زینت مرادی نیا -کارشناس بازار سرمایه *
نوسان در حجم معاملات و يا قيمت جزيي از طبيعت بازار است . بديهي است حتي تعداد مشتريان يك خواربارفروشي و يا مسافران يك تاكسي در روزهاي مختلف ، متفاوت است . لذا صرف نظر از وجود يا عدم وجود اطلاعات محرمانه و امكان يا عدم امكان دستكاري قيمت ، معاملات سهام شركت ها از نظر حجم و قيمت با نوسان همراه است .
غالبا سهام شركتهاي كوچك و متوسط ، از نظر حجم و قيمت از نوسان بالاتري برخوردارند . به همين دليل بسياري از سبدهاي سرمايه گذاري در بورسهاي بزرگ ، ازخريد سهام شركتهاي كوچك و متوسط ، به دليل ريسك ناشي از نوسان قيمت ، خودداري مي نمايند . در حال حاضر نيز سيستم هاي نظارتي بازار در بسياري از بورسها ، نسبت به تغييرات غيرعادي حجم و قيمت حساس هستند . به عبارت ديگر براي سهام هر شركتي، بر اساس سوابق تاريخي ، يك دامنه طبيعي و قابل قبول نوسانات حجم و قيمت شناسايي شده و هر تغييري خارج از دامنه فوق ، علائم هشداردهنده را فعال مي نمايد . بديهي است كه اين دامنه طبيعي ، براي سهام شركت هاي مختلف ، متفاوت بوده و در فواصل زماني مشخصي ، مورد تجديد نظر قرار گرفته و به روز ميشود .
چگونگي تغيير قيمت و رابطه آن با حجم معاملات
همه ميدانيم كه هر چه حجم معاملات روزانه و نسبت گردش معاملات سهامي بيشتر باشد ، امكان ايجاد نوسانات تصنعي در قيمت كمتر ميشود .ذكر اين نكته ضروري است كه افزايش قيمت ها توسط خريداران سهام و كاهش قيمت ها توسط فروشندگان سهام صورت مي گيرد . زيرا بطور منطقي ، همواره خريداران تمايل به خريد در قيمت هاي پايين تر و فروشندگان تمايل به فروش در قيمت هاي بالاتر دارند . پس هنگامي قيمت سهام كاهش مي يابد كه فروشندگان حاضر به فروش سهام خود در قيمت هاي پايين تر شده و افزايش قيمت نيز زماني رخ مي دهد كه خريداران حاضر به خريد سهام در قيمت هاي بالاتر باشند. دستكاري قيمت مستلزم تقبل هزينه است . اما منافع حاصل از دستكاري بايد اين هزينه را توجيه نمايد ، مانند فروش تعداد اندكي سهام در قيمت هاي پايين به منظور ارسال علائم گمراه كننده و خريد تعداد قابل توجهي سهام در قيمت هاي پايين تر و يا برعكس ، لذا دستكاري قيمت غالبا در بازاري با شرايط زير امكان پذير است :
· بازار يك طرفه باشد يعني در دامنه موثر فقط سفارش خريد يا فقط سفارش فروش وجود داشته باشد .
· هيچ سفارش خريد يا فروشي وجود نداشته باشد و حجم سفارشات موجود در سيستم بسيار اندك باشد .
· فاصله بين قيمت بهترين سفارش خريد و بهترين سفارش فروش زياد بوده و احتمال انطباق سفارشات كم باشد .
بديهي است در شرايط متعارف ، هيچگاه شرايط فوق براي سهم هايي با گردش معاملاتي بالا وجود نداشته و ايجاد تغييرات تصنعي در قيمت سهام پرگردش ، مستلزم صرف هزينه بالا وبدون اطمينان از امكان بهره برداري از تغييرات تصنعي در قيمت سهام ميباشد . تغييرات قيمت در سهام پرگردش ، ناشي از اراده عموم مشاركت كنندگان در بازار مي باشد.
در حالت طبيعي مي بايستي در هر دو طرف عرضه و تقاضا در قيمت هاي مختلف ، سفارش وجود داشته باشد و فاصله قيمت سفارشات هر طرف و نيز بهترين سفارشات دو طرف كم باشد . در چنين وضعيتي حتي معاملات دوطرفه كارگزار در شرايط كاملا عادلانه و رقابتي صورت مي گيرد ( در برخي از بورسها ، انجام معاملات دو طرفه توسط كارگزار ، اساسا منوط به برقراري اين وضعيت مي باشد) وجود صف در بازار و تراكم سفارشات در بالاترين قيمت خريد يا پايين ترين قيمت فروش ناشي از عدم كارآئي قيمت مي باشد ، نشت اطلاعات محرمانه موثر بر قيمت سهام، بتدريج منجر به تراكم سفارشات در يك طرف و آن هم بالاي صف شده و بدون نياز به بستن نماد ، عملا توقف معاملاتي رخ ميدهد . همچنين انتشار اطلاعات موثر بر قيمت سهام در بازار و يا وقوع رويدادهايي كه بصورت غيرمستقيم بر قيمت اثر گذارند ، مي توانند تراكم يك طرفه سفارشات را بهمراه داشته باشد.
بديهي است در اين حالت ، كاهش شديد حجم معاملات ناشي از عدم كارآئي قيمت بوده و منوط كردن تغيير قيمت به انجام حجم قابل قبولي از سهام ، از نظر منطقي غيرممكن است . لذا تا زماني كه به دليل و يا به بهانه تعديل EPS ( صرف نظراز اينكه متغيرهاي موثر بر قيمت ، لزوما EPS نيست ) ، امكان بازشدن دامنه نوسان قيمت فراهم نشود ، قفل بر معاملات گشوده نخواهد شد . همانگونه كه ملاحظه ميشود مكانيزم حجم مبنا بر ضد قوانين طبيعي بازار بوده و هر چه قيمت غير كارآتر بوده و تعديل قيمت براي روان شدن معاملات ضروري تر باشد ، ترمز حجم مبنا قوي تر عمل خواهد كرد.
دامنه نوسانات قيمت در ساير بورسها
در بورسهاي بزرگ ( نيويورك ، لندن ، توكيو و . . . ) هيچگونه محدوديتي براي دامنه نوسانات قيمت اوراق بهادار اعمال نمي شود . چرا كه در اين بورسها به دليل حجم بالاي معاملات و بزرگي اندازه شركت ها ، امكان دستكاري قيمت اندك بوده و از سوي ديگر به اتكاء سيستم هاي هشداردهنده ، حركات غيرعادي حجم يا قيمت ، بسرعت شناسايي و با آن برخورد ميشود . وجود استثناءها ، باعث ايجاد محدوديت و اختلال در قواعد طبيعي حاكم بر بازار نمي شود . در بورسهاي كوچكتر طبق جدول پيوست دامنه هايي وضع گرديده است ، اما همانطور كه ملاحظه ميشود كمترين دامنه نوسان قيمت ، مختص بورس تهران است . چرا كه اولا اين دامنه 2% + ميباشد ، ثانيا مبناي دامنه ، نه آخرين قيمت ، بلكه ميانگين وزني قيمت معاملات روز قبل بوده و ثالثا با اعمال حجم مبنا ، سرعت تغييرات قيمت كندتر ميشود .
در ساير بورسها ، بر خلاف بورس تهران ، هرگاه عدم كارآئي قيمت منجر به كاهش حجم معاملات گردد ، دامنه نوسانات بازتر شده و تمهيدات لازم جهت رفع عدم قابليت معاملاتي سهام فراهم ميشود.
اثرات حجم مبنا بر بازار
· مكانيزم حجم مبنا از عدم تشخيص جايگاه استثناء و قاعده در حركت بازار ناشيمی شود . براساس اين شيوه نگرش ، تمامي تغييرات قابل توجه در قيمت مي تواند مولود دستكاري و يا بهره برداري از اطلاعات محرمانه باشد . ليكن در يك بازاركارآ ، بخش عمده و اصلي معاملات بر اساس رقابت صورت گرفته و مقابله با چندمعامله ناسالم ، اعمال محدوديت هاي نامناسب در روند طبيعي كل بازار و ايجاد اختلال در آن را توجيه نمي كند .
· اگر چه هيچ ترديدي در حسن نيت واضعان حجم مبنا براي جلوگيري از ايجاد نوسانات تصنعي در بازار وجود نداشت ، ليكن خود اين روش ، سفته بازي را در شركت هاي كوچك و متوسط به شدت افزايش داد . چرا كه درصورت عدم كارآئي قيمت ، در شركت هايي با سرمايه سنگين ، دوره زماني رسيدن به قيمت متعادل به دليل نياز به حجم بالاي معاملات ، بسيار طولاني مي شود ، اما در شركتهاي كوچك ، تعديل قيمت بسرعت صورت مي گيرد و هر چه فاصله بين قيمت بازار و قيمت ذاتي موردنظر سرمايه گذاران بيشتر باشد ، حركت سهم كندتر خواهد شد . لذا با اعمال اين روش بسياري از سرمايه گذاران از سرمايه گذاري روي سهام شركت هاي بزرگ روي گردان شده و شركتهاي كوچك مورد اقبال قرارگرفتند.
· حجم مبنا مانع از تخصيص بهينه منابع مي گردد ، چرا كه در تصميم گيري سرمايه گذاران ، نقش متغير بازدهي تنزل يافته و متغير حجم سرمايه ، بصورت اغراق آميزي اهميت مي يابد .
چه بايد كرد ؟
با توجه به موارد مطروحه ، حذف حجم مبنا ضروري به نظر مي رسد ، ليكن همانگونه كه وضع حجم مبنا در ابتدا با تغيير جايگاه عوامل موثر بر تصميم گيري سرمايه گذاران ، انتقال ثروت قابل توجهي را بهمراه داشت، حذف يكباره آن از بازار نيز مجددا به انتقال ثروت خواهد انجاميد . لذا به منظور جلوگيري از ايجاد شوك در بازار ، حذف حجم مبنا بايد بصورت تدريجي و طي مراحل زير صورت گيرد :
· ابتدا حجم مبناي شركت هاي بزرگ كاهش و سپس حذف گردد .
· دامنه نوسانات روزانه قيمت سهام شركت هاي بزرگ با قابليت نقدشوندگي قابل قبول ، مجددا به 5%+ افزايش يابد .
· حجم مبناي شركت هاي كوچك و متوسط در مراحل بعدي كاهش داده شده و به مرور حذف شود .
· هنوز در زمينه افشاء به موقع ، كامل و صحيح اطلاعات ضعف هاي جدي وجود دارد كه خود به ناعادلانه بودن معاملات منجر مي شود . بررسي اين مقوله در دستور كار قرار گيرد .
· ايجاد سيستم هاي مناسب شناسايي معاملات غيرعادي و ناسالم ، اعمال محدوديت ها براي معاملات سهام كل بازار را غيرضروري ساخته و مانع از كندشدن روند طبيعي تغييرات قيمتي مي شود .
· با توجه به نتايج نامطلوب ناشي از حساسيت بيش از حد به شاخص ، شايد زمان بررسي " شكستن بت خود ساخته اي به نام شاخص " فرا رسيده باشد .
توقف معاملات
همانگونه كه مي دانيد در بسياري از كشورها ، تاريخ بستن دفاتر سهام شركت جهت تعيين سهامداران ذينفع مجمع چند روز قبل از تاريخ برگزاري مجمع است . با چنين روشي ، نيازي به توقف معاملات در تاريخ مجمع نيست . متاسفانه در بورس تهران علاوه بر توقف ضروري معاملات سهام در روز برگزاري مجمع ، از چند روز قبل معاملات سهام متوقف شده و بعد از برگزاري مجمع نيز ، در موارد متعددي دوره توقف نماد بسيار طولاني مي شود . همچنين دوره هاي توقف نماد براي تعديل EPS و يا انتشار اخبار جديد از شركت ، خود به وسيله اي جهت كنترل قيمت ها توسط افراد ذينفع تبديل گرديده است . در بسياري از بورسها توقف نماد صرف نظر از ارائه يا عدم ارائه اطلاعات از سوي شركتها ، محدود به چند ساعت در حين جلسه معاملاتي بوده و مديران شركت مسئول ضرر و زيان ناشي از عدم افشاء بموقع اطلاعات هستند . با عنايت به گستردگي و پيچيدگي " توقف نماد" اين موضوع در گزارش بعدي مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
تاریخچه حجم مبنا
در سال 1382 به دنبال افزايش شديد در قيمت سهام و به تبع آن شاخص هاي قيمت ، مديريت وقت بورس تصميم گرفت مانع از ايجاد نوسانات تصنعي در قيمت ها شود . لذا پس از مدت كوتاهي ، به پيشنهاد يكي از كارشناسان ، روش حجم مبنا مورد تائيد قرار گرفت و مقدمات اعمال آن فراهم شد .
با اعمال اين روش ، پذيرش ميانگين وزني قيمت معاملات هرروز هر نماد ، به عنوان آخرين قيمت آن روز و قيمت مبنا ، جهت اعمال دامنه نوسانات قيمت روز معاملاتي بعد ، منوط به مبادله حجم معيني از سهام گرديد .
حجم مذبور معادل 20% سرمايه شركت با فرض انجام معامله در 250 روز كاري تعيين شده است . به عبارت ديگر در هر روز معاملاتي مي بايستي حداقل 8 ده هزارم كل تعداد سهام شركت مورد معامله قرار گيرد تا اجازه تغيير قيمت پاياني معادل ما به التفاوت قيمت مبناي اول روز و قيمت پاياني ( معادل ميانگين وزني قيمت سهام معامله شده ) داده شود . در صورت انجام معامله در احجام كمتر ، تغيير قيمت واقعي در ضريب ] نسبت تعداد سهام معامله شده به تعداد سهام بر اساس حجم مبنا [ ضرب شده و بعنوان قيمت مبناي روز معاملاتي بعد مدنظر قرار مي گيرد .با عنايت به اينكه در سال 1381 نسبت گردش معاملات كل بورس حدود 20% بود و با توجه به سهم قابل توجه حجم معاملات عمده به كل معاملات و نيز پراكندگي شديد نسبت گردش معاملات شركت ها به نسبت 20% تعيين شده ونيز ناديده گرفتن سابقه تاريخي نوسانات حجم و قيمت روزانه تك تك شركت ها ، پيش بيني اثر قفل كنندگي حجم مبنا بر معاملات ، كار مشكلي نبود .