*عباس يزدلي : حرفه سهامدار
همیشه از زمان بچگیم هم همینطور بودم. دوست داشتم شب بدون دردسر بخوابم و فردا صبح پولدار بشم, شاید پول و پولدار بودن برای همه جذاب باشه اما من فقط دوست داشتم بدست بیارم و دیگه کاری به بقیش نداشتم. عاشق روزنامه و جدول بودم... تا یه روز که چند سالی بزرگتر شده بودم ستون قیمت های روزانه سهام خیلی منو به خودش جذب کرد. با خودم فکر کردم که فوق العادست . از اون روز به بعد سعی کردم ببینم چی به چیه؟ اما....
سال گذشته سال بسیار پر فراز و نشیبی برای من بود. سالی برای بدست آوردن ؛ ولی به تجربه ام افزوده شد.اواسط سال 78 بود که تصمیم گرفتم تمام پولم رو به تک سهم اختصاص بدم. با خودم فکر کردم تو ایران باید صفر و یک بود تا بتونی پول بدست بیاری در غیر اینصورت به هیچ جایی نمی رسی.تمام دارایی ام به ده میلیون تومان هم نمی رسید برای همین تصمیم گرفتم تمام پولم رو برای صدرا مایه بگذارم و با خودم فکر کردم یا می گیره یا نه.
الان خودم به اینطور خرید ها میگم ورودهای تصادفی. این که شانسم بگیره و یکدفعه پول دار بشم خیلی هم عالی نیست چون با یه بدشانسی همه چیز رو از دست می دهم.
برای خرید صدرا اقدام کردم اما کارگزارم منو به خرید آذرآب تشویق کرد. تصمیمم عوض شد و آذرآب رو با قیمت تموم شده 61 تومان خرید کردم. سه چهارماهی نگذشت که همین سهم به قیمت 28 تومان رسید و یک صف فروش چند میلیونی هم پشتش قرار گرفت.برایم اصلا مهم نبود. با کارگزارم صحبت کردم وسعی کردم از نظراتش استفاده کنم. اما کارگزارم برای خرید سهام جدید خودرویی ها را پیشنهاد کرد. سابقه خودرویی ها برایم قشنگ بود . سال 86 توانسته بودم از سایپا یه گین 40% بگیرم و از خرید تراکتورسازی هم 25 % سود نصیبم شده بود.تصمیم گرفتم پولم رو به دو بخش تقسیم کنم.با نصف پولم صدرا خریدم و بقیه رو پارس خودرو گرفتم.صدرا هم مثل آذرآب صف فروش بود اما احساس بهتری به این سهم داشتم.
حدود یک ماه بعد پارس خودرو برای تعدیل بسته شد و بعد از چند روز با تعدیل منفی باز شد و با 15% ضرر فروختم و پولش رو از بازار بیرون کشیدم.
سال 87 با همه بدی هاش تموم شد و 88 شروع شد. تازه از مسافرت نوروزی برگشته بودم که متوجه شدم آذرآب صف خرید چند میلیونی داره و به 40 تومان هم رسیده. اوضاع صدرا هم خیلی عالیه.
چند روز بعد هردو سهم بسته شدند وآذرآب با 84 تومان و صدرا با 90 تومان بازگشایی شد. احساس کردم فوق العادست. هر روز احساس خوشایندی داشتم و فکر می کردم که هر دو هرآن امکان دارند که بریزند. مترصد فرصتی بودم که هر دو سهم رو نقد کنم.از طرف دیگه کارگزارم هم توصیه به فروش داشت و ارزش این سهام را حتی در محدوده 100 تومان هم نمی دید. اولین اشتباه سال 88 فروش آذرآب با قیمت 100 تومان بود و صدرای 120 تومان.
سعی کردم جبران کنم؛ هر روز روزنامه می خریدم و به تمام سایتها سر می زدم . تا این که متوجه شدم بانک ملت و کشتیرانی تعدیل عایدی دارند با این تفاوت که کشتیرانی 60% افزایش سرمایه از آورده هم داره. با بررسی هایی که انجام دادم این احتمال رو میدادم که قیمت سهام کشتی رانی بعد از افزایش سرمایه افت می کنه و تا حق تقدم به سهم تبدیل بشه خیلی زمان می بره برای همین تمام پولم رو توی بانک ملت ریختم.
خوشحالی افزایش یکباره نرخ سهام از چشم بازار افتاده صدرا و آذرآب و ناراحتی از دست دادن آنها باعث شد سعی کنم سال 88 رو تک سهم کارکنم.
ولی تصمیم گرفتم حداقل علمی فکر کنم و سعی کردم تمام دوره های تحلیلی رو طی کنم.دوره های تحلیلی 4 ماه از زمان منو گرفت و این دقیقا زمانی بود که اکثر شرکت ها برای مجمع متوقف می شدند و بعد از تقسیم سود باز می شدند.
هر دو سهم آذرآب و صدرا هم به قیمت های 200 و 300 تومان رسیده بودند و کشتی رانی هم، هم افزایش سرمایه داد و هم با قیمت بالاتری که بسته بود باز کرد..... و بانک ملت با 40% تعدیل عایدی 2 تومان بالاتر باز شده بود.
اوضاع بسیار مناسبی بر بورس حاکم بود و مهمترین عرضه سازمان خصوصی سازی نزدیک: حفاری شمال.
طی این مدت به تمام دوستان و آشنایان توصیه خرید حفاری را می کردم. حتی برخی دوستان تیتر روزنامه دنیای اقتصاد رو نشون می دادند که بسیار درشت نوشته شده بود " حفاری صدرا نیست " با کارگزارم تصمیم گرفتیم در جلسه معارفه حفاری شرکت کنیم. اما این شرکت کردن در جلسه معارفه به ضررم تمام شد و فکر کردم این حفاری نمی تونه منو پولدار کنه.تصمیم گرفتم از روی تحلیل تکنیکال سهم انتخاب کنم . سرمایه گذاری صنعت و معدن سهمی بود که اولین انتخاب تکنیکالیم بود. سهمی که توی بازار با بی توجهی روبرو بود.حفاری هر روز مثبت بود و من منتظر تعدیل عایدی صنعت و معدن.
حفاری به محدوده 280 تومان رسیده بود که صنعت و معدن بازگشایی شد ولی فقط 12% رشد داشت.تصمیم گرفتم وارد گروه روی شوم. بر اساس تکنیکال فرآوری رو انتخاب کردم و به محض خرید فرآوری با افزایش 17% روبرو شد.
تکنیکال سهم قیمت 950 تومان و 1470 تومان و 1860 تومان رو نشون می داد و من که 520 تومان خرید کرده بودم به شدت از سهمم مراقبت می کردم . اما فرآوری هم دو بار تعدیل عایدی داد و دقیقا تو حوزه های قیمتی که بسته می شد بازگشایی می شد.صنعت و معدن به محدوده 100 تومان رسیده بود و به شدت طرفدار پیدا کرده بود اما ....
سعی کردم از فرآوری با افزایشی که تا محدوده 760 پیدا کرده بود خارج بشم و وارد گروه پتروشیمی بشم.
فن آوران انتخاب آخرم بود ولی فن آوران هم بست و با همون قیمت بازگشایی شد و حتی به منفی هم کشیده شد و فرآوری به 950 تومان رسیده بود...
سال گذشته گذشت؛ اما یاد گرفتم تک سهم باشم ،اما وارد هر سهمی شدم به نکات بنیادی سهم هم توجه کنم.
یاد گرفتم فقط انتخاب خوب کافی نیست و باید زمان دقیق ورود و خروج را مشخص کرد.
و یاد گرفتم بازار سهام هم گاهی بازار دروغ است، بازار سفته بازی؛ پس مراقب سهم خود باشید.
نویسنده خبر: کاربر3
توضیح:داستان این تریدر را بخوانید بامید اینکه اشتباهات ایشان را تکرار نکنید.بنظر شما در این دوساله این دوستمان چند تا اشتباه داشته. البته با فرض اینکه از آینده خبر ندارین؟