند، زیرا ارزش 5 درصد این سهام بسیار بالا است.

وی تصریح کرد: در این روش در عرض یک روز تمام سهام فروخته می شود، همچنین قیمت سهام فروخته شده به افراد یکسان خواهد بود، بنابراین عدالت رعایت خواهد شد. هم اکنون در تمام دنیا عرضه های سهام به این روش صورت می گیرد، البته سازو کار آن سخت است و نیاز به اطلاع رسانی نیز دارد.

ارجمندی خاطرنشان کرد: تاریخ دقیق عرضه سهام بانک ملت پس از مشخص شدن اطلاعات تکمیلی درخواست شده توسط بورس یعنی 7 بند مذکور تعیین می شود، اما به هر حال این تاریخ هنوز مشخص نیست.

وی از واگذاری 40 درصد سهام بانک ملت به عنوان سهام عدالت، 25 درصد به گروه های دیگر همچون سازمان تامین اجتماعی، صندوق بازنشستگی نیروهای مسلح و صندوق ذخیره فرهنگیان خبرداد و افزود: 65 درصد سهام این بانک به این روشها واگذار شده است.

وی همچنین ادامه داد: 5 درصد سهام این بانک نیز به عنوان سهام ترجیحی به کارکنان آن واگذار می شود، بنابراین 70 درصد سهام بانک واگذار می شود و 30 درصد باقی می ماند.

عضو هیئت مدیره شرکت بورس مطرح کرد: نکته ای که وجود دارد این است که قبلا اعلام شده بود که 80 درصد سهام شرکتها واگذار می شود و 20 درصد در اختیار دولت باقی می ماند، اگر قرار باشد که دولت 20 درصد سهام بانک ملت را نزد خود نگه دارد، بنابراین عملا تنها 10 درصد سهام بانک را می توان واگذار کرد.

وی تصریح کرد: ولی به نظر می رسد که با استفساریه مقام معظم رهبری در این خصوص که از هر صنعت تنها باید 20 درصد در اختیار دولت باشد و بقیه آن به بخش خصوصی واگذار شود، و با توجه به اینکه علاوه بر بانکهای تخصصی، بانکهای ملی و سپه نیز دولتی باقی می مانند، یعنی عملا بیش از 20 درصد سهام صنعت بانکداری نزد دولت باقی خواهد ماند، بنابراین اگر به این نحو باشد باید 30 درصد سهام بانک ملت واگذار شود.

ارجمندی یاد آور شد: اگر غیراز این باشد یعنی تنها بخشی از این سهام به عنوان کشف قیمت عرضه شود، ایجاد مشکل می کند، زیرا دیگر بازاری برای آن وجود نخواهد داشت و عملا سهام در بازار قفل می شود.

وی ارزش اسمی هر سهم بانک ملت را 1000 ریال اعلام و اظهار امیدواری کرد که سهام بانک ملت در بورس عرضه شود تا بتوان سهام دو بانک صادرات و تجارت را نیز در بورس عرضه کرد تا بدین طریق هم بازار سرمایه رونق یابد و هم ترکیب کاملی از بازار پول و سرمایه ایجاد شود تا بازخورد مثبتی در اقتصاد ایجاد کند.

عرضه همزمان سهام 2 بانک تجارت و صادرات

عضو هیئت مدیره شرکت بورس از پذیرش سهام دو بانک تجارت و صادرات به طور همزمان در بورس خبرداد و گفت: اگر سهام بانک ملت تعیین تکلیف شود، قبل از پایان سال 5 درصد سهام بانک صادرات و پس از آن تجارت را نیز عرضه خواهیم کرد و اگر واگذاری سهام این بانکها نیز به سال آتی موکول شود، مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد.

گفتنی است؛ همایش معرفی بانک ملت قبل از عرضه سهام نیز در روز چهارشنبه 23 بهمن ماه جاری در محل سالن بین المللی همایشهای صدا و سیما برگزار خواهد شد.

توضیح:با توجه به صورتهای مالی بانک و تاثیر بحرانهای اقتصادی و طرح تحول در سایر  صنایع  صنعت بانک داری دارای حاشیه امنی برای سرمایه گذاری میان مدت و دراز مدت میباشد لذا خرید آن توصیه میشود.

بازار مسكن در چه زمانی فعال میشود؟

 

بنابر آمار غير رسمي نياز جامعه به مسكن سالانه يك و نيم ميليون واحد مي باشد در حاليكه توليد بين 500 تا 700 هزار واحد صورت مي گيرد بنابراين كشور همواره با تقاضاي انباشته خريد مسكن روبرو مي باشد به عبارتي ديگر كفه تقاضا از عرضه بيشتر است اما بخاطر عواملي اين بازار راكد مي باشد اما واقعا چه زماني بايد وارد اين بازار شويم؟ خب اين سوالي هست كه همه بدنبال جواب هستند .اما بدست آوردن پاسخ خيلي هم مشكل نيست كافيست عواملي را كه باعث رشد بازار مسكن (چه منطقي چه كاذب) مي گردد را بررسي كنيم:

1.     افزايش نقدينگي

2.     افزايش قيمت نفت

3.     كسري بودجه دولت

4.     سياست هاي دولت

5.     ‌‌نبود بازار هاي رقيب

6.     افزايش تورم

7.     افزايش قدرت خريد مردم

8.     افزايش توان وام دهي بانكها

قبل از شروع بهتر است كه چرخه هاي رونق و ركود مسكن را بدست آوريم .بخاطر تورم شديد در سه دهه اخير نمي توانيم از متغير هاي ريالي براي بدست آوردن دوره هاي رونق و ركود استفاده كنيم بنابراين بهترين راه استفاده از متغير هاي كمي مي باشد براي اين كار من از حجم متراژ ساختمان هاي تكميل شده توسط بخش خصوصي استفاده كرده ام .يعني هر زمان كه با رونق مواجه شده ایم توليد و ساخت مسكن افزايش و در دوران ركود با كاهش توليد مواجه بوده ايم.

 

در نمودار فوق 4 چرخه با شماره هاي يك تا چهار مشخص شده است كه سه چرخه اول هر كدام  هشت سال طول كشيده است نكته جالب اينكه نقاط شروع و پايان تمامي چرخه ها بسيار هماهنگ با زمان هاي تغيير رياست جمهوري مي باشد. از چرخه شماره 4 تاكنون سه سال گذشته است و مشخص نيست كه در چه سالي پايان مي يابد چنانچه بخواهيم از نظريه امواج الیوت كمك بگيريم ما الان در موج A اصلاحی هستيم(5 موج حرکتی قبلي كامل شده اند) براي اينكه چرخه چهارم به درصد هاي فيبوناچي برسد بنظر دو سال ديگر هم ركود ادامه داشته باشد.

 

خب قدمي بعدي ما اينكه كه ببينيم آيا اين عوامل به ما سيگنال ورود به اين بازار را ميدهند يا خیر:

افزايش نقدينگي

 

در سالهاي 83 تا 85 تقريبا هر سال بالاي 30 درصد رشد نقدينگي داشتيم كه باعث تورم و افزايش قيمت مسكن شد با فروكش كردن نقدينگي از سال 86 تا كنون بخش مسكن هم در ركود به سر مي برد.سیاست های انقباضی بانک مرکزی در زمان آقای مظاهری باعث شد تا رشد نقدینگی به شدت کاهش یابد اما با تغییر رئیس بانک مرکزی احتمال افزایش نقدینگی در سال ۸۸ بسیار زیاد است.

  

افزايش قيمت نفت

علت انتخاب اين گزينه اين است  كه هزينه هاي جاري دولت معمولا با بالا رفتن قيمت نفت رابطه مستقيم دارد بخصوص پرداخت هاي مربوط به پرسنل و اين عامل در ميان مدت موجب تقاضاي موثر براي خريد مسكن مي شود.

 

از سال 80 تا 84 قيمت نفت دائما در حال رشد بوده و همين عامل باعث افزايش قدرت خريد مردم و رونق بخش مسكن شده است.واقعیت این است که بیش از ۹۰ درصد اقتصاد در دست دولت می باشد و این به معنی سهم بالای اشتغال در شرکت ها و سازمان های دولتی می باشد و از آنجایی که بیشتر سازمان ها و شرکتهای دولتی به وجوه دولتی وابسته می باشند بنابراین تغییرات قیمت نفت (یعنی درآمد اصلی دولت) اثر مستقیم بر مصارف جامعه دارد بطور کلی افزایش نفت باعث افزایش مصارف دولتی و بخصوص افزایش هزینه های پرسنلی و تقویت تقاضا کوتاه مدت جهت کالاهای بادوام و مسکن می گردد. به علت کاهش شدید قیمت نفت از شهریور ۸۷ این عامل مهم اثر گذار بر بخش مسکن کم رنگ گردیده و به نظر نمی رسد تا پایان سال ۸۹ قیمت های نفت بتواند کاهش خود را جبران کند.

  

كسري بودجه دولت

پس از بررسي مشخص شده كه اين مورد اثر مستقيم بر رونق و ركود مسكن ندارد اما چون بر تورم مستقيما نقش دارد آن را بررسي مي كنيم كسري بودجه دولت از اين جنبه اهميت دارد كه معمولا دولت آسان ترين راه را براي جبران آن انتخاب مي كند يعني عرضه پول از طريق چاپ اسكناس يا به نوعي قرض از بانك مركزي و همين عامل موجب بالارفتن تورم و افزايش نقدينگي در جامعه و در بلند مدت تقاضاي كاذب براي بخش مسكن می گردد.

 

شايد كنترل كسري بودجه در سال 86 در ركود مسكن اثر داشته اما كسري شديدتر در سال 87 نويد يك انفجار در تورم و بروز وضعيت ركود تورمي را مي دهد معمولا تورم ابتدا در ساير بخشها نمايان و سپس به بخش مسكن وارد مي شود بخاطر همين است كه بخش مسكن آخرين بخشي از كه از ركود خارج مي شود.از طرفی دیگر بعلت وجود رکود در بخش صنعت جامعه و سوق نقدینگی به بخش دلالی و واردات ،تورم به تنهايي نمي تواند موجب حركت بخش مسكن شود.

 

سياست هاي دولت

 هر گونه دخالت دولت در بازار مسكن را در اين حالت بررسي مي كنيم.

  • عرضه مسكن از طريق طرح مسكن مهر : اين طرح يعني زمين از دولت ساخت بنا از مردم و به نوعي همان فروش سرقفلي بنا به مردم ميباشد زمين هاي اين طرح در حاشيه شهرها در حال واگذاري ميباشد. در اهداف اوليه اين طرح عرضه 300 تا 400 هزار مسكن در سال پيش بيني شده است اما دو سال است كه اين طرح در حال اجراست و بنابر آمار منتشره حدود 10 درصد پيشرفت داشته است. بطور كلي هزينه هاي اجراي اين طرح به غير از بحث واگذاري زمين بسيار سنگين مي باشد هزينه هاي از قبيل آب ، برق ، مدرسه ، جاده ، مركز خريد ، مراكز تفريحي ، حمل و نقل عمومي و ساير هزينه هاي اجتماعي كه معلوم نيست راجع به آن چاره اي انديشيده شده يا خير. بطور كلي بعلت عدم نقدينگي از طرف متقاضيان اين طرح (كه عمدتا زير خط فقر مي باشند)اجرا و به سرانجام رسيدن اين طرح بدون صرف يارانه و كمك مالي از طرف دولت در كمتر از 10 سال بعيد به نظر مي رسد و نكته آخر اينكه گروه هدف اين طرح هيچگاه تقاضاي موثر در بخش مسكن نبوده اند.
  • كاهش دستوري نرخ بهره بانكها: زماني كه دولت شروع به كاهش در نرخ سود بانكها را كرد مصادف بود با انتهاي ركود مسكن در چرخه هشت ساله دولت هشتم و از آنجاي كه قدرت خريد جامعه هنوز تا حدودي بالا بود و ساير بازار هاي موازي در ركود بودند اين امر باعث خروج نقدينگي از طرف بانكها به بازار مسكن و صعود شديد آن گرديد. از آنجايي كه بعلت تورم شديد قدرت خريد جامعه هم اكنون پايين مي باشد بنظر نمي رسد كاهش مجدد نرخ بهره بتواند در كوتاه مدت بازار مسكن را حركت دهد اما در بلند مدت مي تواند انگيزه دريافت وام توسط متقاضيان مسكن را افزايش و منجر به رشد بازار مسكن شود.
  • اخذ ماليات اضافي از معامله گران مسكن: هدف اين طرح رد يابي معامله گران بخش مسكن و دريافت ماليات تصاعدي از آنان مي باشد توجيه اين طرح از آنجا ناشي مي شود كه علت افزايش قيمت مسكن را نه بحث عرضه و تقاضا بلكه معاملات مكرر آنان بدانيم اگر اين استدلال درست باشد معامله گران سهام در بورس ، معامله گران آهن در بازار آهن و معامله گران سيمان و بطور كلي تمامي معامله گران در بازارها را نيز بايد مشمول اين طرح شوند. حالا اين سياست چه اثر بر بخش مسكن دارد آنچه مسلم است اين است كه با كاهش داد و ستد در اين بازار انگيزه توليد كاهش يافته و باعث انباشته شدن بيشتر تقاضا مي گردد و همه چيز براي انفجار دوباره مسكن در آينده فراهم مي گردد. در حال حاضر ركود مسكن نه بخاطر اين سياست بلكه بعلت ساير عوامل در جريان است.

 بازار هاي رقيب

بطور كلي بخش هاي سرمايه گذاري در كشور را مي توان بدين شرح نام برد:

  • بازار توليد : اين بخش كه يكي از سالم ترين بخش هاي هر اقتصادي مي باشد متاسفانه در كشور ما جز ضعيف ترين بخش مي باشد و كمتر سرمايه گذاري به فعاليت به اين بخش فكر مي كند و علت اصلي آن دخالت هاي دستوري دولت در اين بخش مي باشد نمونه بارز آن شركتهاي توليد كننده سيمان مي باشند كه حتي حق صادرات را هم ندارند و يا بانك هاي خصوصي كه حق تعيين سود سپرده خود را ندارند و صدها نمونه ديگر.
  • بازار واردات : در حال حاضر واردات كالا ها يكي از پر بازده ترين بازار ها مي باشد . بعلت تعرفه هاي پايين واردات ، دلار ارزان قيمت داخلي و عدم توجه دولت به بخش توليد و همچنين جهت كنترل تورم موجود در جامعه اين بخش با حاشيه سود بالا در فعاليت مي باشد. در كوتاه مدت همه چيز عاليست اما پس از مدتي شاهد بيكاري گسترده ، تورم فزاينده ، وابستگي كشور به محصولات خارجي و از همه بدتر نابودي صنايع. بنظر با ركود در بخش مسكن اين بازار توانسته نقدينگي كلان و زيادي را جذب خود كند . كافيست نگاهي به خيابانها بياندازيد و حجم گسترده ماشين هاي لوكس چند صد ميليوني را بشماريد كه در گذشته نبودند همچين بازار ها پر شده است از لوازم خانگي وارداتي از قبيل يخچال هاي 5 ميليوني سايد باي سايد گرفته تا تلويزيون هاي ال سي دي و  جارو برقي و اتو و هزار قلم خارجي ديگر از طرفي ديگر شركتهاي داخلي مثل پارس الكتريك ، پيام ، آزمايش و ... بعلت زياندهي در حال اخراج از بورس مي باشند.
  • كالاهاي بادوام: در گذشته اين بخش فعال تر بود اما در حال حاضر بعلت اشباع بازار تقاضا از كالاهاي بادوام مانند اتومبيل از جذابيت خوبي برخوردار نيست.
  • طلا و سكه: دولت بعلت داشتن ذخاير طلا همواره اين بخش را در تعادل با قيمت هاي جهاني نگه داشته است كه امر پسنديده اي است.
  • ارز : ارز هاي خارجي به خصوص دلار و يورو همواره مورد توجه سرمايه گذاران مي باشد در حال حاضر بعلت تقويت دلار در بازار هاي جهاني و شيوع بيشتر بحران اقتصادي در جهان تقاضا براي خريد دلار به شدت افزايش داشته است . چنانچه اين روند تا شش ماه ديگر ادامه يابد حجم وسعي از نقدينگي جامعه به سمت خريد دلار ارزان قيمت بازار تهران مي شود.از طرفي ديگر دلار ارزان قيمت يعني واردات بيشتر و نابودي صنايع داخلي و از طرف ديگر يعني كاهش درآمد شركتهاي صادراتي .
  • بازار سرمايه: بورس تهران از سال 84 در ركود به سر مي برد گهگاهي بخاطر عرضه سهام موسوم به اصل 44 انگيزه سرمايه گذاري ايجاد و بعد از مدتي بعلت ضعف ساختاري اقتصاد و توليد در ايران مجددا به حالت اول باز مي گردد از طرف ديگر سياست هاي غلط مسئولان بورس هر گونه فعاليت در اين بازار را طرد مي كند . سياست هاي از قبيل تعيين حد نوسان روزانه ، ايجاد صف هاي خريد و فروش كاذب ،حجم مبنا معاملات، ‌انحصار معامله توسط كارگزاران ، تلاش بورس در جهت حفظ شاخص سهام ،‌ بسته بودن طولاني نمادها ، عدم شفافيت اطلاعات مالي ،‌عدم جذابيت بورس براي شركتها ، عدم نقدينگي آني سهام و ساير عوامل كه هيچ يك از اينها در ساير بورس هاي جهان مطرح نمي باشد.
  • بانكها: شايد بتوان بانكها را اصلي ترين رقيب بازار مسكن بر شمرد در حال حاضر با توجه به ركود در بخش مسكن و همچنين پرداخت سود 19 درصد در سال توسط بانكها هر گونه انگيزه ورود به بخش مسكن را سلب مي كند اين عامل باعث عدم توليد در آن بخش و انباشت تقاضا در بازار مسكن مي گردد.

 بطور كلي در حال حاضر بازار رقيب مسكن بازار پول كشور يا بعبارتي سپرده گذاري در بانكها و همچنين بازار تجارت خارجي (بازار واردات)مي باشد تا زمانيكه اين بخشها در حال جذب نقدينگي مي باشد حركتي به سمت مسكن نخواهد شد.

افزايش تورم

بنابر يافته هاي تجربي وجود تورم در جامعه ابتدا كالاهاي مصرفي را افزايش و سپس منجر به انباشت نقدينگي در دست بنگاهها مي شود چنانچه بازار توليد با موانع همراه باشد (از قبيل دخالت هاي دولتي ، سخت گيري هاي ماليات و وضع عوارض غير معقول) اين نقدينگي جذب يكي از بازار هاي پر بازده مي گردد در حال حاضر بعلت ركود مسكن بيشتر نقدينگي جذب بانكها و صرف واردات كالا مي گردد.ضمن اينكه در حال حاضر بنگاههاي اقتصادي (توليد كنندگان) در وضعيت نقدينگي خوبي بسر نمي برند و بيشتر با مشكلات مالي و بهره دست وپنجه نرم مي كنند.

 افزايش قدرت خريد

هر زمان كه قدرت خريد بالا رفت مي توان انتظار براي خريد مسكن را افزايش داد در حال حاضر بعلت ضعف توليد در كشور و زيادهي و كاهش سود بسيار از شركتهاي داخلي و همچنين بيكاري پنهان جامعه نشان از پايين بودن قدرت خريد دارد . البته اگر چه مسكن ارزان شده اما تقاضاي براي آن نيست و نشان از عدم قدرت خريد دارد. در گذشته يكي از عوامل افزايش قدرت خريد تزريق درآمد نفت در بودجه دولت و تخصيص آن به پرسنل بود كه اين افزايش قدرت خريد ناپايدار و موقتي بود زيرا ناشي از ايجاد ارزش افزوده نبود بلكه نوعي افزايش نقدينگي كاذب بود.

درحال حاضر با كاهش قيمت نفت و به تبع آن كاهش حجم بودجه دولت براي سال ۸۸ هيچگونه علائم افزايش در قدرت خريد چه كاذب و چه واقعي ديده نمي شود و تا مادامي كه اين عامل تقويت نگردد حركت بخش مسكن صورت نمي گيرد.

 

افزايش توان وام دهي بانكها

يكي از عوامل صعود بخش مسكن در سال 85 افزايش پرداخت وام به متقاضيان خريد مسكن بود و بعلت اينكه قدرت خريد تا حدودي بالا بود و با اخذ وام مسكن خريد يك واحد ميسر بود لذا تقاضاي بازار تحريك و موجب حركت نقدينگي به سمت بازار مسكن گرديد.

 

بطوريكه ملاحظه مي گردد تعداد وام هاي پرداختي توسط بانك  مسكن در سال 84 با افزايش  100 هزار فقره بالغ بر 300 هزار مي گردد و در سال 85 به عدد 432 هزار فقره مي رسد.در سال ۸۶ سياست عدم پرداخت وام مسكن به توابع شهرها و سخت گيري هاي بخش بانكي در پرداخت وام (به علت کاهش اعتبار پرداخت کنندگان) آمار دریافت کنندگان وام کاهش زیادی داشت است.در حال حاضر نیز این بخش هنوز تقویت نگردیده است.

خلاصه:

در خاتمه می توان نتایج یافته های فوق را بدین شرح بیان کرد:

چنانچه قیمت نفت روند رو به رشد و پایداری در پیش گیرد و ادامه آن سیاست های انبساطی دولت بوجود آید و در نتیجه قدرت خرید نسبی جامعه (البته باز هم کاذب)بعلت عوامل فوق افزایش یابد از آنجایی که روند بیکاری در دوران رکود زیاد شده است فشار دولت برای تامین اشتغال مجبور به تحریک بخش مسکن می شود و بانکها ملزم به پرداخت وام مسکن می شوند و در نتیجه بخش تقاضا برای خرید مسکن آماده می شود.در چنین حالتی ورود به بخش مسکن کاملا سود آور همچون سالهای قبل خواهد بود. اما چنانچه عامل پیش رونده این حرکت یعنی نفت آغاز نگردد سلسله حرکتهای بعدی نیز شروع نخواهدشد.

 

در یافت آخرین فایلهای CSV تا این تاریخ

با توجه به عدم بروز رسانی نرم افزار بورس فایلهای مورد نیز از این لینک دریافت کنید.

با تشکر از آقای مهدی سنایی بخاطر تهیه و بروز رسانی داده ها


 

Your download link

http://www.freeupload.cn/download.php?file=169800

قصه ها و غصه های جامعه کارگری

متاسفانه این روزها میبایست آمادگی شنیدن هر رخدادی را داشت.متن خبر بی نیاز از هرگونه توضیح است و بیانگر آینده ای نه چندان دور برای بسیاری از اقشار زحمت کش.
 
آخرین كسی كه حسن حسنی را دید یكی از همكارانش بود، آنها به اتفاق سایر كارگران صبح به كارخانه‌ كنف كار رفته بودند تا مانع خروج دستگاه‌ها و ابزار تولید از آنجا شوند كه با نیروهای نظامی مواجه شدند.

این كارگران پس از آنكه توسط مأموران ضدشورش كتك خوردند، به ساختمان استانداری آمده و تجمعی اعتراض‌آمیز برپا كردند. این بار هم مأموران وارد عمل شدند و آنها را متفرق كردند. پس از این ماجرا، حسنی از همكارش می‌خواهد كه به او پولی بدهد: «حتی یك پنج تومانی توی جیبش نبود». همكارش هم بیشتر از یك پانصد تومانی نداشت. پول را تقسیم می‌كنند: «گفت به حساب قرض نگذار. حلالش كن. توجه نكردم چه می‌گوید. از صبح كتك خورده بودیم و فحش شنیده بودیم و حالا می‌خواستیم دست از پا درازتر برگردیم خانه. گفت دستگاه‌ها را هم كه بردند. یعنی تمام شد؟ گفتم خودت ندیدی چی شد؟». 

می‌خواست مطمئن شود، از زبان دیگری بشنود كه حتی همان كورسو امید بازگشت به كار هم نابود شده است: «دستگاه كه نباشد كار نیست. می‌دانست بنده‌ی خدا. با پول من تاكسی گرفت كه خودش را زودتر برساند كارخانه» ساعت یك بعدازظهر حسن حسنی را حلق‌آویز شده در كارخانه‌ای متروك پیدا كردند. سیاهی چشم‌هایش رفته بود و دندانهایش نوك زبانش را بریده بودند. نگهبان كارخانه كه جنازه‌ی او را پیدا كرد می‌گفت: «طناب دار را چنان محكم بسته بود كه مجبور شدم ببرّمش تا جنازه را پایین بیاورم.» این چنین مصمم بود برای نابودی خود. 

یكم _ وقتی در بین خبرهای ایلنا خواندم كه كارگر كارخانه كنف كار در رشت به خاطر «عدم دریافت یازده ماه حقوق» خود را حلق‌آویز كرده، خجالت كشیدم. انگار كه تمام هیبت فاجعه‌ای عظیم به «عدد» فروكاسته شده باشد. می‌گوییم یازده ماه؛ عدد می‌گوییم. كارگری كه حتی هنگام كاركردن و اطمینان از دریافت حقوق باید نگران اداره خانواده چهار نفره‌اش با ماهی صد و پنجاه ـ شصت هزارتومان باشد، یك ماه حقوق نگرفتن برایش حكم فرو رفتن در نكبت را دارد. هرچه بر تعداد ماه‌های بدون حقوق افزوده شود، او بیشتر فرو می‌رود تا به یازده ماه برسد، كه كارگر كنف كار رسیده بود: «یك وقت‌هایی در را كه باز می‌كردم میدیدم جلو در ایستاده. خجالت می‌كشید در بزند و داخل بشود. صبح‌ها كه می‌رفت دنبال حق و حقوقش می‌گفت: انشاالله امروز می‌شود. بعدازظهر دست خالی برمی‌گشت و جلوی در می‌ایستاد.» همسر حسنی زن چهل ساله‌ای است كه چشم‌هایش از اشك سه روزه متورم شده و بین جملاتش سكوت می‌كند. آن چنان كه من و دو فرزندش صدای نفس‌های هم را بشنویم. «به شما گفتند صبحی كه... كه شوهرم فوت كرد، همه‌ دستگاه‌های كارخانه را برده بودند؟ نمی‌توانست از راه به خانه برگردد چون ما خانه را... همین اتاق دوازده متری كه نشسته‌ایم را به نهضت سوادآموزی اجاره داده‌ایم. ماهی پانزده هزار تومان... سیب‌زمینی كیلویی ششصدتومان است. خبر دارید؟ ساعت دو بود كه خبر دادند. توی مزرعه مردم داشتم كارگری می‌كردم، دخترم هم امتحان داشت. خبردادند كه بیا شوهرت حالش به هم خورده و بیمارستان است. وقتی رفتم جنازه‌اش را توی پزشكی قانونی نشانم دادند. پسرم هم سرباز است. نبود. دیروز آمد.» پسر بزرگش كنار من نشسته ‌است: «مجبور شدم بروم سربازی. اگر نمی‌رفتم شاید اینطور نمی‌شد. ماهی پنج ـ شش هزارتومان حقوق سربازی را هم برای پدرم می‌فرستادم. هشت ماه بود كه مرخصی نیامده بودم. از بعد آموزشی تا حالا توی پادگان می‌خوابیدم. پول كرایه ماشین نداشتم كه بیایم مرخصی. ‌شنبه خبرم كردند بیا پدرت مرده.» حرف‌های مهران حسنی را مادرش ادامه می‌دهد: «دانشگاه دولتی قبول شد اما نرفت. همه‌ی مردم آرزو دارند. ما آرزو نداریم؟ چون پول نداریم... من و پدرش آرزو نداشتیم؟ به جای دانشگاه رفت بازار فرش فروش‌ها، فرش جابه‌‏جا می‌كرد. حمالی.» وقتی مادرش حرف میزند سرش پایین است. باز به یكی از سكوت‌های ویران كننده مادرش رسیده‌ایم. نگاهش می‌كنم شاید او حرفی بزند: «گفتم اگر بروم دانشگاه لباس پوشیدنش فرق می‌كند، كتاب بخواهم بخرم، زندگی در تهران... همه اینها خرج است. با همین لباس‌ها، توی همین شرایط می‌شود كارگری كرد اما دانشگاه زمین تا آسمان فرق می‌كند. گفتم اگر بروم طاقت نمی‌آورم. لااقل كار كنم كه كمك حال پدرم باشم. توی بازار، فرش را روی دوشم جا به جا می‌كردم. هر جوانی غرور دارد بالاخره. ولی دیدم به هر حال همچین چیزی برایم پیش آمده. باید بروم. چند ماه كه كار كردم، دیدم حقوق این كار كه تأثیری ندارد. بیست هزار تومان. حتی پولی كه برای نان خوردن قرض می‌گرفتیم هم نمی‌شد. گفتم لااقل بروم سربازی برگردم یك كاری پیدا كنم. بدون كارت پایان خدمت می‌شدم سرباز فراری، كاری به من نمی‌دادند كه... جامعه چه می‌فهمد سربازی نرفتن من از سر خوشی نیست. به نسبت كاری كه قبل می‌كردم، سربازی برایم كاری نبود. اما شبیه اینكه من را اسیر گرفته باشند و ببینم پدر و مادر و خواهرم توی بدبختی دست و پا می‌زنند... می‌دانستم آخرش یك اتفاقی می‌افتد.» از مهران حسنی می‌پرسم این وضع از چه زمانی شروع شد، می‌‏گوید: «تا سال هشتاد و دو كارخانه در دست دولت بود. تولید آنقدر بالا بود كه گاهی پیش می‌آمد برای هر كارگر در ماه دویست و چهل ساعت اضافه كاری بزنند. یعنی به‌اندازه‌ زمان كار قانونی‌شان از آنها كار می‌خواستند تا كارخانه تولید داشته باشد. اما سال هشتاد و دو كارخانه را به بخش خصوصی واگذار كردند. كارخانه را مفت به یكی از اطرافیانشان... همین‌هایی كه توی حكومت نفوذ دارند فروختند. صاحب كارخانه هم از ابتدا نمی‌خواست تولید كند. به هرحال یك سرمایه‌ای را مجانی در اختیارش قرار داده بودند. او می‌خواست هر طوری شده از شر كارگرها خلاص بشود و این سرمایه را با كاسبی زیاد كند. اهل تولید نبود. از آن وقت به بعد كارخانه دیگر سرپا نشد. مواد اولیه تولید را به كارخانه نمی‌آورد. بعد از چند ماه سرویس رفت و برگشت كارگران را هم قطع كرد تا آنها ناامید بشوند و سراغ كارشان نروند و او با خیال راحت اخراجشان كند. كارگران كه آخر ماه برای گرفتن حقوق می‌رفتند، می‌گفت نداریم، ماه بعد. می‌دانست كه آنها غیر از خرج زندگی و خورد و خوراك خانواده و اجاره خانه و... باید ماهی سی ـ چهل هزار تومان هم كرایه ماشین بدهند. می‌خواست كم‌بیاورند و بازخرید بشوند و او كارخانه را تمام و كمال صاحب بشود. صاحب كارخانه می‌گفت با همین وضع تولید و بدون سرویس و حقوق اگر كارگری به سركارش نیاید و كارت نزند برایش غیبت محسوب می‌شود. كارگران هم از ترس اخراج می‌رفتند. هر چهار ماه یك بار حدود پنجاه هزار تومان حقوق می‌داد... پول كرایه‌ ماشین كارگران هم نمی‌شد.» ، «حتی سی هزار تومان هم بابت چهار ماه داده بودند.» این را مادرش می‌گوید و مهران حسنی ادامه می‌دهد: «صاحب كارخانه هركاری می‌كرد تا كارگران را نا امید كند. تا سال هشتاد و سه كه برف وحشتناكی در گیلان آمد و خیلی از واحدهای تولیدی رشت را نابود كرد اما كنف كار هیچ آسیبی ندید. مأموران بیمه و استانداری تأیید كردند كه این كارخانه آسیبی ندیده و حتی تا پانزده روز بعد از برف هم كارخانه به همان وضع كجدار و مریز تولید داشت. كارگران به سر كار می‌رفتند، اما صاحب كارخانه بعد از پانزده روز یادش افتاد كه كارخانه را تعطیل كند. به خاطر همان برف، هشتادوهشت میلیون تومان از دولت وام بلاعوض گرفت، اما كارخانه را تعطیل كرد. از آن به بعد پدرم و باقی كارگران كنف‌كار تحت پوشش بیمه بیكاری قرار گرفتند. تا شانزده ماه، ماهی صدوبیست هزارتومان میگرفتند اما هیچ اتفاقی نمی‌افتاد. بعد همان بیمه را هم قطع كردند. این ماه دوازدهم است كه پدرم هیچ حقوقی نگرفته بود. كارخانه و ابزار تولید سالم بودند و در زمان دولتی با همین ابزار هر كارگر دو شیفت كار می‌كرد، اما كارخانه در زمان بخش خصوصی راه نمی‌افتاد. كارگران هر روز به استانداری می‌رفتند، استانداری می‌گفت بروید صنایع، صنایع می‌گفت بروید تهران، صنایع تهران می‌گفت به ما مربوط نیست بروید ریاست‌جمهوری، دفتر ریاست جمهوری می‌گفت اصلا خبر نداریم بروید استانداری گیلان. كارگران را سرمی‌دواندند. خسته‌شان می‌كردند. همه‌ی نهادها با هم هماهنگ بودند تا كارگر را عاجز كنند.» همسر مرحوم حسنی سخن پسرش را قطع میكند تا از تلاشی دیگر بگوید: «وقتی بیمه ی بیكاری را هم قطع كردند و ما كاملا درآمدمان نابود شد، دیدم هیچ نهادی جواب ما را نمی‌دهد. نامه‌ای برای حاج آقا قربانی (نماینده ی ولی فقیه در استان گیلان) نوشتم و وضع خانواده‌ام را توضیح دادم. كه شوهرم چند ماه حقوق نگرفته، كه پسرم سرباز است، كه دخترم بچه مدرسه‌ای است، كه خودم صبح تا غروب توی مزرعه ی مردم كار می‌كنم اما حتی نمی‌توانیم شكم‌مان را سیر كنیم. نوشتم كه ما از شما صدقه نمی‌خواهیم، فقط كار شوهرم را به او برگردانید و ما با همان حقوق بخور و نمیر سر می‌كنیم و توقع دیگری هم نداریم. خودم نامه را بردم دفتر حاج آقا. خودش هم بود. شرایطمان را برایش توضیح دادم. گفتم ما از خانواده‌كارگری هستیم و حالا شرایطمان این‌طور شده است. از حاج آقا خواهش كردم كه یك كاری بكند. یك توصیه‌ای چیزی. گفتم لااقل یك راهی به ما نشان بدهد. اما گفت به ما مربوط نمی‌شود. مشكل از استانداری است. همین.»
مهران حسنی می‌گوید: «پدرم وقتی كار می‌كرد خیلی سرحال و سرزنده بود. قبل از سال هشتاد و دو... حتی وقتی دوبرابر ساعت قانونی اضافه كاری می‌ایستاد... ساعت چهار صبح از خانه خارج می‌شد و تا ده و نیم شب كار می‌كرد. به خانه كه می‌رسید شامش را می‌خورد و تا دوازده ـ یك با ما شوخی می‌كرد و بلند می‌خندید. در روز بیشتر از سه ـ چهار ساعت نمی‌خوابید ولی خوشحال بود. اما از وقتی كارخانه را به بخش خصوصی واگذار كردند و صاحبش تعطیل كرد و بعد بیمه ی بیكاری و بعد یازده ماه بدون حقوق، دیگر رمقی برایش نماند. صبح ساعت هشت میرفت استانداری یا نهادهای دیگر و ساعت دو بعدازظهر برمی‌گشت، ولی آنقدر خسته و كسل بود كه... وقتی روزی شانزده ـ هفده ساعت كار می‌كرد اینقدر خسته ندیده بودمش.»
درباره‌ی روزهای آخر زندگی مرحوم حسنی می‌پرسم. پسرش پاسخ می‌دهد: «روز پنجشنبه از پادگان با پدرم صحبت كردم. از پشت تلفن معلوم بود كه حالش بد است. بریده بود انگار. می‌گفت مادرت صبح تا غروب توی مزرعه ی مردم كار می‌كند، من هم هر روز میروم استانداری اما هیچ كس به ما جوابی نمی‌دهد. می‌گفت كار تمام است... هیچ كسی به داد ما نمی‌رسد. گفت دفترچه‌های تأمین اجتماعی یازده ماه است كه تمدید نشده. اگر خواهرت مریض بشود كجا ببرمش؟ بعد گفت: من چه كار كنم با چهل و هشت سال سن؟ زمین دارم كه كشاورزی كنم؟ دیگر كجا كار كنم؟ به جوان‌ها كار نمیدهند، به من كار می‌دهند؟ هی می‌گفت من چه كار كنم از این به بعد؟» همسر مرحوم حسنی می‌گوید: «اواخر دائم توی فكر بود. وقتی از تجمع جلوی استانداری یا نهادهای دیگر می‌آمد خانه خجالت می‌كشید زنگ بزند و دست خالی بیاید داخل خانه. جلوی در می‌ایستاد تا یك وقتی من در را كه باز می‌كردم میدیدم سرش را زیر می‌اندازد و داخل می‌شود. توی خانه هم یك گوشه‌ای می‌نشست و حرف نمی‌زد. می‌شد چهل و هشت ساعت بدون یك كلمه حرف، ساكت یك گوشه بنشیند. وقتی می‌خواست بیرون برود عمدا راهش را دور می‌كرد. به جای آنكه از جاده‌ی اصلی برود می‌انداخت توی بیابانی و... از جمع بریده بود. دائم توی خودش بود.»
حرف‌های همسر حسن حسنی من را به یاد كارگر دیگری، كیلومترها دورتر از رشت می‌اندازد. مرحوم "قلی‌زاده" كارگر معدن قلعه‌زری بیرجند هم چند روز پیش از خودسوزی دقیقا چنین حالی داشت. او هم هفده ماه حقوق نگرفته بود و هر روز برای دادخواهی و گرفتن حقش به نهادهای دولتی می‌رفت تا در نهایت ناامید شد و خود را كشت. سال گذشته كه برای تهیه‌ی گزارشی از خودسوزی او به روستای فدشك رفته بودم، همسر قلی‌زاده درباره‌ی حال و روز شوهرش پیش از مرگ گفت: «هر بار كه می‌رفت معدن یا تأمین اجتماعی و جوابش می‌كردند و حقوقش را نمی‌دادند می‌آمد و چند ساعتی توی خانه می‌نشست و به یك جا خیره می‌شد. با هیچكس حرف نمی‌زد. بعد از خانه بیرون می‌رفت. وقتی می‌پرسیدم كجا می‌روی؟ میگفت: توی بیابان. همینطور بی‌جهت توی كویر راه می‌رفت و شب می‌آمد خانه.»
موقع خداحافظی مهران حسنی به من گفت: «ما كه عزیزمان را از دست دادیم... لااقل وضع باقی كارگران كنف‌كار را توی گزارشت توضیح بده... یكجوری بنویس كه كسی به فكر اینها كه زنده‌اند بیافتد. به خدا بدتر از ما هم خیلی هستند.» اگر موقعیت دیگری بود، اگر عزادار نبود برایش توضیح می‌دادم كه ظرف یكی ـ دو سال گذشته پدر تو سومین كارگری است كه من از خودكشی‌اش گزارش تهیه می‌كنم. این‌طور نیست كه من بنویسم و بشود. برادر. 

دوم _ در شهرستان‌ها، احمدی‌نژاد هنوز رئیس جمهور است. كارگران با اشتیاق وعده‌هایش را می‌شنوند و برایش هورا می‌كشند. امید بسته‌اند به او. فكر می‌كنند اگر طبق برنامه‌های دولت هاشمی، در زمان خاتمی كارخانه‌هایشان به دلالان واگذار شده است اینك سوپرمنی حلول كرده كه می‌خواهد نجاتشان بدهد. شاید پذیرش این واقعیت دشوار باشد كه هنوز مردم دور از مركز حرف‌های او را جدی می‌گیرند و همین به شدت سرخورده‌شان می‌كند: «آقای رئیس جمهور كه به رشت تشریف آوردند گفتند به زودی مشكلات واحدهای نساجی گیلان حل می‌شود... ما پارچه نوشته زدیم... هر كدام‌مان نامه دادیم... من نوشتم آقای احمدی‌نژاد به ولله از روی زن و بچه‌ام خجالت می‌كشم. دیگر نسیه‌هم به من نمی‌دهند. توی سفره‌ام نان ندارم. به همه‌ی كاسب‌های محل بدهكارم. از ترسشان مثل دزدها به خانه‌ام رفت و آمد می‌كنم. همه‌ی زندگی ما كارخانه‌مان بود. از وقتی كارخانه ی ما را حراج كردید، زندگی ما را حراج كرده‌اید. به ابوالفضل مرگ بهتر از این شرمندگی است.» این حرف‌ها اگر هر جایی غیر از گوشه‌ی حیاط مسجدی كه در آن مراسم روز سوم مرگ حسن حسنی برپاست گفته می‌شد، شبیه شعار می‌نمود. كارگران پراكنده به حیاط مسجد داخل می‌شوند و هنوز حرف‌های كارگر اول تمام نشده كه می‌بینم در مركز دایره‌ای ایستاده‌ام. كارگران به چند ردیف این دایره را قطور تر می‌كنند و چنان نعره می‌زنند كه فریادهای مداح مسجد به قدرت بلندگو، گم می‌شود: «حتی تا نزدیكی احمدی‌نژاد هم رفتیم وقتی آمده بود رشت... داد می‌زدیم رئیس جمهور كنف‌كار را نجات بده. احمدی‌نژاد از یكی از مسئولان استان پرسید ماجرا چیست. صالحی بود؟ از صالحی پرسید؟ بعد گفت حتما مشكلتان را حل می‌كنم. به صاحب‌الزمان قسم تا صبح از خوشحالی خوابم نبرد. فكر كردم بالاخره رئیس جمهور است. حرف زده. حتما یك كاری می‌كند. اما رفت و پشت سرش را هم نگاه نكرد.» كارگر دیگری كه بیست و پنج سال در این كارخانه كار كرده است و در آستانه‌ی بازنشستگی بیكار شده است از میان جمع می‌گذرد و جلو می‌آید: «مرحوم حسنی به من گفت صاحب كارخانه بهش گفته بوده "برو خودت را بكش، ندارم" مرحوم چند روز قبل رفته بود شرایطش را برای مالك كارخانه بگوید و حقش را بخواهد كه این جواب را شنیده... تقصیر صاحب كارخانه نیست. او كه تكلیفش روشن است. صاحب فعلی كارخانه پانزده سال پیش هم در زمان بخش دولتی مدیر كارخانه بود. توی تهران دستگیرش كردند و اموال كارخانه را ازش پس گرفتند. تقصیر دولت است. با وجود اینكه این آدم را می‌شناختند باز كارخانه را به او دادند... كی باورش می‌شود كه این آدم نفوذ نداشته باشد؟ وقتی برای اعتراض سراغ آقای [...] ـ یكی از مقامات امنیتی استان گیلان ـ رفتیم او گفت از دست ما كاری برنمی‌آید. ما یك بار قدیم این آدم را به جرم دزدی دستگیر كردیم اما اینها مثل هشت‌پا هستند... هر پای‌شان توی یكی از نهاد‌هاست. همه‌جا نفوذ دارند. خودش می‌گفت. یك آدم امنیتی كه اینطور بگوید از دست من كارگر چه بر می‌آید؟» در میان هیاهوی كارگان یك رقم می‌شنوم. به نظرم می‌آید كسی از رقم فروش كارخانه حرف زده است. از كارگری كه مشت‌هایش را گره كرده می‌خواهم حرفش را تكرار كند: «اسنادش را در استانداری دیدیم... سال هشتاد و دو به دویست و شصت میلیون تومان كارخانه را فروختند. از همان وقتی كه كارخانه را صاحب شد با فروش یك سری ماشین‌آلات و آهن و فلزاتی كه دور و اطراف كارخانه بود بخشی از سرمایه‌اش را زنده كرد. بعد كه ماجرای برف گیلان پیش آمد هشتاد و هشت میلیون تومان هم وام بلاعوض گرفت برای تعمیر كارخانه... كارخانه سالم بود. حتی تا پانزده روز بعد از برف گیلان هم ما كار می‌كردیم. چطور كارخانه‌ای كه یازده و نیم هكتار زمین و حدود بیست هزار متر ساختمان دارد را به دویست و شصت میلیون تومان فروختند؟ زمین كارخانه‌ی ما جدا از ساختمان و دستگاه‌هایش چندمیلیارد تومان ارزش دارد. غیر از باندبازی می‌شود اینطور معامله كرد؟» از رقمی كه شنیده‌ام منگ می‌شوم. دویست و شصت منهای هشتاد و هشت ـ بی‌خیال فروش ضایعات و دلالی‌ها و وام‌های دیگر ـ می‌كند به عبارتی صد و هفتاد و هفت میلیون تومان. كارخانه‌ای یازده و نیم هكتاری با دستگاه‌ها و ساختمان بیست هزار متری را به قیمت یك آپارتمان در تهران فروخته‌اند!
یكی از كارگران، مردی حدودا پنجاه ساله كه بیست و هفت سال در كارخانه‌ی كنف‌كار سابقه كار دارد از ماجرای دستگیری‌اش می‌گوید: «ما صد و هفتاد نفر بودیم، آنها دویست نفر نیروی مسلح آوردند... مثل اینكه ما دزدیم یا قاچاقچی و جانی. حتی پانزده مأمور پلیس زن آورده بودند كه اگر زن و بچه‌مان همراهمان بودند مشكلی برای كتك زدن آنها نباشد. توی آن شلوغی من را دستگیر كردند. برای چشم زهر گرفتن از باقی كارگران. من را بردند كلانتری. گفتم چه جرمی كردم؟ حقم را می‌خواهم. گفتند مورد داری. باید بروی آزمایش اعتیاد. یك ساعت بعد عده‌ای آمدند و همانجا كتكم زدند و بعد آزادم كردند.»
در بین حرف‌های كارگران گاهی می‌شنیدم بعضی از سوابق‌شان در جنگ حرف می‌زنند یا سابقه ی اسارت و این قبیل. طبیعتا توجهی نمی‌كردم چون دلیل حضورم در رشت چیز دیگری بود. اما نیم‌ساعت بعد از گرم شدن صحبت كارگران یكی از آنها پیش آمد و خواست حرف بزند. قد نسبتا بلندی داشت اما كاملا لاغر و خمیده بود و به زحمت می‌توانست تعادلش را حفظ كند. كارگران دست و پایش را گرفتند كه به زمین نیافتد. موقع حرف زدن بدنش می‌لرزید و بیشتر از همه صدایش. برای فهمیدن حرف‌هایش ناچار شدم چندین بار صدای ضبط شده‌اش را بشنوم و به تعبیری كلامش را ترجمه كنم: «صبح شنبه كه بعدازظهرش حسنی خود را دار زد با همكاران رفتیم كارخانه تا اجازه ندهیم ابزار تولیدمان را ببرند. به سه راه كنف كار كه رسیدیم دیدیم چند وانت پر از سرباز و نیروهای ضد شورش به سمت كارخانه در حركتند. وقتی به كارخانه رسیدیم ما را محاصره كردند و اجازه ی داخل شدن ندادند. كامیون‌ها كه داشتند ابزار تولید را خارج می‌كردند من خودم را انداختم جلوی چرخشان. یك مأموری آمد و من را مثل یك تكه گوشت، مثل جنازه، مثل یك كیسه‌ی شن بلند كرد و پرت كرد آن طرف... من چهارسال توی عراق اسیر بودم. آنجا هم باتوم خوردم. از دست سربازهای صدام هم كتك خوردم. اینجا هم كه آمدم... می‌بینید. توی عراق بعضی وقت‌ها سربازهای صدام به ما گرسنگی می‌دادند. سربه‌سر ما می‌گذاشتند. وقتی گرسنه می‌شدیم برایمان نان پرت می‌كردند و ما باید مثل حیوان آن را توی هوا می‌قاپیدیم. یكی از سربازها می‌گفت: "سگ‌های من! بخورید." اینجا هم اوضاع همینطور است. حرمت نداریم. با ما مثل حیوان رفتار می‌كنند، چون كارگریم، به خاطر نداری توی سرمان میزنند، اما همان یك تكه نانی را كه عراقی‌ها می‌دادند هم از ما دریغ می‌كنند... ما بودیم كه انقلاب كردیم. ما جنگ را پیش‌بردیم اما حالا داریم زیر دست و پای كسانی كه آن موقع سوراخ موش می‌خریدند له می‌شویم... هنوز هم توی مراسم ها باید شعار مرگ بر اسرائیل بدهیم. مگر اسرائیل چه كار كرده؟ غیر از اینكه سرزمینی را غصب كرده؟ اینها هم به زور باتوم و اسلحه كارخانه و تنها محل درآمد ما را غصب كرده‌اند. همه‌ی امید ما این بود كه بالاخره یك روزی دولت سرش به سنگ می‌خورد و كارخانه را از بخش خصوصی پس می‌گیرد. اما ابزار تولید ما را بردند. حالا دیگر چی داریم برای زنده ماندن؟» 

سوم _ شاید لازم نبود تا رشت بروم تا بفهمم این كارگر چرا خودش را حلق‌آویز كرده است. گفتم كه این سومین گزارش من از خودكشی كارگران ظرف یكی ـ دو سال گذشته است. كافی بود نام كارخانه و نام متوفی را در گزارش‌های قبلی عوض كنم و تغییراتی در زمان و مكان حادثه بدهم تا بشود "ماجرای خودكشی حسن حسنی كارگر كنف‌كار رشت". حتی می‌توانم گزارش خودكشی كارگران بعدی را همین امروز بنویسم، آماده كنم تا خبرش برسد. می‌گویم كارگران بعدی و نه هر كسی از هر قشری. اگر فردی كه انتحار می‌كند كاسبكاری، دلالی ـ چه‌می‌دانم ـ روشنفكری چیزی باشد اوضاع به كلی متفاوت می‌شود، اما همیشه میتوان تصور كرد كه چطور یك كارگر میان‌سال كه به لحاظ سنتی مقید به مذهب است، به لحظه‌ای می‌رسد كه تصور و امید زندگی بهتر در این دنیا یا دنیایی دیگر را با خلاص شدن فوری از شر زندگی تاخت می‌زند.
باید تخیل را به كار انداخت، باید به آن لحظه رسید كه مرد شرمنده از خانواده‌اش می‌فهمد دادرسی نیست. جان چه ارزشی دارد؟ این فهم، همیشه به مرگ شریفی ختم می‌شود.

گام به گام  تا  بهار !!(بخش سوم)

رقص نرخ ها ،بازی صنعت ها!

در قسمت قبل به  بررسی نقش اقتصاد دولتی در بازار بورس و همچنین نگاه  کلی به نرخ های عمومی پرداختیم  که  بر کل بازار اثر می گذارند اما در این بخش نگاه خود را دقیق تر کرده و به  صنایع  بورسی  وارد می شویم تا  اثر ملموس  نرخ گذاری ها را در انها بررسی نمائیم .

 زمانی که  به  بررسی شرکت های بورسی روی می آوریم و یا  صنایع بورسی  را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم  ، باید به  دومورد  مهم توجه کنیم . نگاه ما باید به  نرخ  فروش محصولات  شرکت و همچنین نرخ  نهاده های تولیدو یا  بهای تمام شده  آن باشد  تا با  بررسی هر دو عوامل موثر برسود خالص شرکت مذکور را شناسایی نمایئم  .

خوشبختانه از سال  های گذشته تا کنون  (انصافاً و به دور از هر غرض ورزی در این  ۴ سال نیز این گونه  بوده ) دولت  قصدداشته  تا پای خود را ازنرخ  گذاری محصولات  نهایی بیرون  بکشد  . به  طور مثال  جنجال نرخ  گذاری محصولات  فولادی را  به یادبیاورید  که  با کوتاه امدن دولت  به نفع  تولید کننده تمام  شد و یا در محصولات  پتروشیمی با شناور شدن  قیمتها ،این  گروه به آرزوی دیرینه خود رسید. البته این امر درمورد کل صنایع  مصداق ندارد اما عموماً دولت در نرخ  فروش محصولات  شرکت ها دخالت نمی کند و یا کمتر دخالت می کند . عمدتاً  شرکت ها، بهای تمام  شده خود را با  نرخ های دولتی متغییر می بینند که  ما در این تحلیل قصدداریم  تا  با  بررسی صنایع بزرگ و پر طرفدار بورسی آنها را  مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و اثر پذیری صنایع  از این  نرخ  گذاری ها  را بیشتر موشکافی کنیم .

گروه  سنگ  آهن(معدن)  :

همه می دانیم که معادن ، از جمله  سنگ  اهن نیاز کارخانجات  عمدتاً فلزی را  براورده می کنند که  در بازار بورس ما  در چند گروه  روی، سنگ آهن ، ذغال سنگ و منگنز خلاصه می شود  . گروه  روی با  توجه  به  حساسیت های خاص و یکی بودن تولیدو مصرف (عمدتاً کنستانتره  روی را به شمش روی تبدیل می کنند) در این  بررسی کمی غریبه به نظر می اید   اما  همه ی آنها  در یک  موضوع عمده  مشترک هستند و  آن حق بهره برداری از معادن یا بهره مالکانه است  . این نرخ  هرساله توسط دولت تعیین شده و این  شرکت ها نیز باید از آن تمکین کنند . البته دولت  معمولاً  این نرخ  را با توافق قبلی روانه مجلس می کند  اما مجلسی ها  تغییراتی جدیدی  را دران لحاظ کرده  که  سال گذشته داستان  افزایش بهره مالکانه را به خوبی به خاطر داریم  .

در این گروه  سهامداران  گروه  روی از بهره مالکانه تا حدودی دوربوده و خاک مورد استفاده  را با  قیمت های توافقی به دولت  پرداخت می کنندکه البته  بسته به  قیمت  جهانی روی این  قیمت  شناور است  . اما به هر حال  قیمت ها  توسط مرجعی دولتی مشخص می شود .

  شاید عامل بهره مالکانه چندان مورد توجه  بازار نباشدو یا  به  طور کلی تا حدودی برطرف شده  و سال قبل داستان عبرت انگیزی برای مجلس رقم  خورد که تکرار آن راضعیف می داند  .  اما  عاملی دیگر وجود دارد که اهمیت نرخ  گذاری ها  را در این  گروه  نشان می دهد . بارها  کلمه توافق به  گوش شما خورده  . این  گروه  بایدبرای محصولات خود بر سر  نرخ فروش،  با  شرکت های فلزی و عمدتاً فولادی  توافق کنند  . یعنی میز مذاکره ای است و پس از  بحث و جدل، قیمت محصولات  از دل آن بیرون می آید  .

 امسال یکی از چالش های بزرگ  بورس رشدقیمت  سنگ  اهن  بود که پس از مدتی منتفی شد و ضربه  سختی را به  گروه  سنگ آهن  واردکرد  . البته  ذغال سنگ و منگنز با  توافق ذوب آهن افزایش بی دردسری را شاهد بوده اما مقاومت فولادی ها در برا بررشد قیمت  سنگ  اهن  بسیار جالب توجه و دیدنی بود  .

سال  گذشته با  رشدقیمت جهانی سنگ اهن  اهرم  چانه زنی برتر در  مذاکرات در اختیار  گروه  سنگ اهن بوده و  انها توانستند حر ف خود را  به کرسی بنشانند اما دقیقاً با  کاهش قیمت  سنگ  آهن  فولادی ها زیر حرف خود زده(عین  جمله جناب قالیباف مدیر عامل فعلی شرکت  بورس) و همه چیز به حالت اول بازگشت  . این  بار اهرم  چانه زنی در اختیار فولادی ها قرار دارد و باید دید آنها  با کاهش قیمت  سنگ آهن چه تصمیمی خواهندگرفت . منطقی ترین حالت  ثبات نرخ  سنگ آهن است  اما فولادی ها  علاقه  دارند تا  برای حفظ حاشیه  سود خود قیمت  سنگ  اهن را کاهش داده که این امرمی تواند گروه  سنگ آهن رااز دور بازار خارج  کند  . باز هم می گوئیم  که منطقی ترین حالت  برای هر دو طرف ثبات نرخ  سنگ آهن است  اما  در صورت  ایجادحتی شایعه هایی مبنی بر کاهش نرخ از سوی فولادیها  گروه  سنگ آهن با  صف های فروش سنگین مواجه خواهد شد . سهامداران این  گروه  باید مراقب  این  دست خبرها  باشند تا غافلگیر نشوند  .

گروه  فولاد(فلزات) :

گروه  فولاد و به  طور کلی فلزات  ،مکمل گروه  سنگ آهن است و این  دو گروه  با یکدیگر همکاری های تنگاتنگی برای تولید محصول نهایی که  فولاد باشد دارند . در گروه  فولاد مسلماً نرخ  سنگ آهن مطرح  است  اما  با این تفاوت  که این  بار این نرخ  گذاری و کاهش احتمالی ان می تواند فولاد ی ها را  بالا بکشد و نقش مثبتی را در این  گروه  بازی کند . در مورد گروه  فولاد باید گفت که  نرخ  گذاری روی محصولات فولادی  در دستور نرخ  گذاری های دولتی قرار ندارد و با  قیمت های جهانی نتظیم می شود   و تنها نرخی که در کنار آن می تواند بر  قیمت محصولات  اثر گذار باشد  بحث نرخ  تعرفه  واردات است  که قیمت داخلی را با جهشی قابل توجه و حداقل ۱۰%  مواجه می کند .  نکته دیگر در مورد نرخ  گذاری ها  در گروه فولاد بحث نرخ  برق و گاز بوده  که  در هزینه های سربار این  گروه  نقش بسیار موثر ی دارد  . دیروز تا حدودی در مورد این  موضوع  صحبت کردیم . اهمیت  تعین نرخ برق و گاز،  برای صنایع  انرژی بر بیش از سایر صنایع  احساس می شود  .

در جمع بندی به این نتیجه می رسیم که ابهامات  گروه  فولاد کمتر از سنگ آهن است و آنها چیز ی  برای ازدست دادن  ندارند و شرایط فعلی بدترین  وضعیتی است  که  در ان گرفتار شده و هر تغییری در جهت  مثبت  وضعیت  آنها را  بهبود می بخشد   .

پتروشیمی :

 در گروه  پتروشیمی خوشبختانه از نظر فروش مشکلات تا حدودی برطرف شده و شناور سازی محصولات  پتروشیمی با  فوب خلیج  فا رس و همچنین معامله  انها در بورس کالا  قیمت  فروش شرکت های پتروشیمی را از نرخ  گذاری دور کرده است  . اما مهم ترین  نرخی که  شرکت های پتروشیمی با  آن سر و کار دارند بحث نرخ  گاز و یا خوراک آنهاست که  در بودجه ۸۸  و توسط دولت تعیین می شود . احتمالاً این نرخ  نیز با  رشدی حدود۱۵% نسبت  به  سال  قبل محاسبه  خواهد شد تا  گروه  پتروشیمی یکی از صنایعی باشدکه  با اقدامات مثبت  دولت  خود را از چنگال این نرخ  گذاری ها  دورکرده باشد   .

بانک ، لیزینگ :

 در مورد این  گروه بی تعارف باید گفت که  به حیاط خلوت  دولت تبدیل شده  و هر کاری که  بخواهد با  آن می کند!  . نرخ  گذاری در سود سپرده ها و همچنین نرخ  سود تسهیلات آن قدر برای دولت  عادی شده که بدون توجه به نرخ  تورم  این  کار را انجام می دهد  . اما  در سال  ۸۸ وضعیت  چگونه خواهد بود  .؟ در بازی نرخ ها گروه  بانک  با  یک  نرخ مواجه است و ان هم نرخ  سود است  . دودیدگاه در این  مورد  وجوددارد . دیدگاه  اول طیف فکری دولت است  که به  شدت علاقه  دارد تا نرخ  سود را کاهش داده و تک رقمی نماید اما در طرف دیگر این دیدگاه، وضعیت اقتصادی و تورم قرار داشته که ایجاب می کند نرخ  سود حتی افزایش یافته و در جهت  سیاست های پولی بانک مرکزی قرار گیرد  . در سال ۸۸ نرخ  سود پاشنه آشیل قوی این  گروه  به حساب می آیدکه البته  اگر کمی معقول و منطقی رفتار شود این نرخ تغییر نخواهدکرد و حتی می تواند با افزایش نیز مواجه  باشد  .

در مورد لیزینگی ها نیز ، انها همچنان  با نرخ  ۱۷% تسهیلات می دهند . هر بلایی که  بر سر بانک  بیاید با  کمی تاخیر بر لیزینگی ها نیز اثر گذار خواهد بود  .

در جمع بندی این  صنعت بایدگفت که به نظر نمیرسد این بار کاهش نرخ  سوددر دستور کار دولت  باشداز این  رو این  گروه  کمتر از بازی نرخ  ها آسیب می بیند .

خودرو :

 هزار توی تعیین  قیمت خودرو کاملاً در انحصار دولت  قرار دارد . در حالی که خودرو ساز های خارجی قیمت محصولات خود را به  شدت  کاهش داده اند ،همه انتظار دارند تا موج  این کاهش به  داخل کشور سرایت  کند  اما بازار خودروی ما وضعیت کاملاً متفاوتی دارد.

 اقتصاد دولتی در صنعت خودرو باعث شده تا  قیمت محصولات این  صنعت نیز توسط دولت تعیین  شود و همه چیز در سیطره دولت  باشد  . شرکت های خودروسازی به دستور دولت  در چند سال گذشته  (با این که  هزینه های آنها  حدود۲ برابر شده  بود )  با  رشد قیمت  خوردو مواجه نبودند و حالا  که هزینه ها کاهش یافته و حاشیه سود این  کمپانی ها  کمی افزایش یافته است کاهش نرخ خودرو ،کم لطفی به این  گروه است  اما این دولت عدالت  محور هر کاری در آستانه انتخابات می تواند  انجام دهد ! افزایش نرخ خودرو کاملاً منتفی است و کاهش نرخ این  کالا نیز تا حدودی به  ضرر خودرو ساز ها تمام خواهد شد. این  طور به نظر می رسد که ثبات نرخ برای این گروه  تکرار شود .

نرخ دیگری نیز بر گروه خودرو بسیار موثر است و ان نرخ تعرفه واردات است  . در صورتی که  نرخ تعرفه واردات  کاهش یابد ، با توجه به کاهش قیمت شدید خودرو ها در خارج  از کشور ، صنعت  خودرو با  مکشلاتی بزرگ تر دست و پنجه نرم خواهد کرد  . صنعت خودرو با این حرکت  دچار چالشی عظیم در بازار فروش خواهدشد و ناگهان  بازارایران   از خودرو های وارداتی پر شده که می تواند وضعیت  بدی را  برای انها  به وجود اورد .

در جمع  بندی باید گفت  که صنعت خودرو چشم انداز روشنی ندارد و نمی توان  به ان تکیه کرد  .

سیمان  :

صنعت سیمان تنها صنعت بورسی است  که خود را از قید و بند نرخ ها رها کرده ودر دامن  اقتصاد ازاد افتاده است .!!  البته این  صنعت نیز از راه  دور توسط  دولت  کنترل می شود که مواردی مانند سهمیه  بندی صادرات  می تواند در سال ۸۸ بسیار موثر باشد  . البته نرخ  نهاده های دولتی مانند بر ق و گاز نیز برای صنعت سیمان  حیاتی است  .

مخابرات :

مخابرات  به تنهایی ۱۵% از کل بازار را تشکیل می دهد که این  حجم  از بازار باعث شده تا  به  بررسی نرخ  گذاری ها در این شرکت  بپردازیم چه بسا قدرت ان از بسیاری از صنایع  بورسی بیشتر است  . امسال  ماجرای افزایش نرخ  تعرفه  اس ام اس ها را  به یاد دارید که چه طور ماجرا به  ارگان های قضایی و دیوان های محاسباتی کشیده  شد که نشان  می دهد  این  شرکت در افزایش نرخ  محصولات خود هیچ اختیاری نداشته و صرفاً دولت  برای آن تصیمیم می گیرد. از همین رو نرخ  گذاری های دولتی در تعرفه  مخابرات می تواندبر وضعیت  این  شرکت  بسیار موثر باشد  . چند نکته  را  باید در مورد این شرکت  بداینم . خدماتی که مخابرات  ارائه می دهد خدماتی کم کشش و یا  در واقع بی کشش است  که  با افزایش نرخ محصول، تقاضا و مصرف ان تغییر چندانی نمی کند . به عنوانمثال اگر هزینه اس ام اس ۱۰% افزایش یابد  نمی توان تغییر چندانی را در کاهش رد وبدل شدن  اس ام اس ها  دید . این امر در مورد تعرفه مکالمه نیز صدق می کند . پس باید گفت  که اخابر تنها شرکتی است  که نرخ  گذاری هادر مورد ان تاثیر فوق العاده  بالایی داد و می تواند ان را  زیر و رو کند اما بی اختیار ترین  شرکت بورسی نیز هست  که  با وجود چنین مزیتی نمی تواند با رشد درامد مواجه  باشد .   دردولت  عدالت  محور گرانی و افزایش نرخ  معنا ندارد و از این رو نمی توان به این افزایش نرخ در سال ۸۸ دل بست  .حتی اگر اخابر کاملاً خصوصی شده  باشد !!!

شاید صنایع دیگری نیز در این  بازار وجود داشته  باشند  که از نرخ  گذاری های دولتی  و شوراهای نرخ  گذاری مانندشورای اقتصاد تبعیت می کنند  اما  تاثیر انها در بازار کمتر موردبررسی این  بحث  است  .

 در یک ماه مانده  به پایان  سال و همچنین فروردین ۸۸  بحث داغ تعیین این نرخ ها آغاز می شود  که می تواندوضعیت بسیاری از این  شرکت ها را  روشن  کند  .

 به  سهامداران  توصیه می شود که ابتدا ابعاد تاثیر این نرخ  ها را  بر صنایع  بررسی کرده و با علم  به ریسک ها و مخاطرات  پیش رو وارد  بازار شوند .

 

 

گروه تحلیل گری بتا سهم

بهمن ۸۷

گام به گام  تا  بهار !!(بخش دوم)

رقص نرخ ها در بازار!

در مرز بندی نظام های اقتصادی به  طبقه های متفاوتی از نظام های تثبت شده  برمی خوریم که  هر یک  در شکل یک اقتصاد سیاسی  جایگاه  خاص خود را دارد  اما  به  طور کلی نظام های اقتصادی در دنیا  به  سه  شکل سرمایه داری، سوسیالیستی و مختلط  وجود دارد که کشور ها  بسته  به نوع  حاکمیت  سیاسی شان  حرکت  خود را در یکی از این  سه مسیر تعین می کنند  . در کشور هایی مثل آمریکا و یا حتی برخی کشور های جنوب شرق آسیا  نظام  سرمایه داری حکمفرماست که در اکثر اقتصاد های دنیا نیز با درجه اختلاط دولت و بازار  کم وبیش متفاوت است . در اروپا از انگیلیس تا  سوئد نظام  سرمایه  داری به  سمت بازار و سوسیالیستی در جابجایی بوده که  هر یک  از این  کشور ها کدام قواعد خاص خود را اداره کشور دارند .اما  اقتصاد کشور ما در کجای این  نقشه  قرار دارد .؟ و به  طور کلی رابطه این  مبحث با بازار بورس چیست ! هر ساله در چنین روز ها یی که  بودجه به مجلس می رود  نقش ساختارنظام  اقتصادی ما  روشن تر شده و دیدگاه  فکری حاکمان برای فعالان اقتصادی شفاف تر می شود .در اقتصاد ایران مدت هاست  که  دولت  به عنوان مرجع نرخ  گذاری همه ی نقش ها را خود بر عهده  گرفته و  همه ی نرخ ها را به تنهایی تعیین کرده و همه  باید اطاعت  کنند .!! البته  رفتار های یک  نظام  بازار محور نیز تا حدودی در آن  رعایت می شود اما  کلیات برنامه ریزی ما   بیشتر به  یک  اقتصاد سوسیالیستی شبیه است .  و به  طور کلی بازار های بورس نیز با اقتصاد ها با  چنین وساختاری مشکلات اساسی دارند اما  به دلیل اینکه  بازار سرمایه ما هم  تقریباً دولتی ات ، خربزه و عسل نیست که با هم  نسازد ، می توان  انها را  با  شکلی خاص در کنار یکدیگر قرار داد . رفتاری که  سال هاست شاهد ان هستیم و بور س نیز به این  موارد عادت  کرده است .بورس و سهامداران  به  نرخ  گذاری های دستوری عادت کرده اند و دیگر خبر های این چنینی آنها را شوکه نمی کند . حکایت انها  شبیه  بیماری است  که فقط بایددرمان  کند و پپیشگیری در کار نیست .

این  مطلب بر تاثیر نرخ های مطرح  شده در اقتصاد و رابطه  آن با بازار بورس می پردازد   و تا حدودی رفتار بورس را  در سال آینده  پیش بینی می کند . در این نوشته قصدداریم  تا با  بررسی صنایع  مختلف این  رفتارو نرخ ها را  بیشتر مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم  تا  حداقل نسبت  به  آنها  اگاهی داشته و سریع ترین  تصمیم را  اتخاذ نمائیم  .

نرخ های عمومی

در تقسیم بندی نرخ ها آنها رابایدبه  دو دسته عمومی و اختصاصی تقسیم  نمائیم . نرخ های عمومی ان دست از اقلام ر ا تشکیل می دهندکه تقریباً بر همه چیز موثر بوده  و تاثیر آن بر کل بازار وجود دارد . علاوه  بر بازار بر سایر بخش های اقتصادی و حتی اقتصادهای کوچک  خانوار نیز موثر خواهد بود  که اهمیت  آن را نشان می دهد . بی شک نرخ  گذاری این  موارد تنها در انحصار دولت  باقی مانده و می ماند.

نرخ  نفت : هر ساله بر سر قیمت  نفت در بودجه  جنجال های زیادی به  پا می شود اما امسال  جذابیت های این جنجال دو  چندان شده است  . طی ۳ سال  گذشته  قیمت ها صعودی بوده و ما با خیال  راحت  دست  پایئن را در پیش بینی ها لحاظ می کردیم اما  امسال  شرایط معکوس است و کاهش قمیت نفت  بر بودجه اثری باور نکردنی گذاشته  . به  طور کلی هر چه قیمت نفت در بودجه  بالاتر باشد (البته  به  شرط تحقق نه  صوری) ، تقاضای کل اقتصاد بیشتر است و به نوعی بازار ها نیز وضعیت  بهتری را شاهد  خواهند بود . به  طور مثال  وقتی بودجه  با نفت بالا  بسته می شود هزینه های عمرانی بالا می رود ، سیمان ، آهن و هزار و یک  کالای دیگر با افزایش تقاضا مواجه خواهند شد  . که بر بازار تاثیر مثبت  خواهد گذاشت  اما  کاهش نرخ  نفت و قیمت  ان تقاضای کل را به شدت  کاهش داده و تاثیر آن را بر کل اقتصادو به تبع  آن بازار بورس خواهد گذاشت  . امسال پیش بینی کاهش تقاضاو وضعیت منفی را  برای بازار داریم  .

نرخ دلار : یکی از مهم ترین و تاثیر گذار ترین نرخ هادر بودجه دولت و همچنین بودجه  شرکت ها، نرخ  دلار است  که  تقریباً نقطه  مهمی در سوداوری شرکت هاست . چرا  که اکثر شرکت های بزرگ  بورسی یا  فروش  صادراتی به  دلار داشته و یا مواداولیه خود را به دلار می خرند  که افزایش یا کاهش این نرخ بر بودجه  انها  فوق العاده موثر خواهد بود  . این نرخ نیز توسط دولت  تعیین می شود و نمی توان در مورد افزایش یا کاهش ان و نفع بازار از این  رویداد اظهار نظر محکمی کرد .اما به  طور کلی پائین نگه داشتن نرخ  دلار در مقابل یک  اقتصاد تورمی چندان قابل توجه نیست  و از سویی دیگر با بالابردن این نرخ ، تورم وارداتی بالایی به کشور وارد خواهد شد که به نظر میرسد  دولت  با نزدیک  شدن به انتخابات  در قصد پائین نگه داشتن ان را دارد .

 

دستمزد: یکی از هزینه های قابل توجه اکثر بنگاه های اقتصادی و بورسی را  نرخ  دستمزد تشکیل می دهدکه حداقل آن توسط دولت  تعیین می شود که رشد آن می تواند  بر افزایش هزینه های این  شرکت ها موثر باشد  . در شرایط فعلی که با بحران  جهانی  و کاهش تقاضای داخلی مواجه ایم  ، افزایش نرخ  دستمزد برای شرکت ها چندان خوشایند نیست اما  این  امری بدیهی است  که رخ خواهد داد  به  دو دلیل عمده . ۱-  ما نرخ تورمی بیش از ۲۵ درصد داشته ایم و نرخ  دستمزد نیز باید با این نسبت  بالا رود و ۲- نزدیک  انتخابات است . همین !!! به نظر می رسد امسال نیز با رشد قابل توجهی در نرخ ها مواجه باشیم  با این که  شرکت ها  دل خوشی از این موضوع نخواهند داشت .

آب ،برق ، گاز : با نگاهی به  صورت های مالی شرکت ها متوجه خواهیم شد که  بخش عمده ای از هزنیه های آنها  در هزینه  سربار است  که  بهای اب ، برق  و گاز یکی از مهم ترین انهاست  . اهمیت این موضع  را  با  یک  مثال  آغاز می کنیم  . در بررسی فولادخوزستان به این نتیجه  رسیدیم  که اگر طرح تحول به اجرا گذاشته  شده و شاهد رشد چشمگیردر نرخ  بر ق و گاز این  شرکت  باشم  ، احتمالاً سوداین  شرکت  بیش از ۴۰% کاهش خواهد یافت  که  رقم  بسیار قابل توجهی است  . این  امر برای بسیار ی ازصنایع  کشور وجود دارد و  تقریباً صنعت را  فلج  خواهد کرد . امسال  همه منتظر اعلام نرخ  گاز، برق و تا حدودی آب در بودجه هستند تا  تکلیف هزینه  سربار کارخانجات  روشن  شود .دو لت  با  الگو قرار دادن  طرح تحول قصد چندبرابر کردن  انها را دارد اما  به نظر میرسد  با ترمز مجلس روبر باشد  . به هر حال این  نرخها بیش از سایر موارد بر شرکت های بورسی موثر است و می تواند تاثیر بسیار بدی را  بر شرکت ها و صنایع  انرژی بر بورسی داشته  باشد . صنایعی مانند فلزات ، سیمان ، خودرو  بیش از سایر صنایع  آسیب می بینند که این امر بازار را نیز تحت تاثیر خود قرار خواهد داد . بارها  گفته ایم  یک  باردیگر هم  می گویئم  که  بسیار بعید است  که طرح تحول برای صنایع  کشور اجرا شود چرا که تیر خلاصی به  پیکر نیمه جان انها خواهد بود اما  حتی رشد بیش از ۱۰تا۱۵% نیز برای این  شرکت ها قابل توجه است که  باعث می شود هزینه  سربار آنها  افزایش جدی را شاهد باشد . البته  شرکت ها نیز به نرخ  رشد ۱۰ تا ۱۵% عادت  کرده اند  و رشد ی در حد معقول مورد تائید و پذیرش همه خواهد بود .

بنزین ،گازوئیل : یکی دیگر از نرخ هایی که هر ساله در بودجه تعیین می شود وبر حمل ونقل تاثیر بسیار مهمی دارد نرخ  سوخت  است  . حمل نقل به عنوان یکی از پایه های تولید و توزیع  نقش مهمی در شرکت های بزرگ بورسی دارد  . شاید اهمیت  آن کمتر از نرخ  گاز و برق باشد اما تاثیر ان بر پیکر اقتصاد از موارد قبلی کمتر نیست  . به  طور کلی نمی توان اثر خاصی را از نرخ  رشد بنزین یا  گازوئیل بر  وضعیت عمومی شرکت  ها دید اما رشد اندک در بهای تمام  شده امری قطعی است  اما  این  که  ایا این  نرخ  با  رشد مجدد در نرخ  فروش همپوشانی می شود  یا خیر سوالی است  که تاثیر این نرخ ها را  در ابهام  فرو برده است  .

یارانه ها : در دو مورد آخر می توان جمع بندی آن را دریارانه ها  دید . هر اقتصاددانی می داند که  یارانه به طور کلی در برخی مواردی که  به  داد مصرف کننده  برسدو باعث ایجاد مازاد رفاه در  مصرف کننده  شود  تاحدودی خوب است  اما  این در شرایطی است  که در اقتصاد ما ، یارانه ها  برای مصرف کنندگانی متمول و تولید کنندگان مازاد رفاه  را  به وجود اورده  . خوب یا بد چیزی است  که وجود دارد . هر چه نرخ  یارانه ها از تولید به  سمت  مصرف کننده سوق پیدا کند (کاری که دولت  با  طرح تحول برنامه ریزی آن را انجام می دهد ) بازار بورس نیز اثر منفی بیشتری را خواهد پذیرفت  . چرا  که اقتصاد بیمار ما  به  یارانه اعتیاد داشته  و نمی توان  ناگهان این  بیمار را ترک  داد .باید انگیزه ترک  در بیمار نیز وجود داشته  باشد . این  یارانه ها هستند که  جذابیت  سرمایه  گذاری را در اقتصادایران  به وجود اورده اند  در غیر این  صورت کدا م فولادساز دنیا  با نرخ های جهانی انرژی و با در نظر گرفتن  مسائل سیاسی و امنیتی ، ایران را  به  عربستان  یا  امارات ترجیح می دهد !!

جمع نبدی:

نگاهی به نرخ گذاری ها  نشان می دهد که نقش دولت در بازار بورس و اقتصادایران نقشی اساسی و باورنکردنی است . تقریباً می توان گفت که دولت تنها نرخ  فروش را تعیین نمی کند ( که البته در روز های گذشته  برخی شائبه ها از این امر به وجودآمده ) وگرنه از حیث تشابه، اقتصاد ما  بسیار شبیه  اقتصادهای متمرکز و به عبارتی سوسیالیستی است  که نسل آن در چین  (مهد نظام کمونیستی  دنیا)  نیز منقرض شده و تنها در کشور هایی مانند ونزوئلاو بولیوی اجرا می شود  . اما در وجهی دیگر به این امر میز بایداذعان داشت که امسال  برخلاف سال های دیگر نرخ های دولتی چندان  به نفع  بازار سرمایه نیست و این می تواند اینده  سرمایه  گذاری در بازار بورس را  با  چالش های جدی مواجه  سازد  .

در این  بخش بیشتر به  شرایط عمومی و   کلان بازار پرداختیم و نر خ های عمومی را مورد بررسی قرار دادیم .در بخش دوم با  بررسی بیشتر صنایع  بورسی به نرخ های حساس و قابل توجهی در این  صنایع  که  بر بازار نیز موثر است  خواهیم پرداخت .

گام به گام  تا  بهار !!(بخش اول)

در روز های اوایل پائیز بود که  در تحلیلی به  عنوان  جدول ۷حرفی بورس ، مواردی را که در بازار موثر خواهند بود و در فصل زمستان پیش روی بازار قرار دارد برای شما  تشریح  کردیم  . امروز حدود ۳۶ روز از آن روز ها می گذرد و بیش از  ۳۰  روز کاری دیگر ر ا پیش رو داریم  تا  به بهار برسیم  . درنوشته  زیر قصد داریم  در دو قسمت  به  بررسی فواصل زمانی و نکات  بسیار مهم  مورد توجه سرمایه گذاران  تا  پایان  سال ۸۷ اشاره کنیم و سپس چشم انداز سال ۸۸ را  پیش روی شما  قرار دهیم  .

برای این  کار یک  بار دیگر نگاهی به  انچه در پایئز گفته  شد  می اندازیم و بسیاری از انها را یک  بار دیگر مرور می کنیم  تا اگر شرایط آن تغیری داشته است  ، آن را در منظری دیگر مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم  .

در واقع در این تحلیل، واکنش بورس (واکنش منطقی و حتی احساسی) را به این  رویداد ها پیش بینی کرده و توصیه هایی را در جهت  خرید و  فروش خواهیم داشت  .

زمستان امسال  مسلماً با  ۳ سال  گذشته تفاوت های بسیاری خواهد داشت  که  می توان آن را یکی از زمستان های پر ابهام و حساس بازار نامید که در این چند ساله  تا به امروز از چنین حساسیتی برخوردار نبوده است  . در نوشته زیر قصدداریم  بزنگاه های حساس بازار را در  ماه های پیش روی زمستانی  بازگو کنیم تا سهامداران  بتوانند در  مواجه با هر یک  از رویداد ها تصمیمی منطقی و درست  را اعمال نمایند  .

 به نظر میرسد در زمستان  امسال  با  چندین وچند رویداد مهم مواجه باشیم  که در بازار ما  تاثیر بسیار شگرفی خواهند داشت و این تاثیر ممکن است منفی ویا مثبت  باشد . ما تنها قصد داریم  تا دیدگاه خود را  بیان کنیم  . تصمیم گیری قطعاً با شماست .

«ت» مثل تزریق!

.  در اهمیت  تزریق پول به  بازار بارها بحث های مختلفی  را داشته ایم  . به نظرمیرسد مدیران و مسئولان اقتصادی به این نتیجه رسیده اند که تزریق پول به  بازار هر چند دوای درمان آن نیست ، امامی تواند شبیه  یک  داروی نیروزای قوی برای بازار عمل کند  که تحرک فراوانی را در رگ های  ان به وجود خواهد اورد. اما افسوس که دست  آنها خالی بوده و دولت  تمام  قامت  با این  رویداد مخالفت  کرده است  .

در حال حاضردو نوع  تزریق را باید برای بازار تعریف کنیم  . تزریق نوع اول که مد نظر ما بود به  طور کلی محو شده و صالح  ابادی نیز در آخرین  اظهارات  خود به  طور تلویحی طرح تزریق ۳۰۰ میلیارد تومان را رد کرده است . پس  تزریقی که  مدنظر بازار بوده  انجام نخواهد شد اما  به نحو دیگری تزریق صورت می گیرد  . «هر کسی مال خودش ، بار خودش ، تزریق به  سهام خودش!!!»

در این  شرایط هر سهامدار عمده با حمایت اندک از سهم خود آن شرکت  را  به  بالای جدول می آورد  . به عنوان مثال ، صندوق نفت  از پالایش و برخی پتروشیمی ها حمایت می کند ، بانک سپه و امید از سنگ اهنی ها ، صندوق کارکنان  فولاد از معادن ، صندوق کارکنان مس از ملی مس ، مهر اقتصاد از نیمی از بازار از جمله فولاد ، روی ، تراکتور و … !! و سایر شرکت ها نیز به همین شکل خواهند بود  .

اما این  تزریق مشکلات جدی را پیش رو دارد . به غیر از مهر اقتصاد، این  تزریق پول به هیچ وجه پایدار نیست . چرا که این  شرکت ها نیز از مشکل نقدینگی رنج می برند  و نمی توان به تزریق مداوم و نجات بخش  دل خوش بود .

در یک کلام  باید خیال تزریق های موثر را از سر بیرون کینم  و با همین  حجم معاملات  بسوزیم و بسازیم  !!

باز هم  «ت» ،این  بار تحول !

یکی دیگر از بزنگاه های حساس بازار که می تواند تاثیر مخربی را  برای بازار سرمایه داشته  باشد ، اجرا و یا تصویب طرح تحول اقتصادی است که اگر در کوتاه مدت  به بازار لطمه ای وارد نکند ،چشم انداز میا ن مدت  ان را هدف گرفته و به شدت بر وضعیت  بسیاری از شرکت های مهم  بازار موثر خواهد بود .

پیش از این  بارها گفته ایم  که عقل سلیم  دولت و مجلس اجازه نخواهد داد این طرح  در مقطع فعلی برای صنایع  اجرا شود اما    عملکرد گذشته نشان داده که هر چیزی ممکن است و نمی توان چندان به بدنه کارشناسی دولت تکیه داشت !

همانطور که پیش بینی کرده  بودیم  طرح در میانه های دی ماه  به مجلس آمد و به نظر میرسد با جو خوبی روبرو نباشد  . اما دولت در اقدامی جالب توجه  بودجه  را  با  مفروضات طرح تحول لحاظ کرده است  که امری نسبتاً عجیب است  . دولت قصد دارد تا  طرح تحول را به نحوی دیگر به خورد مجلس دهد و این  طرح  را در مدت  زمان  باقی مانده به تصویب برساند . از همین  حالا باید بگوئیم که اگر این  طرح  برای شرکت های بورسی اجرا شود  ، بازار بورس با چالشی جدی مواجه خواهد شد که مدت ها  اسیر آن خواهیم  بود  . البته  باز هم تاکیدمی کنیم که بعیداست  چنین طرحی برای شرکت ها وصنایع اجرا شود .

تاثیر منفی این  طرح و اجرای آن بر صنایعی مانند، فلزات ، خودرو، سیمان ، پتروشیمی، به  طور مستقیم و بر سایر صنایع نیز به  شکل غیر مستقیم  موثر خواهد بود .

«م»  یعنی مخابرات !

بی شک  یکی از مقاطع  حساس و حیاتی  بازار، زما ن  بازگشایی مخابرات  است  . ان  سهم از هیمن  حالا  به کابوس مدیران  وسهامداران  بازار تبدیل شده است  . اخابرهنگام  عرضه  ،  تبدیل به  رهبر بازار شدو تا زمانی که در بازار حضور داشت ،حجم معاملات ر ا تا حدودی کنتر ل می کرد اما  با رفتن  او به مجمع و توقف ان عمق رکود بازار بیشتر شد  و سهامداران پس از رفتن متوجه شدند  چه وزنه ای از بازار کنار گذاشته  شده است  .  بازگشایی اخابر از این  جهت مهم است که  بسیاری از سهامداران حقیقی  و حقوقی در این شرکت سهامدار هستند  . بازگشایی این  سهم  و مثبت و منفی بودن  ان می تواندجهت بازار  را تغیر دهد  . مدیران بورسی و همچنین اعضای این شرکت می دانندکه با اهرم  سود سال ۸۷ نمی توانندقیمت  سهم را حفظ کننداز همین  رو این  سهم  با اعلام  سودسال ۸۸ بازگشایی خواهد شد  تا  بازار  را نسبت  به  حفظ و یا حتی رشد قیمت خود امیدوار کند  .

لازم  به ذکر است که کاهش قیمت  مخابرات  در روز بازگشایی می تواندتاثیر بسیار مخربی  را بر شرایط عمومی بازار بگذارد که مهم ترین آن نزول شاخص خواهد بود . پس سهامداران این سهم امید وار باشند  که سرنوشت  بورس به این  سهم  گره خورده و می توانند ضریب اطمینان مناسبی را از ان داشته  باشند .

اما در تکمیل این  بحث باید ادامه داد که یکی از حساس ترین  روز های زمستانی ، روز بازگشایی اخابر است  . این  روز آن قدر حساس است که همه از ان ترس  و واهمه داشته و قصد دارند آن را  تا  بهبود بازار به عقب بیاندازند .

۳ عامل بر این  سهم موثر خواهد بود تا بتوان نسبت  به  بهبود وضعیت  مخابرات در روز بازگشایی امیدوار بود .

۱- اعلام سودسال ۸۸ با تعدیل و در محدوده ۳۰۰  ریال

۲- اعلام  قیمت  پایه  بلوک ۵۰% که در قیمت  سهم  تاثیر بسزایی  خواهد داشت

۳-  حمایت جدی مهر اقتصاد، ساتا و تامین اجتماعی از این  سهم در بازار که احتمالاً خریداران  این  سهم هستند  .

با ا ین  ۳ رویداد بازگشایی اخابر بیمه خواهد بود اما  نقض هر یک  از این  ۳ ، به خصوص بند سوم  می تواند ضربه سنگینی را به این  سهم وارد کند . اخابر یکی از شرکت هایی است  که تقریباً از بحران اخیر آسیبی را  نمی بیند  و می توان از این نظر به او تکیه کرد  .

« خ» ، یعنی خاتمی !

امروز  نقل هر محفل سیاسی و اجتماعی حضور یا عدم  حضور خاتمی و یا میر حسین  موسوی  در انتخابات است  . سوال اینجاست  که آیا بازار  از امدن  خاتمی تاثیر می پذیرد ؟ خوشبختانه  یا متاسفانه   جواب این  سوال  مثبت  است  . همانطور که در ۴ سال  پیش در چنین روز هایی بازار تشنه  حضور هاشمی  در مسند قدرت بود ، امروزنیز بازار سرمایه ازسیاست های غلط و اشتباه  دولت  خسته  شده و چشم  به انتظار یک  ناجی دوخته است . بحث ما این نیست  که خاتمی می تواندبازار را نجات دهد یا خیرو یا اینکه  سیاست های اقتصادی او اگر به  ریاست جمهوری برسد در مورد بازار چگونه خواهد بود . !خلاصه کلام ما این است  که  ۸ سال تجربه  گذشته آینه روشنی پیش روی  سهامداران بوده  که چگونه در این  ۸ سال  بورس جانی تازه  به خود گرفته و تقریباً  ۹۸% از فعالان  فعلی بازار در این  ۸ سال  به بازار بورس کشور علاقه مند شده اند . حال آنکه در ۴ سال گذشته نیمی ازاین جمعیت علاقه مند به دلیل سیاست های غلط تار و مار شده  یا  از تحرک  آنها کاسته  شده است . در یک جمله همه از آندوران خاطرات خوبی دارند !

و نکته اخر که  ذکر ان لازم و ضروری است ، این بود که سهامداران  شاید طیف فکری سیاسی خاصی داشته  باشند اما  همه چیز را از دیدگاه  سیاسی –بورسی می نگرند . اگر این  چند سال عملکرد دولت فعلی در زمینه  بازار سرمایه  روشن و مثبت  بود  ،  امروز بازار سرمایه با تمام وجود خواستار موفقیت مجدد دولت در انتخابات دور بعدی می شد .  اما افسوس که  فرصت ها از دست رفته  و جو عمومی و روانی بازار به هر گونه تغییری واکنش مثبت نشان خواهد داد . فقط کافی است  تغییر باشد !  . اما در مورد اعلام امادگی خاتمی باید گفت  که  نبایدانتظار داشت  این واکنش آن قدر محکم و قوی باشد که  بازار را از جا کنده و به هوا  پرتاب کند  بلکه  فقط کمی از چشم انداز تیره بازار خواهد کاست   !

و اما بحث اضافه  شده این  است  که ممکن است  اعلام موضع خاتمی و یا  میر حسین  کمی در بازار اثر مثبت  بگذارد اما  سهامداران  بایدتوجه کنند که این نیز مانند پیروزی اوباما در انتخابات  یک  شوک مثبت است  و نمی تواند  تداوم چندانی داشته  باشد  .مبادا گول مثبت  احتمالی را بخورید ! و باید به اتفاقات  مهم تر بیاندیشید

«آ» با کلاه آمریکا ، بی کلاه  اوباما !

امروز هر کسی می داند که  روابط ما  با آمریکا در ۴ سال  گذشته  دستخو ش تغییرات  بسیاری شده است  . حداقل در دو طرف این  علاقه  به وجود امده که باید مذاکره  صورت  گیرد . به خصوص  پس از روی کار آمدن اوباما  این  علاقه  بیشتر شد که از نشانه های بارز ان را می توان نامه تبریک رئیس جمهور به  اوباما  دانست  . اما  چرا اوباما در بازار زمستانی تاثیر دارد .؟ تا پیش از این و در انتخابات  آمریکا دائم می گفتیم  که انتخاب  اوباما  بازار  را متحول خواهد کرد  و حداقل در صبح  این انتخاب نیز چنین شد و  بازار بسیار مثبت  شده  بود اما  ناگهان  با اظهار نظر های جناب اوباما  همه چیزدر هم  پیچیدو امید سهامداران  به یاس مبدل گشت .

با ورود  اوباما  به کاخ  سفید ،دنیس راس مسئول مذاکره مستقیم با ایران  خواهد شد . راس (همچنین اوباما و حتی خانم کیلینتون ) شخصي است  كه معتقد است  بايد با يك  هويج  بسيار بزرگ ( تشويق هاي اغوا كننده و بسيار سخاوتمندانه اقتصادی  ) و يك  چماق بسيار بزرگ تر (تحريم هاي سنگين اقتصادي كه مستقيماً اقتصاد ايران  را هدف بگیرد) به سراغ  ایران رفت .  اعمال این  سیاست شمشیر دولبه ای برای بازار است  که از یک  طرف می تواند با موفقیت  آمیز بودن مذاکرات  شاهد شوکی مثبت در بازار باشیم و از طرفی با  رد آن تحریم های سنگین تر به ما تحمیل خواهد شد  .

در تکمیل این  بحث باید گفت که  به زودی تغییراتی جدی را شاهد خواهیم  بود  . مهم ترین موضوع این است  که با انتخاب  اوباما  باید شاهد تغییر باشیم . این تغییر یا در جهت مثبت و یا در جهت منفی خواهد بود . باز هم تاکید می کنیم  که اثر خنثی نخواهد داشت !

اما  به  طور کلی سهامداران در صورتی که  اظهار نظری را از سوی طرف مقابل بشنود با  جو بسیار مثبت بازار مواجه خواهد شد  . این  وضعیت  بسیار بستگی به    زمان  بازار دارد  . اگر قبل از اعلام سود سال ۸۸ شرکت ها باشد متاسفانه  باید گفت که فرصتی است که  قربانی خواهدشد و برگ برنده ای سوخته است  . اما اگر در اواخر سال و یا حتی اوایل سال آینده  عملی شود می تواند درجهت  بهبود بازار موثر باشد  . به  طور کلی مذاکره  با امریکا  یک  کاتالیزور است  که سرعت  تحولات  بازار را موجب می شود اگر فرایند مثبتی در بازار جریان نداشته  باشد ، این  بحث نیز بی اثر خواهد بود .

دو «گاف» مهم زمستانی !

اما دراین  جدول زمستانی  دو حرف گاف وجود دارد که هردو نیز نشان دهنده وجود گزارش های مالی مهمی  در بازار است  . گاف اول گزارش های ۹ ماهه و  گاف دوم  گزارش های اعلام سود سال ۸۸ شرکت هاست  .اگر به  تحلیل آن زمان  مراجعه کنیم  در آن ذکر شده  بود که  گزارش های ۹ ماهه می تواند جهت بازار را مشخص کند  . در این  گزارش ها  بانکی ها و دارویی ها  تا حدودی خود را مصون از بحران نشان داده و مزد خود ا گرفتند   اما  سایر شرکت ها نیز بیکار ننشسته و گزارش های نسبتاً مناسبی را روانه  بازار کردند اما تعدیل در کار نبود چرا که همه از ابهامات ادامه کاردر روز های زمستانی ترس دارند .

** بسیار مهم **

اما گاف دومی که از اولی هم مهم تر است  تحولی عظیم  در بازار به وجود خواهد آورد  . از همین حالا می توان تصور کرد که مدیران  شرکت ها و همچنین مدیران  بورس غصه اعلام  سود سال ۸۸ شرکت ها را می خورند  . وضعیت  بحران  زده  بازار فلزات و سایر کالا ها  باعث شده تا  فروش شرکت های بورسی به  شدت  کاهش یابد و  این امر بیش از همه خود را در  سود سال ۸۸ شرکت ها نشان خواهد داد . تصور کنید سود فولاد به  ۵۰  تومان  برسد و یا  فخوز سود ۱۳۰  تومانی علام کند . مس به سود  زیر ۸۰ تومان قانع  شود . خارک  در محدوده ۱۵۰ قرار بگیرد  وشرکت های معدنی نیز با فشار فولادی ها با کاهش قیمت سنگ آهن مواجه  شوند همه و همه دست  به دست هم می دهند تا  در هنگام اعلام سود سال ۸۸ شاهد افت چشمگیری در سود شرکت ها  باشیم . این  افت  منجر به  سقوط قیمت  بسیاری از شرکت ها خواهد شد  و دقیقاً آن  لحظات  شاهد قیمت ها واقعی این شرکت ها و یا به عبارتی دیگر کف  قیمتی آنها خواهیم  بود . روز های آخر اسفند یکی از سخت ترین  روز های بازار بورس خواهدبود که ممکن است  تراژدی های دردناکی را جلوی چشمان  ما  رقم  بزند  . چه در مورد  شرکت ها و چه در مورد شاخص !

در تکیمل این  بحث باید گفت  که  مسیر زمستانی  از گزارش های ۹ ماهه آغاز شده و باید به  گزارش های سود سال ۸۸ ختم  شود  . بهتر است  با یک  مثال  بحث را  شفاف کنیم  . فرض کنید در یک  اتاق تاریک  قرار دارید و می خواهید راه برون رفت به روشنایی را پیدا کنید ، تا  قبل از روشن  شدن  اتاق فقط باید حدس و گمان زد یا  در و دیوار را لمس کرده تا  راه خروج  را پیدا کنید اما  اگر کمی نور به  داخل اتاق بیاید راه  روشن  خواهد شد   .

گزارش های سود سال ۸۸ شرکت ها نیز حکم  نوری را دارند که  وارداتاق بورس شده و را ه  را  به ما نشان می دهند . ما نیز باید کمی صبر کرده تا  شرایط روشن تر شود و با  روشن تر شدن  افق بازار و با  توجه به در پیش داشتن  انتخابات  تصمیم گیر ی نمائیم  .

جمع بندی:

پیش بینی می شود در بهمن ماه  تا  قبل از بازگشایی مخابرات  بازار یکی در میان مثبت و منفی باشد  . بازگشایی اخابر شوک  احتمالی مثبت و یا منفی شدیدی به  بازار وارد خواهد کرد  که تا  یک هفته  ان را تحت تاثیر خود قرارمی دهد  .

پس از آن به  اعلام سود سال ۸۸ می رسیم . به نظر میرسد به  غیر از چند گروه ( بانک ،دارو، شرکت های مصرف کننده مس، ساختمانی ها  ) . باا علام سودسال ۸۸ شاهد ریزش جدی برخی نماد ها بوده که  در آن روز ها  قیمت  شرکت های بورسی به حداقل ممکن خود خواهد رسید که در بازه ی ۲ ماهه ای بین  اواسط اسفند تا  اواخر فرودین  خواهد بود .

در روز های اخر فروردین بازار آرام  آرام  با  فضای انتخاباتی مانوس می شود و بسیار آرام خواهد شد اما در شرایطی که کمی  مثبت  خواهد شد  که این مثبت شدن   او  تا اوایل خرداد بیشتر دوام نمی آورد  . در روز های ابتدایی خرداد تقریباً بازار راکد  خواهد بود تا  برگزاری انتخابات  مشخص شدن نتیجه ان  . در مورد پس از انتخابات  به زودی مطالبی را می نویسیم  اما  در این  بحث نمی توان چندان  با  شفافیت  صحبت کرد !!

در بخش بعدی به  طرح مطلبی به عنوان بازی نرخ ها خواهیم  پرداخت که بیشتردر صنایع  برتر بورسی سیرخواهد کرد  .

 

گروه تحلیل گری بتا سهم

بهمن ۸۷